همه‌ی نوشته‌های نویسنده 1

بررسی دلایل رشد ۳۳ درصدی همسریابی ازدواج موقت در کشور

یک آسیب شناس اجتماعی دلایل و تبعات همسریابی ازدواج موقت را برای گروهای مختلف جامعه متفاوت می‌داند و معتقد است که اگر چه ازدواج موقت برای افراد مجرد کاربرد دارد اما می تواند خانواده های افراد متاهل را با بحران مواجه کند.

مصطفی فروتن، آسیب شناس اجتماعی و مشاور خانواده در تحلیل آمار اخیر سازمان ثبت اسناد مبنی بر افزایش ۳۳ درصدی ثبت ازدواج موقت در گفتگو با خبرنگار ایلنا بیان کرد: مساله همسریابی برای صیغه موقت یک پدیده چند وجهی است و باید از تمامی زوایا به آن نگاه کنیم تا بتوانیم قضاوت صحیحی در این مورد داشته باشیم. در تحلیل این مساله باید به انواع آن توجه داشت دلایل صیغه در میان زنان و مردان و همچنین متاهلین و مجردین متفاوت است.

دلایل ازدواج موقت در میان زنان
این آسیب شناس اجتماعی گفت: مهم ترین دلیل گرایش زنان به ازدواج موقت دلایل اقتصادی است و باید توجه داشت زنانی که از این طریق معیشت خود را می‌گذرانند افرادی قابل احترام اند زیرا برای اینکار خود را ملزم به رعایت برخی موازین و اقدامات می‌کنند. فروتن ادامه داد: دلیل دیگر گرایش به ازدواج موقت به زنانی بر می گردد که در گذشته ازدواج ناموفقی داشته اند و نمی خواهند دوباره در موقعیت مشابه قرار گیرند اما نیاز به تکیه و همراهی در زندگی خود دارند. وی افزود: در گروهی دیگر هم که در گذشته سابقه تاهل را دارند بحث غرایز جنسی و نیازهای فیزیکی مطرح است بنابر این می توانیم بگوییم که این سه دلیل شاخص ترین علت گرایش زنان به ازدواج موقت است.


دلایل ازدواج موقت در میان مردان

این مشاور خانواده اظهار کرد: اما در مورد دلایل گرایش مردان به همسریابی صیغه، باید مردان متاهل و مردان مجرد را به طور جداگانه مورد بررسی قرار داد. فروتن گفت: یک مرد مجرد برای شروع یک زندگی مشترک باید هزینه ها و امکاناتی را تهیه کند و به جایی برسد که بتواند هزینه های زندگی را تقبل کندکه این مساله زمان بر است و ممکن است تا سن ۳۰ سالگی افراد طول بکشد، در این مدت مرد مجرد برای رفع نیاز های روحی و جسمی خود به جای آنکه به سوی تن فروشان برود می تواند از ازدواج موقت استفاده کند.

وی ادامه داد: اما در میان متاهلین شاخص ترین دلیل، تنوع طلبی جنسی است که افراد می خواهند تجربه های متفاوت در این زمینه داشته باشند. دلیل دیگر نیز آن است که در عقد دائم بنابر دلایل خاصی مانند نبود مهارتهای زندگی، ممکن است که زندگی زناشویی رنگی خاکستری به خود بگیرد و زن و شوهر با وجود حفظ ظاهر در عمل راه خود را از هم جدا کنند در این صورت پیش می آید که مردان متاهل برای فرار از انزوای عاطفی و روانی به ازدواج موقت روی می‌آورند.

این آسیب شناس اجتماعی بیان داشت: برخی نیز با وجود داشتن پایگاه عاطفی برای تجربه کارهای هیجان انگیز، بیمار گونه و رفتار های جنسی نا متعارف که این روزها در حال افزایش است به این سمت می روند زیرا که از نظر قانونی و هزینه ای نسبت به راههای دیگر برایشان به صرفه تر است. وی افزود: برخی دیگر هم دلیل گرایش‌شان به صیغه را تحت سرپرستی قرار دادن زنان بی‌سرپرست می‌خوانند.

تبعات و محاسن
فروتن در مورد محاسن و تبعات ازدواج موقت گفت: افزایش طلاق و از هم پاشیدگی خانواده،ایجاد حس انتقام گیری و تمایل به خیانت در همسر دائمی فرد و کاهش ازدواج دائم ازجمله تبعات ازدواج موقت است. البته ازدواج موقت مزیت هایی مانند ارضای غزیزه جنسی از راه مشروع، کاهش فساد و بیماری های مقاربتی را نیز به همراه دارد.

وی افزود: برای رویارویی با این مساله ابتدا باید گروههای مختلف را از هم جدا کنیم. در رابطه با افراد مجرد صیغه مساله ای است که کاربرد دارد و نمی توان آن را حذف کرد اما می توان شرایط اقتصادی و رفاهی ایجاد کرد تا شرایط برای کسانی که می خواهند ازدواج دائم داشته باشند مهیا باشد.
بسته های تشویقی کارشناسی شده نیز باید برای این کار ایجاد شود، این مشاور خانواده بیان کرد: آموزش های کاربردی نیز باید برای خانواده ها برگزار شود تا رسم و رسومات دشوار و دست و پا گیر و هزینه بر را از سر راه ازدواج دائمی جوانها بردارند. همچنین برخی قوانین ازدواج و پس از ازدواج نیز باید متناسب با زمان حال تغییر کند.
فروتن گفت: اقدام مهم دیگر در این زمینه آن است که به متاهلین آموزش های مهارت های زندگی داده شود تا زوج ها بتوانند به لحاظ فیزیکی و روحی یکدیگر را راضی کنند. وی در پایان اشاره کرد: اکنون در دفترخانه ها لیستی از زنانی که آمادگی ازدواج موقت را دارند موجود است تا از این طریق کمکی برای امرار معاش به آنها شود در جالی که بهتر است به جای اینکار زمینه ای برای اشتغال و توانمندی آنها ایجاد شود تا زنان و مردان بیشتر به سمت ازدواج دائم بروند.

