ازدواج موقت در اسلام

ازدواج موقت در اسلام
دین اسلام در مورد ازدواج بسیار سفارش کرده است و ایات و احادیث فراوانی در باره ازدواج وجود دارد و همواره تشکیل خانواده و تامین مشروع نیاز جنسی در دین اسلام مهم و با ارزش بوده است.
ازدواج موقت یک نوع از ازدواج است که در مواقعی که امکان ازدواج دائم وجود ندارد توصیه شده است.
ازدواج موقت به تنهایی بقاء نسل و تشکیل خانواده و تامین نیاز جنسی را تضمین نمی کند همان طور که ازدواج دائم به تنهایی جوابگوی این مسائل نیست.
اسلام در درجه اول به ازدواج دائم سفارش می کند و تاکید دارد و در درجه بعد برای کسانی که شرایط برای ازدواج دائم را ندارند و نمی توانند خویشتن داری کنند ، ازدواج موقت را ارائه می کنند.
اسلام افرادی را که توانایی ازدواج دائم ندارند یا شرایط خاصی ( ۲ ) دارند را رها نکرده است و برای انها برنامه دارد. اسلام با ارائه ازدواج موقت هم نیاز جنسی و عاطفی مردان و زنان را تامیین می کند و هم راه های سو استفاده را از بین می برد.
در ازدواج موقت همانند ازدواج دائم مهریه در نظر گرفته شده است و بدون مهریه صیغه صحیح نیست. اسلام برای اثبات مهر و علاقه مرد به زن ، تعیین می کند که مرد بخشی از مال خود را به زن پیشکش و هدیه کند. این مهر محک خوبی برای علاقه واقعی مرد به زن است.
مرد بیشتر نیازمند جسم زن و نیروی جنسی اوست و اما زن بیشتر ابراز علاقه و محبت از سوی مرد را ترجیح می دهد و این بر اساس فطرت طبیعی زن و مرد است و می بینید که اسلام با چه ظرافتی به این نکته توجه کرده است ، مرد که بیشتر طالب جسم زن است باید بخشی از مال خود را بدهد تا جسم را بدست اورد و زن ان هدیه را می گیرد تا مهر و محبت مرد را حس کند.
در ازدواج موقت ، زن اجازه دارد مدتی را برای ازدواج تعیین کند اما بعد از صیغه نمی تواند این مدت را کم کند و فقط مرد در صورت تمایل می تواند تمام یا بخشی از ان را به زن ببخشد.
در ازدواج موقت مرد به زن همانند ازدواج دائم نفقه نمی دهد. ( گفته می شود نفقه دستمزدی است که مرد در ازای بچه داری و خانداری و شوهر داری و اداره زندگی به زن می دهد و در مورد ازدواج موقت چون اداره زندگی و بچه داری وجود ندارد نفقه لازم نیست )
زن و مرد از یک دیگر ارث نمی برند اما فرزندان ارث می برند.

می بینید که در ازدواج موقت و احکام ان عدالت و مساوات کاملا برقرار است.

ازدواج موقت و چند همسری
اگر با این دید نگاه شود که حکم ازدواج موقت به مردان اجازه داده است که به هر تعداد که بخواهند در ازای مهری و برای مدتی زن اختیار کنند ، این حکم در جهت تامین هوا و هوس مردان است. اما اگر به درستی به ان نگاه کنیم خواهیم دید که اسلام با این حکم به روابط زن و مرد سر و سامان داده است.
درست است که حکم ازدواج موقت به مردان اجازه تعدد زوجه را داده است ( البته مردان با ازدواج دائم نیز تا چهار زن می تواند داشته باشد ) اما حقیقت چیست ؟
ایا زنان در این حکم مورد ظلم قرار گرفته اند ؟
ایا این حکم فقط به نفع مردان است ؟
ایا این حکم یک جانبه است و حقوق زنان نادیده گرفته شده است ؟
ایا باید به زن ها هم ، اجازه تعدد زوج داده می شد ؟ ( چند شوهری )

چند شوهری
در ابتدا یک نگاه به سیستم جسمی و روحی زن و مرد خواهیم انداخت. مرد و زن تفاوت هایی در جسم و همچنین اخلاق و روحیات با یکدیگر دارند. از نظر جسمی تعدد زوج برای زن ها ناممکن است و مشکلاتی را به همراه دارد که کاملا واضح و مشخص است و نیاز به توضیح ندارد . در جوامع بشری باید روابط بین افراد مشخصی باشد و وضعیت فرزندان در یک جامعه و خانواده مشخص باشد، واضح است که در صورت رواج چند شوهری تنها کسی که بیشترین اسیب را خواهد دید شخص زن و فرزندان حاصل است.
در چند شوهری چطور باید فرزندان را تفکیک کرد؟ شاید امروزه با پیشرفت علم این کار ممکن و شدنی باشد اما تا زمان تولد فرزند ، تکلیف چیست ؟ چه کسی مسئولیت ان مادر و فرزند را تا زمان تولد به عهده می گیرد؟
در درجه بعدی ، فطرت و خصوصیت مردان به گونه ایی است که تمایل به چند شوهری ندارند و پذیرش ان برای مردان بسیار سخت است و هیچ گاه کانون خانواده با چند شوهری تشکیل نخواهد شد. حتی در طول تاریخ و در هیچ نقطه ایی از جهان شواهدی وجود ندارد که چند شوهری وجود داشته است و این خود نشان از عدم تمایل زن و مرد به چند شوهری است و نشان دهنده این موضوع که فطرت و غریزه زن و مرد با چند شوهری سازگار نیست و نخواهد شد.
به روشنی واضح است که در چند شوهری ، زن به شدت اسیب خواهد دید و تنها وسیله ی تامین هوس های مردان خواهد بود. با کمی دقت می توان دریافت این قیاس که اگر مردان اجازه چند همسری دارند به زنان هم باید اجازه چند شوهری داده شود یک مقایسه ابلحانه است و تنها طرفداران ان افراد هوس باز و دچار مشکلات روحی و اخلاقی هستند که با طرح برابری حقوق مرد و زن سعی در تامین مقاصد شوم خود دارند.

چند همسری
چند همسری در گذشته های دور و قبل از اسلام و در زمان اعراب جاهلیت و بین قوم یهود و همچنین ایرانیان در زمان ساسانیان وجود داشته است و این نشان دهنده این مطلب است که روحیات و فطرت زن و مرد تا حدودی با چند همسری منطبق است و امکان تشکیل خانواده و تولید نسل و تربیت فرزندان با چند همسری در تضاد نیست و از این رو دین اسلام چند همسری را منسوخ نکرده است و برای ان چارچوب و قاعده و قانون تعیین کرده است .