عده در ازدواج موقت چگونه است و معنای دو حیض کامل در این عده چیست؟

پرسش:

مرد و زنی صیغه ی موقت جاری کردند و با هم نزدیکی داشتند. بعد از گذشت ۱۰ روز از پایان زمان صیغه مجدد با هم صیغه ی موقت خواندند و با هم نزدیکی نداشتند. عده ی زن از پایان صیغه ی اول محاسبه میشود یا صیغه ی دوم؟ و مراد از دو حیض کامل در عده ی ازدواج موقت، پاک شدن از حیض دوم است یا تکمیل زمان پاک بودن و دیدن حیض سوم(مانند عده ی ازدواج دائم)؟

پاسخ:

نظر شما را به سؤالی در همین رابطه جلب می کنیم:

شخصى خانمى را براى مدتى، به عقد موقّت خود در مى‏آورد و با او نزدیکى مى‏کند. سپس بعد از تمام شدن مدت عقد، دوباره او را صیغه مى‏کند و این بار با او نزدیکى نمى‏کند. آیا این خانم باید بعد از تمام شدن عقد دوم، عده نگه دارد؟

همه مراجع عظام تقلید: آرى، براى ازدواج با شخص دیگر، باید عده نگه دارد. [۱]

بنابراین در فرض سؤال شما، اگر زن بخواهد دوباره با همان شخص اول ازدواج کند، عده نگه داشتن لازم نیست ولی برای ازدواج با شخص دیگری باید بعد از پایان صیغه دوم یا بخشیده شدن مدت صیغه دوم، عده نگه دارد.

در ازدواج موقت بر خلاف ازدواج دائم _که طلاق در زمان حیض جایز نیست و موجب بطلان طلاق است_اگر وقت صیغه موقت در زمان حیض زن تمام شود اشکالی نداشته و این دو از هم جدا می شوند و یا این که مرد می تواند در زمان حائض بودن زن، بقیه مدت را به او بخشیده و در نتیجه از هم جدا شوند. [۲] بنابراین در هنگام جدان شدن مرد از زنی که با او ازدواج موقت کرده است، زن می تواند در حال طهر(پاکی) یا در حال حیض باشد. اگر در حال طهر باشد بعد از دیدن دو حیض کامل و به تمام رسیدن آن، زن از عده خارج می شود و اگر در حال حیض از هم جدا شده اند چون مقداری از این حیض را در همسری مرد بوده است، این حیض، حیض کامل نبوده است [۳] و جزء عده ازدواج موقت به حساب نمی آید. در هر صورت معنای دو حیض کامل این است که زن بعد از دیدن حیض اول و پاک شدن از آن، حیض دوم را نیز ببیند و با انتهای حیض دوم و رسیدن به طهر و پاکی از عده از دواج موقت خارج می شود و لازم نیست که طهر متصل به این حیض نیز تمام شود.

 

پی نوشت:

[۱] آیت الله وحید، منهاج الصالحین، ج ۳، مسأله ۱۳۱۱؛ آیت الله خامنه‏اى، استفتاء، س ۱۶۳؛ آیت الله تبریزى، منهاج الصالحین، ج ۲، م ۱۳۱۱ ؛آیت الله سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۳، م ۲۴۹؛ امام خمینى، تحریر الوسیله، ج ۲، النکاح المنقطع، م ۱۱؛ آیت الله صافى، هدایه العباد، ج ۲، النکاح المنقطع، م ۱۱؛ آیت الله نورى، استفتاءات، ج ۲، س ؛۶۹۴ آیت الله فاضل، جامع المسائل، ج ۲، س ۱۲۵۵ و دفتر: آیت الله بهجت و آیت الله مکارم . با استفاده از نرم افزار پرسمان.

[۲] توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۲، ص ۵۲۳ : در ازدواج موقت شاهد گرفتن و پاک بودن از حیض لازم نیست.

[۳] عده ازدواج موقت  دو حیض کامل برای کسانی که حیض می بینند یا چهل و پنج روز برای کسانی که حیض نمی بینند،است. نک: توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۲، ص ۵۲۶.

پاسخ دو تن از مراجع به سوالاتی درباره ازدواج سفید و ازدواج موقت

پاسخ های حضرت آیت الله شبیری

نظر به اینکه اخیرا عده ای از دختران و پسران تحت عنوان ازدواج سفید به همباشی پرداخته و عده ای از آنان این باور را دارند که چون طرفین رضایت دارند لذا همین رضایت قلبی کفایت از خطبه ازدواج دائم یا موقت دارد، خواهشمند است دیدگاه شرع مقدس را در این گونه موارد بیان فرمایید.

الف- آیا صرف رضایت دختر و پسر برای بودن با یکدیگر به مفهوم جاری شدن محرمیت و زوجیت است و یا خواندن خطبه عقد دائم یا موقت ضروری است؟

ب- در صورتی که جاری شدن خطبه عقد ضرورت دارد آیا این ضرورت برای زوجیت دائم است یا برای زوجیت موقت نیز خواندن خطبه ضرورت دارد و رضایت قلبی مکفی نیست؟

پاسخ الف و ب- فارغ از سایر شرایط، در ازدواج دائم و موقت، خواندن صیغه لازم است.

ج-در صورتی که خواندن خطبه به زبان عربی فصیح مقدور نباشد و زوج و زوجه بنا به دلایلی نظیر حفظ آبرو نتوانند موضوع را با دیگری در میان بگذارند آیا می توانند به زبان مادری خطبه را جاری کنند؟

پاسخ ج- جایز است.

د-در صورتی که در صورت معذور بودن، جاری کردن خطبه به زبان مادری جایز باشد آیا باید عین ترجمه بیان شود یا ترجمه مضمونی کفایت دارد؟

ه-اگر حضرتعالی جواز به جاری کردن خطبه با ترجمه به مضمون می دهید مثلا به زبان فارسی خطبه عقد دائم و موقت چه گونه است و چه بگویند کفایت است؟

پاسخ د، ه: به هر زبانی که بخوانند و معنای «زوجتک» و «قبلت» را برساند صحیح است. مثلا برای ازدواج دائم به فارسی به زن بگوید: به عقد دائمی در آوردم خودم را برای شما در مقابل مهریه ای که توافق کردیم و سپس مرد بگوید: قبول نمودم این عقد دائم را براساس مهریه ای که توافق کردیم.

و-اگر دختری با پسری بدون رضایت پدر و یا بدون اطلاع پدر همبستر شده باشد و اطلاعی از اینکه باید خطبه عقد خوانده شود نداشته و یا نمی دانسته رضایت پدر واجب است آیا هم اکنون می توانند با خواندن خطبه بدون اطلاع پدر محرم شوند؟

پاسخ و: خیر، بدون اجازه پدر یا جد پدری عقدشان صحیح نیست.