مطلبی را که می توان در توجیح چند همسری ذکر کرد بیشتر بودن جمعیت زنان نسبت به مردان است. (۳)
همواره در طول تاریخ و همچنین در این عصر جمعیت زنان بیشتر از مردان است . در ایران هم امار و ارقام همین موضوع را نشانن می دهد ،همچنین امارهایی که در مورد جوانان در سن ازدواج ارائه می شود نشان دهنده بیشتر بودن جمعیت دختران نسبت به پسران است که به شدت نگران کننده است.
با استناد به کثرت جمعیت زنان نسبت به مردان و این که همه زنان باید از حق داشتن همسر بهرمند شوند و این حق را داشته باشند که کانون خانواده را تجربه کنند و همچنین حق لذت بردن از غریزه جنسی را داشته باشند و این حقوق را حق مسلم زنان دانست باید برای این موضوع فکری کرد.
اگر طرفداران حقوق بشر و حقوق زنان بنا باشد از حقوق زنان دفاع کنند موظف اند از حقوق داشتن همسر ، تجربه زندگی ، داشتن فرزند ، تامین نیاز جنسی و … نیز دفاع کنند.
با کمی تامل خواهید دریافت که تنها راه احیای این حقوق زنان وضع قوانین است که هم پیوند خانواده و فرزندان و زناشویی را نابود نکند و هم تامین کننده این مشکل و حقوق زنان باشد و هم منطبق بر فطرت و روحیات زن و مرد باشد.مسلما بهترین و منطقی ترین حکم و قانون را دین اسلام ارائه می کند و ان ازدواج موقت و مجاز دانستن چند همسری است.

سخن اخر
امروز در جهان و حتی در کشور ما شاهد روابط ازاد و بدون قیدو بند دخترها و پسرها ، زن ها و مرد ها هستیم که نتایج وحشتناکی را به همراه دارد.
امروز دنیا شاهد فرزندان ناخواسته ای است که نتیجه هوس بازی مردان است ، شاهد سقط جنین ها است ، شاهد فرزندان بی پدر و مادر است ، شاهد خود فروشی و تن فروشی است ، شاهد سو استفاده جنسی از زنان است ، شاهد تجاوز جنسی است ، شاهد استفاده ابزاری از زن و جاذبه جنسی اوست ، شاهد فروپاشی کانون خانواده ها است ، شاهد نابودی عشق است ، شاهد نابودی مادر ، شاهد نابودی پدر ، شاهد نابودی زندگی است و تنها کاری که شاهدان می کنند دفاع کورکورانه از ازادی و حقوق زنان ، بیان ساده لوحانه برابری زن و مرد ، انتقادهای بی انصافانه از احکام اسلامی ، برداشت های غلط از ازدواج و احکام ان ، و در نهایت به اسم حمایت از زن و خانواده ، به اسم ازادی ، به اسم برابری ، تمام ارزش های زن و خانواده را نابود می کنند و به عنوان یک شاهد به ظاهر پردرد ، اراجیفی را ناله میکند و وجدان خود را اسوده کنند.

هدف اسلام از حکم ازدواج موقت رواج هوس بازی و چند همسری و ظلم به زن و حقوق او نیست. هدف اسلام دفاع از زن و حقوق اوست ، هدف حفظ ارزش زن و جلوگیری از تن فروشی او است ، هدف جلوگیری از بازیچه شدن زن است ، هدف عروسک نبودن زنان است ، هدف احیای مادر است ، هدف ارزش دادن به پدر است ، هدف پناه دادن به زن در کانون خانواده است ، هدف در قید و بند کردن، میل سرکش جنسی است ، هدف ازادی ، در کنار امنیت و احترام و ارزش زن است ، هدف جلوگیری از سقط جنین ها است ، هدف نبود فرزندان بی پدر است ، هدف رابطه ی انسانی زن و مرد است و …

و در پایان لازم به ذکر است
ازدواج موقت و چند همسری یک راهکار ، برای مواقع ضرورت و نیاز است و حکم یک پادزهر را دارد و برای سامان دادن به روابط زن و مرد و ثبات جامعه و خانواده است و هیچگاه نباید مورد سو استفاده قرار گیرد و یا جایگزینی برای ازدواج دائم و فرار مردان از تعهد زندگی و خانواده باشد. بلکه این نوع ازدواج باید یک ابزار کمکی برای تثبیت و تحکیم جامعه و خانواده باشد و به عقیده من امروز همان مواقع ضرورت و نیاز است که اگر از این ابزار به درستی و به موقع استفاده نشود ، پایه های خانواده و زندگی مشترک ان چنان ست و نابود خواهد شد که دیگر راه بازگشتی نخواهد بود. امروز اگر انسان ها به ارزش ها و احکام درست و واقعی اسلام بازگردند ، بشر و زندگی بشری از اسیب و نابودی مصون خواهد بود و اگر با اشتباهات و تعصبات و کج روی ها به این مسیر نامعلوم ادامه دهد ، بزودی بسیاری از ارزش ها و خانواده ها نابود خواهد شد.
بی شک عصر ما عصر نابودی ها است ، عصر نابودی ارزش ها ، انسان ها ، انسانیت ها ، عدالت ها ، مرد ها ، زن ها و … و شاید تنها راه نجات ، بازگشت به اسلام و حقیقت اسلام باشد

تفاوت ازدواج دائم و موقت

برخی از وجوه اشتراک آن دو عبارتند از:

۱)در هر دو ، مادر زن و دختر زن به مرد محرم و حرام می گردد . همچنین پدر شوهر و پسر او به زن .

۲)ازدواج زن شوهردار ( خواه متعه ، خواه دائم ) با مرد دیگری حرام است .

۳)زنا با زن شوهردار ( چه متعه ، چه دائم ) موجب حرمت ابدی  می شود .

۴)لازم است پس از جدایی در هر دو ( دائم و موقت ) ، زن عده نگهدارد .

۵)در هر دو نوع ، مرد نمی تواند به طور همزمان با دو خواهر ازدواج کند .

۶)خواستگاری از زوجه موقت همانند زوجه دائم حرام است.

عمده تفاوتهای عقد موقت با دائم عبارتند از:

۱)زن در عقد موقّت نفقه و ارث ندارد، ولى جمعى از فقها گفته اند این در صورتى است که شرط نفقه و ارث نکنند و اگر شرط کنند باید بر طبق آن عمل شود.

۲) زن در عقد موقّت آزاد است که کارى در خارج خانه براى خود انتخاب کند و اجازه همسر براى او شرط نیست مادام که مزاحم حقّ شوهر نباشد، ولى در عقد دائم بدون توافق این امر جایز نیست.

 ۳)در عقد موقت بر مرد لازم نیست شب ها نزد همسر موقّت خود باشدبرخلاف عقد دائم.

۴)در عقد موقت پایان مدّت به منزله طلاق است و بلافاصله زن باید عدّه نگه دارد، (هرگاه آمیزش صورت گرفته باشد)برخلاف  عقد دائم .

۵) عدّه عقد دائم سه بارعادت ماهیانه دیدن است که با دیدن مرحله سوّم عدّه تمام مى شود، ولى عدّه عقد موقّت دوبار بیشتر نیست.

۶)عدم وجود مهریه در ازدواج موقت موجب بطلان عقد است ولی در ازدواج دائم اجباری به مهرنیست و فقط مهرالمثل تعیین می شود.

۷)در ازدواج دائم هیچکدام از زوجین بدون جلب رضایت دیگری حق ندارد از بچه دار شدن جلوگیری کند ولی در ازدواج موقت جلب رضایت دیگری ضرورتی ندارد .فرزند حاصل ازازدواج موقت همانند فرزند حاصل از ازدواج دائم است.

برای بر هم زدن ازدواج دائم طلاق نیاز است اما در ازدواج موقت با پایان مدت زمان عقد پیمان عقد باطل می شود حتی شوهر می تواند همه یا بخشی از مدت زمان را به زن ببخشد واز هم جدا شوند

۸)در ازدواج دائم تعیین محل مسکن با شوهر است اما در ازدواج موقت ملاک قرارداد بین زن وشوهر است و اگر قراردادی نداشته باشند زن اجباری به ماندن در محل معین شده توسط شوهر را ندارد.

۹)در ازدواج دائم بر زن واجب است از همسرش تمکین کند ولی در ازدواج موقت الزامی نیست در ضمن در ازدواج موقت هر دو طرف می توانند زمان مراودات خود را از قبل تعیین کنند.

۱۰)در ازدواج دائم مرد حق ندارد بیش از چهار زن دائمی داشته باشد اما در ازدواج موقت می تواند تعداد زن بیشتری اختیار کند.

۱۱)برای بر هم زدن ازدواج دائم طلاق نیاز است اما در ازدواج موقت با پایان مدت زمان عقد پیمان عقد باطل می شود حتی شوهر می تواند همه یا بخشی از مدت زمان را به زن ببخشد واز هم جدا شوند.

۱۲)در ازدواج دائم با ایجاد سه بار فسخ نیاز به محلل پیدا می شود و فرد نمی تواند با همسر قبلی اش ازدواج کند اما در ازدواج موقت تعدد عقد ایرادی ندارد و محلل نمی خواهد.

۱۳)در ازدواج دائم «مسلمان» نمى تواند با «غیر مسلمان» ازدواج کند، ولى ازدواج موقت مرد مسلمان با زن غیر مسلمانى که از اهل کتاب است (مانند مسیحى و یهودى) مانعى ندارد.

میتوان گفت ازدواج موقت از جهات متعدّد و مۆثری با ازدواج دائم تفاوت دارد و زن و مرد آزادی عمل بیشتری دارند. اساساً خداوند حکیم این حکم را تشریع فرموده تا افرادی که شرایط زندگی دائمی را ندارند، دچار آلودگی و گناه نشوند و از طریق مشروع نیاز طبیعی و جنسی خود را تأمین کنند.

بدیهی است که ما با این خصوصیات طرفدار این قانون هستیم ـ چنان که در دین الهی بیکم و کاست وارد شده است ـ اینکه بعضی مردان و زنان از این قانون سوء استفاده میکنند، ربطی به قانون ندارد.

لغو این قانون، جلو آن سوء استفادهها را نمیگیرد، تنها شکل آنها را عوض میکند. به علاوه با نبود قانون، در حقیقت جواز هرگونه عملی صادر میشود.

مشکل جهل و عدم تربیت صحیح افراد را با تعویض قانون نمیتوان حل کرد.

تفاوت ازدواج موقت که از یکساعت تا چندین سال را میتواند دربربگیرد با زنا و رابطه نامشروع و آزاد هر مرد با هر زن این است که در عقد موقت، مسۆولیت همسرداری، اجرای صیغه ازدواج، ایجاد محرمیت بین بعضی از افراد، تعیین مهر و بار آن بر دوش مرد، محدودیت ازدواج با برخی افراد و در بعضی ایام، تکلیف عدّه برای زنان بین نه سال تا دوران یائسگی و آرامش روانی و جسمی به‎دلیل استفاده از راه مشروع وجود دارد که آن را از زنا ممتاز و جدا میکند. نکاح مدت دار راهی است که خداوند مقرّر فرموده و جواز شرعی دارد و انسان باید همواره در راه مجاز و سالم حرکت کند.

ازدواج موقت چیست؟

بر اساس آیه شریفه «فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَریضَهً» (نساء، ۲۴) ازدواج متعه تشریع شده است.

ازدواج در اسلام دو نوع می باشد.۱- ازدواج دائم ۲- ازدواج موقت(متعه). ازدواج موقت در اسلام یک ازدواج شرعی است و مثل ازدواج دائم، دارای خطبه عقد، مهریه و عده طلاق است.

در هر دو ازدواج، فرزندان، متعلق به والدین می باشد. در هر دو ازدواج طلاق مطرح است. ولی طلاق در ازدواج موقت به تمام شدن زمان عقد و یا بخشیدن زمان باقی مانده توسط شوهر، می باشد و طلاق، در عقد دائم به اجرای صیغه طلاق و حضور دو شاهد عادل است. تنها تفاوت ازدواج موقت با دائم در این است که بر مرد، نفقه زن(تهیه خوراک، پوشاک و مسکن) واجب نیست. در ازدواج موقت، بعد از تمام شدن زمان ازدواج و یا بخشیدن بقیه زمان توسط مرد، زن باید ۴۵ روز عده نگهدارد تا بتواند با مرد دیگری ازدواج نماید.

ازدواج موقت برای کسانی تشریع شده است که ازدواج دائم  برایشان میسور نیست. یا زنی که شوهرش فوت کرده و با وجود داشتن چند بچه یتیم، امکان رها کردن فرزندان و ازدواج دائم را ندارد؛ و جهت کنترل غریزه جنسی ازدواج موقت می کند.

نکته ای که باید مراعات شود این است که اگر زنی به عقد موقت درآمد و با تمام شدن زمان عقد، از همسرش جدا شد؛ اگر عده نگه ندارد؛ ازدواج با ایشان در حکم زنا است. زنانی که پولی می گیرند و بدون خواندن خطبه عقد با کسی رابطه جنسی برقرار می کنند؛ زناکار محسوب می شوند. همچنین زنانی که خطبه عقد می خوانند و بعد از تمام شدن مدت ازدواج، بدون این که عده ۴۵ روزه نگهدارند، به عقد مرد دیگری در می آیند این هم در حکم زنا است.

لذا صیغه موقت برای زنی که قبلا شوهر کرده و طلاق گرفته و یا شوهرش فوت کرده است؛ در  صورتی درست است که زمان عده وفات و یا عده طلاق او تمام شده باشد. بر اساس آموزه های دین مبین اسلام ، زن نمی تواند هر روز به عقد یک مرد درآید؛ چه در عقد دائم و چه در عقد موقت. ولی زنی که یائسه شده(از سن عادت گذشته و عادت ماهانه نمی بیند) برای ازدواج(چه دائم و چه موقت) نیاز به گذشت عده ندارد. ازدواج موقت با زنی صحیح است که اگر قبلا به عقد موقت مردی درآمده، عده اش که ۴۵ روز است بگذرد تا بتواند به عقد موقت مرد دیگری درآید. زن در هنگام عقد دائم و موقت، نباید در عده طلاق باشد.