ز-اگر شرایط این دختر و پسر به گونه ای باشد که جدا شدن عوارض جدی برای شرایط فعلی و آینده طرفین یا یکی از طرفین داشته باشد و هر دو یا یکی از طرفین در عسر و حرج بیفتند و در این حال اطلاع به پدر نیز عوارض خطرناک داشته باشد راه حل این دو برای خروج از مهلکه حرام چیست و آیا می توانند بدون جدا شدن، با جاری کردن خطبه به هم محرم شوند؟

پاسخ ز: محرمیت ایجاد نشده است بنابراین باید جدا شوند البته اگر در چنین شرایطی پدر و جد پدری مصلحت دختر را در ازدواج مراعات نکنند اذن ایشان برای ازدواج جدید ساقط است.

ح-اگر از این همبستری دختر حامله شده باشد و یا فرزندی بدنیا آورده باشد و تصورش این بوده که رضایت طرفین کافی است، حکم فرزند چیست؟ آیا می توانند در این شرایط بدون اذن پدر محرم شوند؟ اگر اذن پدر ضروری است و بتوانند اذن بگیرند و محرم شوند آیا تاثیری در وضعیت قبل و کودک متولد شده دارد؟

پاسخ ح:

اگر مرد و زن ندانند که چنین ازدواجی باطل است و با یکدیگر ازدواج کنند بچه ای که از آنان به دنیا آمده، حلال زاده است و تمام احکام اولاد را دارا می باشد و اگر یکی از مرد و زن نداند که ازدواج باطل است، بین او و بچه ای که به دنیا می آید تمام احکام اولاد جاری است، ولی دیگری که می دانسته ازدواج باطل است از بچه ارث نمی برد و بچه هم از وی ارث نمی برد ولی این دو به هم محرمند و احکام محرمیت را دارا می باشند، لذا می توانند همچون دیگر محرم ها به همدیگر نگاه کنند و ازدواج آنها با یکدیگر جایز نیست و همانند دیگر فرزندان حق نهفته دارد. در هر صورت اذن پدر یا جد پدری در خود ازدواج دختر شرط است مگر پدر و جد پدری مصلحت دختر را در امر ازدواج رعایت نکنند.

پاسخ های حضرت آیت الله سبحانی

الف- آیا صرف رضایت دختر و پسر برای بودن با یکدیگر به مفهوم جاری شدن محرمیت و زوجیت است و یا خواندن خطبه عقد دائم یا موقت ضروری است؟
پاسخ: ازدواج سفید همان ازدواج معاطاتی است و شرعا کافی نیست و باید اگر باکره است با اذن پدر عقد خوانده شود و مهریه معین شود متاسفانه موضوعی که شبیه زنا رایگان است نام ازدواج به خود گرفته است.

ب-در صورتی که جاری شدن خطبه عقد ضرورت دارد آیا این ضرورت برای زوجیت دائم است یا برای زوجیت موقت نیز خواندن خطبه ضرورت دارد و رضایت قلبی مکفی نیست؟

پاسخ: در هردو باید عقدخوانده شود وحد وحدود روشن شود.

ج-در صورتی که خواندن خطبه به زبان عربی فصیح مقدور نباشد و زوج و زوجه بنا به دلایلی نظیر حفظ آبرو نتوانند موضوع را با دیگری در میان بگذارند آیا می توانند به زبان مادری خطبه را جاری کنند؟

پاسخ: در عقد موقت در صورت اجتماع شرایط عقد فارسی کافی است؛ اگر زوج و زوجه نتوانند صیغه را به عربی صحیح بخوانند باید کسی را که می تواند وکیل کنند و اگر چنین شخصی نبود باید خودشان به غیر عربی بخوانند و باید لفظی بگویند که معنی«زوجت وقبلت» را بفهماند.

د-در صورتی که در صورت معذور بودن، جاری کردن خطبه به زبان مادری جایز باشد آیا باید عین ترجمه بیان شود یا ترجمه مضمونی کفایت دارد؟

پاسخ: باید انشاء زوجیت شود و آنچه در رساله ها آمده است به فارسی خوانده شود.

ه-اگر حضرتعالی جواز به جاری کردن خطبه با ترجمه به مضمون می دهید مثلا به زبان فارسی خطبه عقد دائم و موقت چه گونه است و چه بگویند کفایت است؟

پاسخ: به رساله عملیه صفحه ۴۴۶ مراجعه شود.

و-اگر دختری با پسری بدون رضایت پدر و یا بدون اطلاع پدر همبستر شده باشد و اطلاعی از اینکه باید خطبه عقد خوانده شود نداشته و یا نمی دانسته رضایت پدر واجب است آیا هم اکنون می توانند با خواندن خطبه بدون اطلاع پدر محرم شوند؟

پاسخ: احتیاطا با اذن پدر باشد.

ز-اگر شرایط این دختر و پسر به گونه ای باشد که جدا شدن عوارض جدی برای شرایط فعلی و آینده طرفین یا یکی از طرفین داشته باشد و هر دو یا یکی از طرفین در عسر و حرج بیفتند و در این حال اطلاع به پدر نیز عوارض خطرناک داشته باشد راه حل این دو برای خروج از مهلکه حرام چیست و آیا می توانند بدون جدا شدن، با جاری کردن خطبه به هم محرم شوند؟

پاسخ: بالاخره ازدواج این دو تا آخر نمی تواند برای پدر پنهان بماند و خواندن صیغه عقد مشکل را حل نخواهد کرد.

ح-اگر از این همبستری دختر حامله شده باشد و یا فرزندی بدنیا آورده باشد و تصورش این بوده که رضایت طرفین کافی است، حکم فرزند چیست؟ آیا می توانند در این شرایط بدون اذن پدر محرم شوند؟ اگر اذن پدر ضروری است و بتوانند اذن بگیرند و محرم شوند آیا تاثیری در وضعیت قبل و کودک متولد شده دارد؟

پاسخ: حکم فرزند وطی به شبه بوده وحلال زاده است. احتیاطا از پدر اذن بگیرد.

نگاهی به فتاوای آیت الله روحانی درباره ازدواج موقت دختر باکره بدون اجازه پدر

سایت رسمی حضرت آیت الله سید صادق روحانی با انتشار ویژه نامه ای به بیان دیدگاه های معظم له پیرامون ازدواج موقت (خصوصا با دختر باکره) پرداخته و نظرات ایشان را به تفصیل تبیین کرده است. در این ویژه نامه آمده است:

این ویژه نامه سعی دارد تا در گفتاری موجز به بیان نکات کاربردی و مبتلابه مبحث ازدواج و مشخصا ازدواج موقت دختر باکره بدون اذن پدر از منظر آراء و فتاوای حضرت آیت الله العظمی سید محمدصادق روحانی (دام ظله العالی ) بپردازد به گونه ای که به عنوان مرجعی ساده و نسبتا کامل در باب این موضوع برای مقلدان معظم له و پاسخی به صدها استفتا و ایمیل مشابه که هر هفته از ایشان می شود، باشد.(این ویژه نامه به تدریج کامل خواهد شد)

جزییات ویژه نامه را در اینجا مطالعه فرمایید.

صیغه موقت (متعه) در آینه روایات اهل بیت (ع)

  1. ابا بصیر می گوید: از امام باقر علیه السلام درباره متعه پرسیدم
    امام فرمود در قرآن نازل شده است: فما استمتعتم به منهن فآتوهن أجورهن فریضه ولا جناح علیکم فیما تراضیتم به من بعد الفریضه [نساء:۲۴]
    و زنانى را که از آنها تمتع مى‏گیرید واجب است که مهرشان را بدهید. و پس از مهر معیّن، در قبول هر چه هر دو بدان رضا بدهید گناهى نیست. هر آینه خدا دانا و حکیم است. [ترجمه قرآن:عبد المحمد آیتی]
  2. امام رضا علیه السلام فرمود: رسول خدا متعه را حلال نمود و تا هنگام وفات نیز آن را حرام نکرد.
  3. شخصی از امام باقر علیه السلام درباره این آیه پرسید: وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِیُّ إِلى‏ بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدیثاً فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَ أَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَیْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَ أَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَها بِهِ قالَتْ مَنْ أَنْبَأَکَ هذا قالَ نَبَّأَنِیَ الْعَلیمُ الْخَبیر
    آن گاه که پیامبر با یکى از زنان خود رازى در میان نهاد، چون آن زن آن راز با دیگرى باز گفت، خدا پیامبر را از آن آگاه ساخت و او پاره‏اى از آن [کشف]راز را بر آن زن آشکار کرد و از افشاى پاره‏اى دیگر سرباز زد. چون او را از آن خبر داد، گفت: چه کسى تو را از این ماجرا آگاه کرده است؟ گفت: آن خداى داناى آگاه به من خبر داده است. [تحریم۳]
    امام فرمود: رسول خدا زنی را متعه نمود. یکی از زنان حضرت مطلع شد و ایشان را متهم به فحشاء نمود!!! رسول خدا فرمود: این کار حلال است. این ازدواجیست به صورت موقت. تو این قضیه را مخفی بدار. اما آن زن به یکی دیگر از زنان حضرت خبر داد! [پس خداوند آن آیه را نازل فرمود]
  4. جابر بن عبد الله انصاری می گوید: ما در زمان رسول خدا و نیز در زمان ابو بکر متعه می کردیم تا زمان عمر که آن را ممنوع کرد!!
  5. با أسناد زیادی روایت شده که از حضرت صادق علیه السلام پرسیده شد: آیا آیه متعه نسخ شده است؟
    فرمود: نه و اگر عمر از آن جلوگیری نکرده بود هیچکس جز شقی زنا نمی کرد.
  6. شخصی [از مخالفان اهل بیت] نزد امام باقر علیه السلام آمد و گفت:
    نظرت درباره متعه زنان چیست؟
    امام فرمود: خداوند آن را در کتابش و در سنت پیامبرش حلال نموده پس تا روز قیامت حلال است.
    او گفت: آیا مثل تویی چنین می گوید در حالیکه عمر آن را حرام کرد!
    امام فرمود: اگر چه چنین کرد! [اما حرف من همان است که گفتم]
    او گفت: پناه می برم به خدا که چیزی را که عمر حرام کرده، حلال می دانی!
    امام فرمود: پس تو بر نظر رئیست باش و من هم بر نظر رسول خدا !…
  7. شیخ مفید بنقل از شیخ صدوق به اسناد خود روایت نموده که:
    امیرمؤمنان علی علیه السلام زنی از خاندان بنی نهشل را در کوفه متعه نمود.
  8. امام رضا علیه السلام در نامه ای که برای مأمون عباسی نوشتند و اسلام را برایش تشریح نمودند می فرماید:
    [اعتقاد به] اسلام، شهادت به وحدانیت خداست و…[تا می رسد به اینجا که] و حلال دانستن دو متعه ای که خداوند در کتابش نازل فرموده و رسول خدا در سنتش جاری نموده است یعنی متعه زنان و متعه حج…
  9. امام صادق علیه السلام می فرماید:
    از ما نیست کسی که به رجعت ما ایمان ندارد و متعه ما را حلال نمی داند.
  10. امام صادق علیه السلام فرمود:
    اینکه خدای عزوجل در قرآن می فرماید: ما یفتح الله للناس من رحمه فلا ممسک لها…[فاطر:۳۵]
    (هر رحمتى را که خدا براى مردم بگشاید، بازدارنده‏اى براى آن نیست‏)، یکی از مصادیقش متعه است.
  11. امام محمد باقر علیه السلام فرمود:
    مرد متأهل اگر بخواهد می تواند متعه کند اگرچه در شهر خودش باشد و با همسرش اقامت داشته باشد.
  12. از امام صادق علیه السلام پرسیده شد: چه تعداد از متعه حلال است؟ فرمود: هر قدر خواستی.
  13. امام صادق علیه السلام فرمودند:
    برای مرد مستحب است که نکاح متعه انجام دهد. دوست ندارم مردی از شما از دنیا برود مگر اینکه یک مرتبه هم که شده متعه گرفته باشد.
  14. از امام صادق علیه السلام درباره متعه سؤال شد حضرت فرمودند:
    دوست ندارم فردی از شما از دنیا برود و روشی از روشهای رسول الله را عمل نکرده باشد.
  15. محمد بن مسلم گفت: امام صادق علیه السلام به من فرمودند:
    آیا تا به حال متعه کرده ای؟ عرض کردم: نه، حضرت فرمود: از دنیا نروی تا اینکه سنت پیامبر(ص) را زنده کرده باشی!