 

ازدواج موقت و شرع

مشروعیت ازدواج موقت:
قرآن کریم در آیه‌۲۴ نساء به مسلمانان فرمان داده است که مهر زنانى را که از آنان استمتاع مى‌کنند بپردازند: «فَمَا استَمتَعتُم بِهِ مِنهُنَّ فَـاتوهُنَّ اُجورَهُنَّ». در این‌که مراد از استمتاع چیست، سه‌احتمال وجود دارد: ازدواج دائم، مطلق تلذذ از همسر، و ازدواج موقت. از این سه احتمال، احتمال نخست درست نیست; زیرا اولاً کلمه استمتاع، هرگاه مطلق و بدون قرینه باشد در ازدواج دائم ظهور ندارد. ثانیاً اگر مراد زنان دائم باشند لازمه‌اش این است که به مجرد عقد، پرداخت همه مهر واجب باشد; زیرا این آیه مى‌گوید: «فَـاتوهُنَّ اُجورَهُنَّ= مهر آنان را پرداخت کنید»; حال آن که در ازدواج دائم پرداخت همه مهر به مجرد عقد واجب نیست; بلکه ازدواج موقت چنین است; هم‌چنین مقصود، مطلق تلذذ جنسى از همسر نیز نیست; زیرا لازمه این احتمال این است که بر همسرانى که با زنان خود آمیزش نکرده و لذتى نبرده‌اند، پرداخت مهر واجب نباشد; در‌حالى‌که اگر مرد از همسر دائم خود، پیش از آمیزش جدا شود، باید نیمى از مهر را پرداخت کند. بنابراین، احتمال سوم، یعنى ازدواج موقت متعین مى‌گردد. افزون بر این، جمعى از صحابه و تابعان، مانند ابن‌عباس، ابى‌بن کعب، سعیدبن جبیر و سدّى، آیه را این‌گونه قرائت کرده‌اند: «فَمَا استَمتَعتُم بِهِ مِنهُنَّ اِلى اَجَل مُّسَمًّى» ; یعنى اگر از زنان تا مدت معینى بهره‌بردید; که در این صورت دلالت آیه در ازدواج موقت صریح خواهد بود. البته افزودن «الى أجل مسمّى» را باید حمل بر بیان و تفسیر آیه کرد; زیرا قرائت اهل بیت(علیهم السلام)و عموم مسلمانان برخلاف آن است. اکثر اهل سنت و اجماع امامیه نیز دلالت آیه فوق را بر ازدواج موقت پذیرفته‌اند. قرآن در ادامه آیه مى‌گوید: اگر طرفین عقد مقدار مهر را پس از توافق، کم و زیاد کنند، مانعى ندارد: «ولا‌جُناحَ عَلَیکُم فیما تَراضَیتُم بِهِ مِن بَعدِ الفَریضَهِ». (نساء/۴، ۲۴) برخى مراد از مهر مذکور را مهر ازدواج دائم دانسته‌اند; اما امامیه و برخى از اهل‌سنت آن را به ازدواج موقت مربوط دانسته و گفته‌اند: مانعى ندارد که پس از انقضاى مدت و با‌عقدى جدید مرد مهر را و زن مدت را افزایش‌دهد.
دلیل دیگر بر مشروعیت متعه روایات‌است. از ابن‌مسعود نقل شده که با پیامبر در جنگ‌ها شرکت داشتیم; در‌حالى‌که همسرانمان را به‌همراه نداشتیم. به پیامبر(صلى الله علیه وآله)عرض کردیم: آیا مى‌توانیم خود را اخصاء (اخته) کنیم؟ پیامبر ما را از این کار منع کرده، به ما اجازه دادند تا در مقابل دادن جامه‌اى (به عنوان مهر) زنان را تا مدتى معین متعه کنیم; سپس آن حضرت این آیه را تلاوت‌کرد که مى‌گوید: چیزهایى را که خداوند حلال کرده بر خود حرام نکنید: «لا تُحَرِّموا طَیِّبـتِ ما اَحَلَّ اللّهُ لَکُم». (مائده/۵‌، ۸۷) در روایتى دیگر از سَبْره جُهَنى نقل شده که پیامبر‌اکرم(صلى الله علیه وآله)در سال فتح مکه یا حجه‌الوداع به‌مسلمانان اجازه دادند تا زنان را متعه کنند. در‌پى این عمل، سَبْره گوید: با یکى دیگر از مسلمانان به این عمل اقدام کردیم. در حدیثى دیگر جابربن عبداللّه و سلمه‌بن اکوع گویند: روزى منادى رسول‌خدا بر ما وارد شد و گفت: پیامبر(صلى الله علیه وآله)به شما اجازه داده است که زنان را متعه کنید.
افزون بر سنت پیامبر(صلى الله علیه وآله)روایات متعددى از صحابه که حکایت از جواز این عمل دارد نیز نقل شده است; چنان‌که عمران‌بن حصین گوید: آیه متعه در کتاب خدا نازل شد و ما در عهد پیامبر(صلى الله علیه وآله)به آن عمل مى‌کردیم و آن حضرت تا زمان وفات خویش از آن نهى نکرد. از جابربن‌عبداللّه نقل‌شده: ما در عهد پیامبر و ابوبکر با مقدارى خرما و آرد زنان را متعه مى‌کردیم، تا این‌که عمر از آن نهى کرد. از صحابه افرادى دیگر، مانند: اسماء دختر ابوبکر، ابن‌مسعود، ابن‌عباس، معاویه‌بن‌ابى‌سفیان، عمروبن حریث، ابوسعید خدرى و سلمه‌بن اکوع و برخى تابعان هم‌چون طاوس، عطاء، سعیدبن جبیر، مجاهد، سدّى و حکمه‌بن‌عتیبه و دیگران ازدواج موقت را روا‌دانسته‌اند. سخن معروف عمر: «دو متعه در عهد پیامبر(صلى الله علیه وآله)روا و جایز بود; ولى من از آن دو‌نهى کرده، مرتکبان آن را مجازات مى‌کنم: یکى‌متعه زنان و دیگرى متعه حج نیز بر مشروعیت این امر دلالت دارد.
از اهل بیت(علیهم السلام) نیز در مشروعیت ازدواج موقت روایات فراوانى نقل شده است; از‌جمله از على(علیه السلام)روایت شده که اگر عمر از متعه نهى نمى‌کرد، جز انسان شقى مرتکب زنا نمى‌شد. از امام باقر(علیه السلام)درباره متعه سؤال شد. آن حضرت فرمود: خداوند متعه را در کتاب خود و سنت پیامبرش حلال کرده است و تا قیامت حلال خواهد بود. در روایتى دیگر امام صادق(علیه السلام)درباره آیه‌۲ فاطر/۳۵ که مى‌گوید: خداوند درى را که بر روى بندگان بگشاید کسى را یاراى بستن آن نیست: «ما یَفتَحِ اللّهُ لِلنّاسِ مِن رَحمَه فَلا‌مُمسِکَ لَها» فرمود: متعه از این قبیل است.