  16. اسماعیل هاشمی گفت: امام صادق علیه السلام به من فرمودند:
    آیا از وقتی که از کنار همسر خود بیرون آمده ای متعه کرده ای؟ عرض کردم: با زنانی چند که در کنارم هستند خدا مرا از آن بی نیاز نموده، حضرت فرمودند: اگر چه بی نیاز هستی امّا من دوست دارم که سنت رسول الله را زنده بداری.
  17. اسماعیل جعفی می گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمودند:
    ای اسماعیل امسال متعه داشته ای؟ عرض کردم بله، حضرت فرمودند: مقصودم متعه حج نیست، عرض کردم: پس مقصود شما چیست؟ حضرت فرمودند: متعه نساء( ازدواج موقت) را می گویم. عرض کردم: بله با دختری بربری و نیکو. فرمودند: ای اسماعیل متعه کن با هر چه که یافتی اگر چه زنی سندی باشد.
  18. ابابصیر میگوید: خدمت امام صادق رسیدم، حضرت از من سؤال فرمودند:
    آیا از وقتی که از کنار همسرت بیرون آمده ای متعه کرده ای؟ عرض کردم: نه، حضرت فرمودند: برای چه؟ عرض کردم: پولم کم بود و به این کار نمی رسید. حضرت دیناری به من دادند و فرمودند: تو را قسم می دهم که به منزل نروی مگر اینکه به متعه عمل کرده باشی، ابی بصیر گفت: همین کار را کردم.
  19. عبدالله بن سنان می گوید: امام صادق علیه السلام فرمودند:
    خداوند هر شراب مست کننده را بر شیعیان ما حرام کرده، در عوض آن، متعه را برای آن ها قرار داده است.
  20. از امام باقر علیه السلام است که رسول خدا(ص) فرمودند:
    وقتی خدا مرا به آسمان بالا برد جبرائیل به من پیوست و گفت ای محمّد، خدا میفرماید کسانی از امت تو که ازدواج موقت کنند را مورد مغفرت ِخود قرار دادم.
  21. بشر بن حمزه می گوید: در زمان امام باقرعلیه السلام یکی از رجال قریش به من گفت:
    دختر عموی من که دارای مال بسیار بود دنبالم فرستاده، پیغام داد: که تو می دانی چقدر برای من خواستگار آمده و من همه را جواب ردّ داده ام و نیز دنبال تو نفرستادم به خاطر رغبت به مردان! امّا شنیده ام که خدا متعه را در کتاب خود حلال دانسته و رسول خدا نیز آن را در سنت خود جاری ساخته است، امّا عمر آنرا حرام دانسته و من می خواهم خدا و رسولش را اطاعت نموده و عمر را عصیان نمایم پس تو مرا متعه نما! به او گفتم: اجازه بده، خدمت امام باقر برسم و از او سؤال کنم. خدمت حضرت رسیده، مشاوره کردم. حضرت فرمود: این کار را بکن.[در نقل کتاب کافی آمده که سپس امام اینگونه دعا فرمود: صلی الله علیکما من زوج یعنی درود خدا بر شما دو همسر]
  22. علی سائی می گوید: به امام موسی کاظم علیه السلام عرض کردم:
    من زمانی متعه می کردم اما بعد آنرا خوش نداشتم و بدم آمد و به فال بد گرفتم، از این رو با خدای خودم بین رکن و مقام عهد بستم که دیگر نکنم و نذر کردم که اگر بار دیگر متعه کنم روزه بگیرم! ولی بعد برایم سخت شد و از عهد خود پشیمان شدم و قدرت ازدواج علنی [دائم] را نیز نداشتم. حضرت فرمودند: با خدا عهد کرده ای که اطاعتش نکنی؟! به خدا قسم اگر اطاعتش نکنی معصیت کار خواهی بود!
  23. محمد بن مسلم ثقفی نقل می کند که وقتی از امام صادق علیه السلام سؤال شد:
    مقدار مهر در ازدواج موقت چقدر باید باشد؟
    حضرت فرمودند: به هر چه که هر دو به آن راضی شوند و تا هر زمانی که هر دو تعیین کرده باشند.
  24. سماعه می گوید: فردی از امام صادق علیه السلام مسائلی را سؤال کرد تا اینکه گفت:
    اگر در عقد موقت، زن شرط کند که هر لذّتی که می خواهی از من ببر ولی با من آمیزش نکن، آیا این شرط درست است.امام فرمود: بله تنها آن مقداری که شرط شده است حق مرد است.
  25. علی بن یقطین می گوید: از امام کاظم علیه السلام از متعه سؤال کردم حضرت فرمود:
    تو را با متعه چه کار! که خدا از آن بی نیازت کرده است.عرض کردم: فقط می خواهم بدانم.فرمود:متعه در کتاب علی علیه السلام هست.
    با توجه به روایت شماره ۱۶ که امام با وجود بی نیازی جنسی شخص به خاطر همسرانش باز هم او را به انجام متعه سفارش نمودند، علما فرموده اند معلوم می شود علت این که اینجا امام، علی بن یقطین را از این کار بازداشتند به خاطر موقعیت خطیر او بود؛ زیرا او وزیر هارون الرشید بود و هارون او را از خود می دانست و او برای خدمت به خلق خدا به دربار هارون رفته و سخت تقیه می کرد و شیعه بودن خود را مخفی می داشت و انجام متعه و لو رفتن او تشیعش را بر ملا می ساخت و خطر عظیمی برای خودش و شیعیان امام پدید می آمد.
  26. سهل بن زیاد می گوید: از چند نفر از اصحاب امام صادق علیه السلام شنیدم:
    حضرت به اصحاب خود می فرمودند: در مکه و مدینه، متعه را به من ببخشید! زیرا با من در رفت و آمد هستید و می ترسم شما را بگیرند[و اتهام زنا بزنند] و بعد بگویند اینها اصحاب جعفرند!
    شیخ مفید می گوید اصحاب ما گفته اند که علت نهی امام صادق علیه السلام از متعه کردن در مکه و مدینه این بود که: أبان بن تغلب که از یاران و راویان حضرت و ثروتمند نیز بود، زنی را در مکه متعه کرد ولی آن زن برایش نقشه کشید و توانست او را در صندوقی حبس کند! آنگاه چند حمال آورد و صندوق را به باب الصفای مسجد الحرام آوردند و به ابان گفتند: اینجا باب الصفا است تو را آورده ایم این جا، و می خواهیم فریاد بزنیم که این ابان بن تغلب است و می خواست با زنی زنا کند!.پس أبان با پرداخت ده هزار درهم به آنها خود را آزاد کرد!.چون این خبر به امام صادق علیه السلام رسید به اصحاب فرمود: در مکه و مدینه متعه را به من ببخشید!.