ازدواج موقت و اجتماع

ازدواج موقت ضرورت اجتماعى:
از میان شرایع، اسلام برترین و کامل‌ترین شریعت الهى است که در آن به همه نیازهاى فطرى بشر توجه شده و براى رفع آن احکام و دستورات متعددى تشریع گردیده است. یکى از نیازها و غرایز بشر و شاید قوى‌ترین غریزه او، غریزه جنسى است و حکمت الهى و کامل بودن دین اقتضا مى‌کند که براى رفع آن، راه‌هاى مشروعى قرار داده شود. یکى از راه‌هاى رفع این نیاز ازدواج دائم است; لیکن بدیهى است که ازدواج دائم براى همه انسان‌ها از سن بلوغ میسر نیست و موانعى مانند: نداشتن بلوغ فکرى، امکانات اقتصادى، موقعیت اجتماعى و غیره وجود دارد که مانع تحقق این امر مى‌گردد و بر فرض امکان ازدواج دائم، بسیارى از افراد، به‌ویژه جوانان براثر مشکلات و محدودیت‌هاى ناشى از ازدواج دائم، از ازدواج دائم گریزان بوده، به آسانى به آن تن نمى‌دهند. افزون بر این، در برخى موارد براى مردان همسردار نیز امکان ارضاى غریزه جنسى فراهم نیست; مانند این‌که یکى از زوجین به سفرى طولانى رفته یا زن مریض باشد. بنابراین، ضرورت فردى و اجتماعى ایجاب مى‌کند که خداوند براى رفع نیاز بشر و جلوگیرى از سقوط انسان در دام فساد و فحشا راه دیگرى جز ازدواج دائم را تشریع کند. تشریع ازدواج موقت در اسلام در واقع پاسخى به همین نیاز فطرى انسان است. ازاین‌رو که ایجاد چنین راهى، از نیازهاى اساسى بشر و ضروریات هر جامعه است، برخى از غیر مسلمانان و حتى برخى مسلمانان که ازدواج موقت را حرام مى‌دانند، روش‌هایى، شبیه ازدواج موقت براى رفع نیاز انسان و حل معضلات اجتماعى ارائه کرده‌اند; از‌جمله راسل دانشمند معروف انگلیسى در کتاب زناشویى و اخلاق به راه حل یکى از قضات دادگاه جوانان اشاره کرده است که مى‌گوید: جوانان باید بتوانند در یک زناشویى جدید وارد شوند که با زناشویى معمولى (دائم) از سه جهت تفاوت دارد: ۱-طرفین قصد بچه‌دار شدن نداشته باشند; ۲-جدایى آن‌ها به آسانى صورت پذیرد; ۳-پس از طلاق، زن هیچ گونه حق نفقه‌اى نداشته باشد. راسل پس از ذکر این پیشنهاد مى‌نویسد: من گمان مى‌کنم اگر چنین امرى به تصویب قانون برسد گروه کثیرى از جوانان، از‌جمله دانش‌جویان دانشگاه‌ها به زندگى مشترک تن بدهند که این زندگى متضمن آزادى و رهایى از بسیارى از روابط جنسى پرهرج و مرج کنونى خواهد بود. گروهى از عالمان متأخر اهل سنت نیز به ضرورت ازدواجى ساده و کم تعهد پى‌برده و ازدواجى را به عنوان «ازدواج مِسیار» (ازدواجى که در دفاتر رسمى ثبت نمى‌شود، و در آن زوجه از برخى حقوق خود، مانند: حق نفقه، مسکن و حق قَسم (هم خوابگى) چشم‌پوشى مى‌کند) را مطرح کرده‌اند.
برخى بر ازدواج موقت ایراد گرفته، مى‌گویند: ازدواج موقت نوعى فحشا است که زن در برابر دریافت مقدارى پول، خود را مى‌فروشد و این با کرامت انسانى منافات دارد و گاه مى‌گویند: این نوع ازدواج موجب مى‌شود افراد بى‌سرپرست هم‌چون فرزندان نامشروع در جامعه پدید آیند. در پاسخ باید گفت: طرح این ایرادها بر اثر ناآشنایى با ماهیت ازدواج موقت است. ازدواج موقت داراى قوانین و مقرراتى، همانند ازدواج دائم است. در این نوع ازدواج برخلاف فحشا، زن حق ندارد در یک زمان خود را در اختیار چند مرد قرار دهد. پس از پایان مدت مانند ازدواج دائم زن باید عده نگه دارد و فرزند به وجود آمده همانند فرزند ازدواج دائم مورد حمایت قرار گرفته، از همه احکام فرزند، از‌جمله ارث برخوردار خواهد بود.
ایراد دیگر این است که ازدواج موقت سبب مى‌شود بسیارى افراد هوس‌باز از این قانون، سوء استفاده کرده، مرتکب فحشا و کار حرام شوند. در‌پاسخ گفته مى‌شود: از کدام قانون سوء استفاده نشده؟ آیا اگر کسى در زیارت خانه خدا مرتکب کارى حرام، مانند فروش مواد مخدر شد باید جلوى حج گرفته شود؟
در نهایت عده‌اى مى‌گویند: تجویز ازدواج موقت براى تأمین هوس‌رانى مردان است که در پاسخ باید گفت: هدف از تجویز ازدواج موقت هوس‌رانى نیست. از دیدگاه اسلام و همه ادیان آسمانى هوس‌رانى مذموم و مردود است; ازاین‌رو در روایات اسلامى مرد «ذوّاق» یعنى کسى که زنان رابراى کام‌جویى گرفته، سپس طلاق‌مى‌دهد، لعن و نفرین شده است; بلکه هدف، رفع نیاز غریزى بشر و جلوگیرى از گرفتار شدن انسان‌ها به فحشا و حرام است. مؤید این مطلب روایات اهل بیت(علیهم السلام) است که در آن مردان همسردار که مانعى براى ارضاى غریزه جنسى ندارند، از متعه کردن زنان منع شده‌اند

احکام صیغه و همسریابی ازدواج موقت در فتاوای آیت الله بهجت

حکم ازدواج موقّت

۵۲۷. ازدواج موقّت از نظر اسلام چه حکمى دارد؟

ج. جایز، بلکه مستحبّ است.

جواز مطلق ازدواج موقّت

۵۲۸. آیا براى مردى که همسر دایم دارد، ازدواج موقّت جایز است؟

ج. جایز است.

اگر پدر اجازه  ى ازدواج با کفو را ندهد

۵۲۹. اگر پدر تا بیست یا سى سال دختر خود را تزویج نکند و دختر هم بخواهد با کفو شرعى خود صیغه کند، آیا اذن پدر لازم است یا خیر؟

ج. با فرض آن که دختر رشیده و عاقله است و زوجى را که براى خود در نظر گرفته کفو او مى  باشد و با اجتماع تمام شرایط، پدر از اذن امتناع نماید، اعتبار اذن پدر ساقط مى  شود و در هر حال رعایت احترام پدر و استیذان از او بشود خصوصا در عقد انقطاعى، واللّه  العالم.

صیغه دختر بدون اذن پدر

۵۳۰. آیا دختر باکره  اى را که بالغ و عاقل و رشیده است، بى  اذن پدر او مى  توان متعه کرد؟

ج. بنابر احتیاط، تکلیفا باید از پدر یا جدّ پدرى خود اجازه بگیرد، چون تکوینا مفسده دارد.

اجازه پدر در دختر غیرباکره

۵۳۱. زنى که در اثر زنا یا پریدن، بکارتش از بین رفته باشد، آیا براى ازدواج موقّت اجازه گرفتن از پدرش لازم است یا خیر؟

ج. اگر بکارتش به جماع از بین رفته، نیاز به اجازه ندارد.

عقد موقت دوشیزه بدون اطلاع دادن به خانواده  اش

۵۳۲. آیا صیغه خواندن براى دختر باکره بدون اطلاع خانواده  اش صحیح است؟ صحبت کردن آن ها با هم دیگر چه حکمى دارد؟

ج. باید احتیاطا با اجازه  ى پدر دختر باشد و صحبت کردن بدون اجرا عقدى مثل صحبت کردن با نامحرم هاى دیگر است.

زایل شدن بکارت با غیر جماع

۵۳۳. آیا ازدواج موقت با دخترى که بکارتش از راه غیر شوهر کردن از بین رفته است، نیاز به اذن پدر دارد؟

ج. اگر به غیر جماع زایل شده، باز هم نیاز به اذن پدر دارد، بنابر احتیاط ذکر شده.

اعتماد به گفته دختر در عقد موقت

۵۳۴. در عقد موقت آیا به صرف گفته  ى دختر که «پدر او راضى است»، نیازى به گرفتن پاسخ پدر هست یا خیر؟

ج. ظنّ به صدق او باشد، کفایت مى  کند.

صیغه جهت رابطه شغلى

۵۳۵. اگر در ازدواج موقت با دختر باکره بالغه و رشیده، ـ که فقط به منظور رابطه  ى متعارف شغلى و… باشد، نه مسایل زناشویى ـ ، آیا اجازه ولىّ او شرط است؟

ج. در لزوم اجازه به نحوى که ذکر شد، فرقى نمى  کند.

صیغه براى فرار از گناه

۵۳۶. دخترى بالغ ـ که قبلاً توسّط زنا ازاله  ى بکارت شده است و خانواده  ى او مطّلع نمى  باشند ـ تمایل به متعه با مرد مسلمانى را دارد. لکن حاضر به مطّلع کردن خانواده نیست و مرد مُصرّ به اذن از ولى است و از طرفى احتمال دارد که در پنهانى به زنا بیفتد. آیا بدون اذن، عقد موقّت وى جایز است؟

ج. در این فرض جایز است.

تخلف از اذن پدر در ازدواج دایم

۵۳۷. پدر به دختر اذن ازدواج دایم داده، آیا مى  تواند عقد انقطاعى کند؟

ج. تکلیفا بنابر احوط، جایز نیست و وضعا صحیح است.

ازدواج با کسى که پدرش فوت کرده است

۵۳۸. اگر پدر دختر باکره  اى فوت کرده باشد، مى  توان او را صیغه نمود؟

ج. اگر جدّ پدرى ندارد، جایز است.

ازدواج موقت و رابطه  ى آن با نظام اجتماعى

۵۳۹. آیا ازدواج موقت مرد به نفع جامعه است یا باعث متلاشى شدن جامعه مى  گردد؟

ج. به نفع جامعه است.

عدم ذکر مدّت و مهر در عقد موقّت با فرض دخول

۵۴۰. عقد موقّتى واقع شده است که به جهت جهل به مسأله یا فراموشى، مدّت و مهر را مشخّص نکرده  اند و جماع واقع شده است، حکم قضیه چیست؟

ج. حکم زنا را ندارد و اگر قصد مطلق نکاح را داشته  اند، منقلب به عقد دایم و مهرالمثل مى  شود.

عدم زوال محرمیّت با مادر زن بعد از پایان مدّت عقد

۵۴۱. خانمى دختر نابالغ خویش را براى مدّت دو روز براى مردى صیغه مى  خواند. آیا بعد از اتمام زمان صیغه به طور دایمى براى این خانم محرم است یا خیر؟

ج. بله محرم است، اگر با اذن ولىّ شرعى او بوده است و احوط این است که مدّتى پس از بلوغ را هم جزو زمان عقد قرار دهند هر چند بعدا زوج ابرا کند و آن زمان را ببخشد.

ازدواج موقت پسر و دختر با انگیزه  هاى مختلف

۵۴۲. اگر پسر و دخترى بخواهند از طریق ازدواج موقّت با همدیگر رابطه  ى شرعى داشته باشند، در صورت هاى زیر چه شرایطى معتبر است؟

۱) اگر رابطه صرفا رابطه  ى متعارف شغلى یا تحصیلى باشد؟

۲) اگر رابطه صرفا به خاطر استمتاع، جنسى بدون دخول باشد؟

۳) اگر رابطه به خاطر آمیزش جنسى (دخول) باشد؟

ج. در تمام صور جایز است، ولکن در باکره با اجازه ى پدر احتیاطا.

عقد موقّت براى محرمیّت

۵۴۳. اگر شخصى دختربچّه  ى خود را که قابل تمتّع نیست، به مدّت کوتاهى به منظور محرم شدن مادر آن بچّه به داماد، به عقد انقطاعى وى درآورد، آیا مادر آن بچّه به آن شخص محرم مى  شود؟

ج. بله، محرم مى  شود؛ هر چند احتیاط این است که مقدارى بعد از بلوغ را هم داخل کند، هر چند بعدا شوهر بقیه مدت را ابرا کند.

شرایط ازدواج موقت

۵۴۴. ازدواج موقت چه شرایطى دارد؟ آیا برقرارى رابطه با نامحرم به این نیّت که در آینده با هم ازدواج کنیم جایز است؟

ج. باید در ازدواج موقت مهر و مدت معین شود و بنابر احتیاط با اجازه ى پدر دختر صیغه  ى صحیح خوانده شود، و رابطه با نامحرم حرام است.

ازدواج موقت و ضرر به دختر

۵۴۵. آیا ازدواج موقت که موجب از بین رفتن بکارت مى  شود، به ضرر دختر نیست؟

ج. امکان دارد.