تبیین معنای «بکارت» در قانون مدنی

معاونت پژوهش مجلس شورای اسلامی، به بررسی ابهامات ماده ۱۰۴۳ قانون مدنی درباره مسئله اذن پدر در ازدواج باکره پرداخته که فایل pdf مفصل (۵۸ صفحه‌ای) آن را می‌توانید از اینحا دانلود کنید.

مهم‌ترین ابهام قانون فوق این است که منظور از «باکره» چیست؟ آیا دختری که به واسطه غیر ازدواج، بکارتش (به هر دلیل) از بین رفته، باز هم نیازمند اذن پدر است؟

اگر بکارت با غیر دخول (مثلا پریدن از بلندی، انگشت یا شئ خارجی) از بین رفت، آیا چنین دختری نیاز به اذن پدر ندارد؟

اگر بکارت به دخول غیرمشروع از بین برود چطور؟ آیا برای ازدواج چنین دختری اذن پدر لازم نیست؟

اگر دخولی واقع شد اما پرده بکارت سالم ماند (بکارت حلقوی) آیا باز هم چنین دختری باکره محسوب می‌شود؟

و …

نهایتا پس از بررسی این شورای فقهی روی روایات و الفاط و نظرات فقهای بزرگ (از جمله آقایمنتظری) این قانون را به عنوان اصلاحیه پیشنهاد کرده‌اند که دقیقا مطابق با نظر آقای سیستانیاست:

دختری که از طریق عقد صحیح شرعی، از جلو یا عقب رابطه داشته (دخول واقع شده) حتی اگر بکارتش نیز سالم مانده باشد، چنین دختری برای ازدواج بعدی، نیازی به اذن پدر ندارد.

تست HIV برای ازدواج موقت

دلایل انجام دادن تست HIV چیست؟
بسیاری از کسانی که قصد دارند تست HIV انجام داده‌اند بی‌دلیل نگرانند چرا که:
اگر نتیجه تست منفی باشد (یعنی اینکه با HIV آلوده نیستند) می‌تواند باعث آرامش خیال شود. و اگر نتیجه تست مثبت شود کارهای بسیاری برای فائق آمدن با نتیجه مثبت تست HIV و مراقبت از سلامت می‌توان انجام داد. اگر نتیجه تست HIV شما مثبت باشد پزشک می‌تواند بدقت مراقب سلامت شما باشد. بسیاری از کسانی که تست HIV مثبت دارند سالها سالم باقی می‌مانند ولی اگر به سمت بیماری پیش بروید داروهای بسیاری بنام Antiretroviral وجود دارند که می‌تواند سرعت پیشرفت ویروس و بیماری را کم کنند و نگهدارنده سیستم ایمنی باشند همچنین داروهایی برای پیشگیری و درمان برخی بیماریهایی که افراد مبتلا به HIV به آن گرفتار می‌شوند را دریافت کنید. همچنین ممکن است تحت درمان با داروهای جدید در روشهای درمانی خود قرار بگیرید.
– اگر پزشک بداند که شما HIV مثبت هستید هنگامیکه به بیمارئی مبتلا می‌شوید با جدیت و دقت بیشتری علائم را پیگیری می‌کند.
– اگر بدانید که HIV مثبت هستید بیشتر مراقب خواهید بود تا دیگران آلوده نشوند بعنوان مثال رابطه جنسی ایمن داشتن (safe sex) و آگاه کردن شرکای جنسی قبلی خود.
– آگاه بودن به آلودگی با HIV ، ممکن است بر روی برخی تصمیمات آینده شما تأثیر گذار باشد ( مثلاً در مورد تشکیل خانواده ).

چه کسی نیاز به انجام آزمایش HIV دارد ؟
در صورتی که شما سابقه انجام هر کدام از رفتارهای خطرناک زیر را داشته اید٬ نیاز به انجام آزمایش HIV دارید:
* استفاده از سوزن و سرنگ مشترک در اعتیاد تزریقی (‌حتی برای یک بار)
* ابتلاء به بیماری های آمیزشی (مثل سوزاک، سیفلیس، تبخال و زگیل تناسلی)
* با فرد آلوده به HIV تماس جنسی “حفاظت نشده” داشته اید.
* با فرد تزریق کننده مواد مخدر (حتی همسر) تماس جنسی “حفاظت نشده” داشته اید.
* با فرد دارای سابقه ابتلاء به بیماریهای آمیزشی تماس جنسی “حفاظت نشده” داشته اید.
* بدون اطلاع از سابقه ابتلاء فردی به بیماریهای آمیزشی تماس جنسی “حفاظت نشده” داشته اید.
* با فرد دارای سابقه روابط جنسی با مردان یا زنان دیگر تماس جنسی “حفاظت نشده” داشته اید.
* با فرد دارای سابقه روابط جنسی با نوع همجنس تماس جنسی “حفاظت نشده” داشته اید. (خصوصاً اگر رابطه بین دو مرد بوده و در این رابطه وی مفعول بوده باشد.)
* با فردی که در نواحی پر خطر زندگی می کند، تماس جنسی “حفاظت نشده” داشته اید. (مناطقی که در آن آمار میزان افراد آلوده به HIV زیاد می باشد. مثلاً بعضی کشورهای آفریقایی، کشورهای تازه استقلال یافته روسیه، افغانستان و کشورهای ناحیه خلیج فارس)
* استفاده از مشروبات الکلی و مواد مخدر قبل از تماس جنسی (تریاک، هروئین، قرص اکستاسی، حشیش، گرس و …. )
* سابقه تجاوز و سوء استفاده جنسی قرار گرفتن

پاسخ به برخی از شبهات درباره ازدواج موقت از زبان آیت الله مکارم شیرازی

ازدواج موقت یک ضرورت اجتماعى است و این یک قانون کلى و عمومى است که اگر به غرایز طبیعى انسان به صورت صـحـیحى پاسخ گفته نشود براى اشباع آنها متوجه طرق انحرافى خواهد شد، زیرا این حقیقت قابل انکار نیست که غرائز طبیعى را نمى توان از بین برد، و فرضا هم بتوانیم از بـیـن بـبـریـم ، چنین اقدامى عاقلانه نیست زیرا این کار یک نوع مبارزه با قانون آفرینش است .
بـنـابـر ایـن راه صـحـیـح آن اسـت کـه آنـهـا را از طـریـق مـعـقولى اشباع و از آنها در مسیر سازندگى بهره بردارى کنیم . ایـن مـوضـوع را نـیـز نمى توان انکار کرد که غریزه جنسى یکى از نیرومندترین غرایز انـسـانـى اسـت ، تـا آنـجـا کـه پـاره اى از روانـکـاوان آن را تـنـهـا غـریـزه اصیل انسان مى دانند و تمام غرایز دیگر را به آن باز مى گردانند.
اکنون این سؤال پیش مى آید که در بسیارى از شرایط و محیطها، افراد فراوانى در سنین خـاصـى قـادر بـه ازدواج دایـم نـیـسـتـنـد، یـا افـراد مـتـاءهـل در مسافرتهاى طولانى و یا ماءموریتها با مشکل عدم ارضاى غریزه جنسى روبرو مى شوند. ایـن مـوضـوع مـخـصـوصـا در عـصـر مـا کـه سـن ازدواج بـر اثـر طـولانـى شـدن دوره تحصیل و مسایل پیچیده اجتماعى بالا رفته ، و کمتر جوانى مى تواند در سنین پائین یعنى در داغـتـریـن دوران غـریـزه جـنـسـى اقـدام بـه ازدواج کـنـد، شکل حادترى به خود گرفته است .
با این وضع چه باید کرد؟ آیا باید مردم را به سرکوب کردن این غریزه (همانند رهبانها و راهبه ها) تشویق نمود؟ یا اینکه آنها را در برابر بى بندوبارى جنسى آزاد گذاشت ، و همان صحنه هاى زننده و ننگین کنونى را مجاز دانست ؟ و یا اینکه راه سومى را در پیش بگیریم که نه مشکلات ازدواج دایم را به بار آورد و نه آن بى بندوبارى جنسى را؟
خـلاصـه ایـنـکـه ازدواج دائم نـه در گـذشته و نه در امروز به تنهایى جوابگوى نیازمندیهاى جنسى همه طبقات مردم نبوده و نیست ، و ما بر سر دو راهى قرار داریم یا باید فـحـشـاء را مـجـاز بدانیم (همانطور که دنیاى مادى امروز عملا بر آن صحه گذارده و آنرا بـه رسـمـیت شناخته )، و یا طرح ازدواج موقت را بپذیریم ، معلوم نیست آنها که با ازدواج مـوقـت و فـحـشـاء مـخـالفـنـد چـه جـوابـى بـراى ایـن سـؤ ال فکر کرده اند؟! طـرح ازدواج مـوقـت ، نـه شـرایـط سـنـگـیـن ازدواج دایـم را دارد کـه بـا عدم تمکن مالى یا اشتغالات تحصیلى و مانند آن نسازد و نه زیانهاى فجایع جنسى و فحشاء را در بر دارد.
ایرادهایى که بر ازدواج موقت مى شود منتها در اینجا اشکالاتى مى شود که باید بطور فشرده به آنها پاسخ گفت :

۱ – گـاهـى مـى گـویـنـد چـه تـفـاوتـى مـیـان ازدواج مـوقـت و فـحـشـاء وجـود دارد؟ هـر دو ((خـودفروشى )) در برابر پرداختن مبلغى محسوب مى شوند و در حقیقت این نوع ازدواج نقابى است بر چهره فحشاء و آلودگیهاى جنسى ! تنها تفاوت آن دو در ذکر دو جمله ساده یعنى اجراى صیغه است.
پـاسـخ : آنـهـا که چنین مى گویند گویا اصلا از مفهوم ازدواج موقت آگاهى ندارند، زیرا ازدواج مـوقت تنها با گفتن دو جمله تمام نمى شود بلکه مقرراتى همانند ازدواج دایم دارد، یـعـنـى چنان زنى در تمام مدت ازدواج موقت ، منحصرا در اختیار این مرد باید باشد، و به هـنـگـامـى کـه مـدت پـایـان یـافـت بـایـد عـده نـگـاه دارد، یـعـنـى حداقل چهل و پنج روز باید از اقدام به هر گونه ازدواج با شخص دیگرى خوددارى کند، تـا اگـر از مـرد اول بـاردار شـده وضـع او روشـن گـردد، حـتـى اگـر بـا وسایل جلوگیرى اقدام به جلوگیرى از انعقاد نطفه کرده باز هم رعایت این مدت واجب است ، و اگر از او صـاحـب فرزندى شد باید همانند فرزند ازدواج دایم مورد حمایت او قرار گیرد و تمام احکام فرزند بر او جارى خواهد شد.
در حالى که در فحشاء هیچ یک از این شرایط و قیود وجود ندارد. آیا این دو را با یکدیگر هرگز مى توان مقایسه نمود؟ البـتـه ازدواج مـوقـت از نـظـر مساءله ارث (در میان زن و شوهر) <43> و نفقه و پاره اى از احکام دیگر تفاوتهائى با ازدواج دایم دارد ولى این تفاوتها هرگز آن را در ردیف فحشاء قرار نخواهد داد، و در هر حال شکلى از ازدواج است با مقررات ازدواج .

۲ – ازدواج مـوقـت سـبـب مـى شـود کـه بـعـضـى از افـراد هوسباز از این قانون سوء اسـتـفـاده کـرده و هـر نـوع فـحشاء را در پشت این پرده انجام دهند تا آنجا که افراد محترم هرگز تن به ازدواج موقت نمى دهند، و زنان با شخصیت از آن ابا دارند.
پـاسخ : سوء استفاده از کدام قانون در دنیا نشده است ؟ آیا باید جلو یک قانون فطرى و ضـرورت اجـتماعى را به خاطر سوء استفاده گرفت ؟ یا باید جلو سوء استفاده کنندگان را بگیریم ؟ اگـر فـرضـا عـده اى از زیـارت خـانـه خـدا سـوء اسـتـفاده کردند و در این سفر اقدام به فـروش مـواد مـخـدر کـردنـد آیـا بـایـد جـلو مـردم را از شـرکـت در این کنگره عظیم اسلامى بگیریم یا جلو سوء استفاده کنندگان را؟! و اگـر مـلاحـظـه مـى کـنـیـم کـه امـروز افراد محترم از این قانون اسلامى کراهت دارند، عیب قانون نیست ، بلکه عیب عمل کنندگان به قانون ، و یا صحیحتر، سوء استفاده کنندگان از آن اسـت ، اگـر در جـامـعـه امـروز هم ازدواج موقت به صورت سالم در آید و حکومت اسلامى تـحـت ضـوابـط و مـقـررات خـاص ، این موضوع را به طور صحیح پیاده کند هم جلو سوء استفاده ها گرفته خواهد شد و هم افراد محترم (به هنگام ضرورتهاى اجتماعى ) از آن کراهت نخواهند داشت .