نفقه زن در ازدواج موقت

۵۴۶. آیا در ازدواج موقت نفقه زن بر مرد واجب است؟

ج. خیر، واجب نیست.

تفاوت عقد موقت و زنا

۵۴۷. فرق صیغه عقد موقت و زنا چیست و آیا مرد خودش مى  تواند عقد را جارى کند؟

ج. عقد موقت مثل دایم مشروع و مشروط به شرایط است و مرد هم مى  تواند صیغه  ى صحیح را جارى کند و هم چنین زن نیز مى  تواند صیغه را خود جارى نماید.

حرمت مادر زن بر داماد در عقد موقت

۵۴۸. آیا در ازدواج موقت نیز مادر زن بر داماد حرمت دایمى پیدا مى  کند؟

ج. بله.

وکیل گرفتن جهت اجراى صیغه عقد

۵۴۹. حکم وکیل گرفتن و خواندن صیغه در عقد موقت چیست؟

ج. به ذیل مسأله  ى ۱۸۸۳ رساله رجوع شود.

حقوق همسران در ازدواج موقت

۵۵۰. زن و مردى که صیغه شده  اند، چه حقوقى نسبت به هم دارند؟

ج. مرد حق استمتاع و زن حق مهر دارد.

سهو در مهریّه  ى عقد موقّت

۵۵۱. فردى قبل از ازدواج دایم، ازدواج موقّت کرده است و توافقى که روى مهریّه عقد دایم شده بود را سهوا مهریّه عقد موقّت قرار داده  اند، تکلیف چیست؟

ج. احتیاط در این است که شوهر مدت عقد موقت را ببخشد و زن هم او را از مهر ابرا کند و باز عقد موقّت را تجدید کنند.

بذل مدت ولىّ یا قیّم صغیر

۵۵۲. در عقد موقّتِ صغیر، آیا ولىّ یا قیّم وى مى  تواند بذل مدّت به زوجه نماید؟

ج. ولىّ یا قیّم با اذن حاکم مى  تواند با گرفتن مالى از زوجه که به نفع صغیر است، بذل مدت نماید و احتیاط در موارد امکان صبر ـ مثل نزدیک بودن زمان بلوغ ـ ترک نشود.

شرط نفقه در ازدواج موقت

۵۵۳. در عقد ازدواج موقّت، آیا شرط نفقه نافذ است؟

ج. اگر شرط اعطاى مقدار نفقه باشد، ظاهرا آن شرط الزام  آور است، اگرچه تخلّف آن موجب خیار در عقد نکاح نیست.

اختلاف زوجه با زوج و عاقد در دایم یا موقّت بودن عقد

۵۵۴. بین زوجین اختلاف شده و زوجه مى  گوید عقد، دایم بوده و زوج و عاقد مى  گوید موقّت بوده است. قول کدام یک مقدّم است؟

ج. ظاهرا قول زوج و عاقد مقدم است؛ زیرا آن ها منکر علقه  ى زوجیّت پس از مدت هستند و زوجه مدّعى آن است که اگر زوجه بیّنه اقامه نکند، منکر حلف مى  کند. گرچه احتیاط در این است که زوج پس از انقضاى مدّتى که قایل است، طلاق را اجرا کند.

اجراى عقد موقت بدون حضور شاهد

۵۵۵. آیا انسان بدون وجود شاهدى مى  تواند صیغه عقد موقت را بخواند؟ در صورت مواجه شدن با نیروهاى انتظامى چگونه باید جواب دهد؟

ج. بدون شاهد هم مى  توانند عقد بخوانند و قول آن ها هم به خواندن عقد، قابل قبول است.

کم ترین و بیشترین زمان ازدواج موقت

۵۵۶. کم ترین و بیشترین زمان ازدواج موقت چه قدر است؟

ج. مقدار، منوط به رضایت طرفین است و فرقى بین این که زمان آن بلند یا کوتاه باشد نیست؛ پس در طرف طول زمانى که مظنون است عدم بقا تا آن زمان تا به سفاهت نرسد، و در طرف کوتاهى، به لحظه معیّن با قابلیت استمتاع؛ اگرچه به غیر جماع باشد در آن زمان کافى است.

تمدید عقد موقت

۵۵۷. در عقد موقت اگر هنوز مدت تمام نشده باشد مى  توان مدت را تمدید کرد، یا این که آن را به عقد دایم تبدیل کرد؟

ج. قبل از پایان مدت یا بخشیدن بقیه مدت، عقد دایم یا موقت باطل است. (جهت اطلاع بیشتر به مسأله  ى ۱۹۰۴ رساله رجوع شود.)

بطلان عقد موقّت با عدم تعیین مهر و تحقّق وطى به شبهه

۵۵۸. مردى زنى را به این صورت فریب داده که به او گفته من تو را به نکاح دایم خود درمى  آورم، ولى شرط نکاح دایم این است که اوّل تو را به عقد موقّت درآورم. او را بدون تعیین مهر به عقد موقّت درآورده، با رضایت زن، و پس از آن، از او ازاله  ى بکارت کرده و مبلغى را به او داده و او را رها کرده است. آیا این عقد صحیح است؟ حکم قضیه را بیان فرمایید.

ج. چون مهر را در عقد موقت تعیین نکرده، آن عقد باطل بوده است. اگر مرد دانسته این کار را کرده، این وطى از طرف او زنا است، ولى چون زن این را نمى  دانسته از طرف او وطى به شبهه بوده و در وطى به شبهه چه از طرف زن به تنهایى یا از طرف هر دو باشد، زن استحقاق مهرالمثل را دارد و چون ازاله  ى بکارت شده، استحقاق مهرالمثل باکره را دارد و ارش البکاره هم در همان مهر تداخل مى  کند.

حکم عدم ذکر مدّت در عقد موقّت

۵۵۹. اگر در ازدواج موقت از روى فراموشى و یا به علت جهل نسبت به مسأله، ذکر مدّت انجام نشود، حکم آن چیست؟

ج. آن نکاح باطل است، ولى اگر قصد عاقد به قصد اصل نکاح منحل شود و قصد متعه از باب تعدّد مقصود باشد، عقد منقلب به دایم مى  شود، به خلاف وحدت مقصود؛ و در موردى که تحلیل قصد واضح نیست، احتیاط در این است که اگر راضى به دوام باشند، عقد را تجدید کنند و اگر راضى به آن نباشند، طلاق دهند.

عدّه  ى متعه

۵۶۰. عدّه  ى زنى که حیض مى  شود ـ در ازدواج موقت ـ دو حیض است. حال اگر زن بعد از انقضاى مدت بلافاصله حیض شود و پس از انقضاى حیض و پاک شدن و فاصله شدن کم ترین زمان پاکى که ۱۰ روز است با خوردن قرص حیض شود ـ که مجموع مدّت عدّه مثلاً ۲۰ روز مى  شود ـ آیا مى  تواند شوهر کند؟

ج. ظاهرا مى  تواند.