۳ – مـى گـویـنـد ازدواج مـوقـت سـبـب مـى شـود که افراد بى سرپرست همچون فرزندان نامشروع تحویل به جامعه داده شود.
پـاسخ : از آنچه گفتیم جواب این ایراد کاملا روشن شد، زیرا فرزندان نامشروع از نظر قـانـونـى نه وابسته به پدرند و نه مادر، در حالى که فرزندان ازدواج موقت کمترین و کوچکترین تفاوتى با فرزندان ازدواج دایم حتى در میراث و سایر حقوق اجتماعى ندارند و گویا عدم توجه به این حقیقت سرچشمه اشکال فوق شده است .

منبع : تفسیر نمونه ذیل آیه ۲۴ سوره نساء

فواید و آثار ازدواج موقت

دستورات و قوانین دین مبین اسلام یک مجموعه است که همگی مکمّل یک دیگر هستند و اگر همۀ این مجموعه در زندگی انسان ها مورد توجه قرار گرفته و بدان ها عمل شود، قطعاً سعادت بشری را به دنبال خواهد داشت، اما اگر این مجموعه دستورات یا بعضی از آن ترک شود و یا احیاناً بر خلاف آنها عمل شود، موجب ضررها و ضربات روحی و جسمی بسیاری بر جامعه بشری خواهد شد. گرچه ممکن است عمل به یک دستور به تنهایی اثرات مثبت محدودی داشته باشد، اما منظور و هدف اسلام و هر قانونگذار دیگری که برای سعادت جامعه بشری قانون وضع می کند این است که به مجموعه قوانین وضع شده عمل شود تا جامعه و افراد به نتیجه کامل و مطلوب برسند.

ازدواج موقت یکی از دستورات اسلام است که دلایل متعددی در تشریع آن وجود دارد از جمله: جلوگیری از انحرافات جنسی افرادی که خواهان عفت و پاکی هستند، و خصوصاً برای افرادی که به هر دلیل امکان ازدواج دائم برای آنها وجود ندارد، ولی این هیچ گاه به معنای اولین و تنها راه حل نیست.
جدای از این نکته اگر ازدواج موقت با تمام احکام و لوازم و شرایط به درستی شناخته شود و هدف و منظور اسلام از وضع چنین قانونی در نظر گرفته شود و التزام و عمل به احکام و لوازم و شرایط آن را در کنار التزام و عمل به سایر دستورات اسلام نظیر پاکدامنی، وفای به عهد، رعایت حقوق زناشویی، رعایت حق الناس، حفظ چشم از نگاه حرام، راستگویی و … قرار دهیم، مسلماً ازدواج موقت بهترین راه برای حفظ جامعه و افراد، از مضرات و ناگواری هایی است که در اثر عدم ازدواج دامنگیر افرادی است که به دلیلی توانایی ازدواج دائم را ندارند یا شدت غریزۀ جنسی در آنان شرایطی را فراهم نموده است که در صورت عدم پاسخ گویی صحیح، انحرافاتی در آنان پدید می آید و منظور و مقصود شارع مقدس اسلام نیز همین بوده است که از انحرافات جنسی پیشگیری نماید.

اما اگر در جامعه ای افرادی به دیگر دستورات اسلام پای بند نباشند، بلکه مرتکب همۀ گناهان بشوند و فقط بخواهند با ازدواج موقت به سعادت برسند، قطعاً امکان پذیر نخواهد بود، همان طوری که با ازدواج دائم نیز چنین چیزی میسر نمی باشد. و چه بسیار ازدواج های دائمی که متأسفانه روزانه منجر به طلاق شده و می شود که باید ریشه این جدائی ها را در عدم تعهد به سایر دستورات اسلامی جستجو کرد.
اسلام هرگز نفرموده است اگر پسر یا دختری که هوسباز و خوشگذران و بی مبالات به دستورات دین است و هیچ ابایی از ارتکاب انواع گناهان و اصرار بر آنها ندارد. تنها با یک ازدواج موقت سعادتمند خواهد شد، چنین افرادی حتی با ازدواج دائم و با قرار دادن هزاران قید و شرط قانونی برای محکم نگه داشتن ازدواج دائم خود موفق به رسیدن زندگی سعادتمندانه نخواهند شد و حتی اگر ازدواج دائم آنها منجر به طلاق نشود، اما زندگی دلپذیر و مورد رضایت طرفین نخواهند داشت.

نکتۀ دیگر سوء استفاده های افراد سودجو از ازدواج موقت است که باید بگوئیم اگر سطح فرهنگ جامعه در حد قابل قبولی نباشد نه تنها امکان سوء استفاده از ازدواج موقت منتفی نیست که در چنین جوامعی سوء استفاده از سایر دستورات و قوانین و حتی مقدسات شایع است. ولی آیا می توان به دلیل چنین سوء استفاده هایی این دستورات و مقدسات را کنار گذاشت؟ یا باید فرهنگ جامعه را ارتقاء بخشید تا از برکات چنین قوانین و دستورات بهره مند شود. مسلما راه حل دوم عاقلانه است.
بنابراین اگر ازدواج موقت به درستی شناخته شود و در کنار عمل به سایر دستورات اسلام، به صورت صحیح مورد استفاده افرادی که خواهان پاکی و عفت هستند و توانایی ازدواج دائم را ندارند قرار گیرد، قطعاً نتیجه مورد نظر از آن برآورده خواهد شد.

این نکات را نیز باید یادآوری کرد که:
اولا: ازدواج موقت یک امر اختیاری است؛ یعنی شارع آن را واجب نکرده است، و طبیعی است که در شرایطی برای افرادی که انتخاب و تصمیم گیری درستی نداشته باشند، می تواند پیامدهای منفی نیز به دنبال داشته باشد، اما این ربطی به وجود چنین قانونی (اصل جواز ازدواج موقت) ندارد.
ثانیا: اکثر فقها برای ازدواج موقت دختر باکره، اذن پدر را شرط می دانند و این گرچه دلایل خاص فقهی خودش را دارد، اما از حکمت های چنین شرطی آن است که از ضررهایی که ممکن است به جهت فقدان تجربه های لازم متوجه دختر شود، جلوگیری گردد.