متعه در عدّه  ى رجعیّه

۵۶۱. در عدّه  ى رجعیّه فردى عیال قبلى خود را متعه مى  کند. آیا متعه صحیح است؟ و آیا عمل او رجوع محسوب مى  شود؟

ج. متعه لغو است، ولى رجوع محسوب مى  شود، ظاهرا.

مجهول بودن زمان متعه

۵۶۲. اگر در عقد متعه مدّت ذکر شود ولى مجهول باشد، مثل بازگشت فلان مسافر از سفر، آیا متعه باطل است یا به دایم منقلب مى  شود؟

ج. ظاهرا متعه باطل است.

اعتبار قول زن در یائسگى و بیوه بودن خود

۵۶۳. اینجانب تصمیم به ازدواج موقّت با زن یائسه  اى دارم. اگر از وى سؤال کنم که یائسه هستى و در جواب بگوید آرى، هم چنین اگر سؤال شود که شوهر دارد یا نه، بگوید شوهر ندارم، آیا قول او شرعا حجّت است و من مى  توانم با او ازدواج کنم؟

ج. اگر بر کذب او یقین ندارید، ادّعاى او در این که خلیّه است و مى  تواند شوهر کند قابل اعتماد است و اگر متّهمه است، بهتر است مراعات احتیاط شود.

۵۶۴. دخترى ۲۴ ساله هستم. حدود ۶ سال پیش در حالى که باکره بودم، به صیغه  ى موقّت مردى درآمدم و اکنون بعد از ۶ سال احتمال ۹۹% مى  دهم که نه مهریّه تعیین شده بود و نه مدّت عقد مشخص گردیده بود و اکنون هم هیچ دسترسى به آن مرد ندارم. تکلیف بنده چیست؟ آیا بنده به عقد دایم ایشان درآمده  ام یا این که عقد باطل بوده و اکنون مى  توانم ازدواج کنم؟

ج. اگر عقد دایم بوده و مهر قرار داده نشده، به مهرالمثل برمى  گردد و اگر عقد موقّت بوده و مهر قرار داده نشده، عقد باطل است و اگر عقد موقّت بوده و زمان ذکر نشده، در صورتى که قصد خصوص عقد موقت ـ به طورى که بر عقد دایم اصلاً راضى نباشد ـ نشده، به دایم منقلب مى  شود.

ازدواج موقّت ۹۹ ساله

۵۶۵. آیا ازدواج موقّت ۹۹ ساله صحیح است و آیا حکم عقد دایم را پیدا مى  کند؟

ج. تا هر مقدارى که به سفاهت نرسد، ازدواج موقّت صحیح است.

جهل به تعیین زمان و مهر در عقد

۵۶۶. اگر بدون علم به لزوم تعیین مهر و زمان در ازدواج موقت، زن و مردى ازدواج کنند و فرزندى حاصل شود، بعد به لزوم تعیین پى ببرند، آیا ازدواج آن ها حرام بوده و بچه آن ها حلال  زاده نمى  باشد؟

ج. اگر منقلب به ازدواج دایم نشده باشد، وطى به شبهه و آن فرزند، فرزند شبهه و حلال زاده است.

اجبار مرد بر بخشش مدت عقد

۵۶۷. در ازدواج موقت، در شرایطى که زن در عسر و حرج واقع شود، آیا اجبار مرد بر بذل مدت باقى مانده صحیح مى  باشد؟

ج. خیر، مگر از جانب حاکم شرع جامع شرایط باشد.

چگونگى ازدواج موقت با زنان غیر مسلمان

۵۶۸. آیا نحوه ازدواج موقت با زن مسلمان و غیر مسلمان متفاوت است؟ اگر زن و مرد از دو جاى متفاوت و با زبان مختلف باشند، نحوه جارى ساختن صیغه موقت چگونه است؟

ج. نحوه  ى ازدواج تفاوت ندارد و در اجراى صیغه، باید هر کدام بفهمد که عقد ازدواج را اجرا مى  کند.

عقد موقت با اهل کتاب بدون مهریه

۵۶۹. ازدواج موقت با زنان اهل کتاب که بدون مهریه، راضى به این ازدواج باشند صحیح است؟

ج. باید مهر معیّن داشته باشد.

ازدواج موقّت با زوج مدّعىِ اسلام و انکشاف زرتشتى بودن وى

۵۷۰. مردى است زرتشتى به زن مسلمانى مراجعه و خود را مسلمان و پیرو شریعت مقدّس اسلام معرّفى مى  کند. مطابق موازین شرع اسلام، نزد عاقد مسلمان و واجد شرایط با انعقاد عقد ازدواج به طریقه  ى اسلامى و به صورت موقت آن زن را تزویج و در سند نکاحیّه رسمى، مذهب خود را مسلمان اعلام مى دارد. بعدا معلوم مى  گردد که او مجوسى است، حاصل این ازدواج دو فرزند است. حکم ازدواج فوق چیست؟ آیا این مرد و دو نفر فرزندان مذکور مسلمان شناخته مى  شوند؟ زوجه مذکوره چه وظیفه اى دارد؟

ج. طریقى براى صحّت نکاح زن مسلمان با مرد غیر مسلمان حتى در عقد موقت نیست، اگرچه کتابى یا مجوس باشد. پس با تفحّص از حال فعلى و سابق، اگر اسلام مرد احراز شد که ملتزم به لوازم اسلام و ایمان است و در حال عقد این چنین بوده است، یا آن که اماره  ى معتبر بر اسلام و ایمان آن وقت به دست آمد که احکام اسلام بار مى شود؛ و در غیر این صورت نسبت اولاد به مادر صحیح است و آن ها تابع مادر ـ که اشرف است در اسلام ـ مى باشند و جدایى مادر از زوج لازم و متعیّن مى  گردد و عدّه  ى وطى به شبهه بر مادرى که ندانسته بوده، ثابت است.

ازدواج موقّت با زن مجوسى

۵۷۱. آیا ازدواج موقّت با زن مجوسى جایز است یا نه؟

ج. محلّ تأمّل است. پس باید احتیاطا ترک شود.

عقد موقّت اهل کتاب توسط مرد مسلمانى که همسر مسلمان دارد

۵۷۲. آیا مرد مسلمانى که همسر مسلمان دارد، مى  تواند زن اهل کتاب را به عقد موقّت خود درآورد؟

ج. مى  تواند با آنان به صورت عقد موقت ازدواج کند.

عقد موقت زنان فاحشه

۵۷۳. آیا فواحش را مى  توان عقد موقّت کرد؟

ج. بله، مى  شود، هر چند خلاف استحباب است.

به عقد درآوردن زنان خیابانى

۵۷۴. متعه نمودن زنان بدکاره چه حکمى دارد؟ و باید شرایط ازدواج موقت از نظر عده و… رعایت شود یا نه؟

ج. متعه کردن آن ها قبل از توبه  ى شان، کراهت دارد و باید تمام شرایط ازدواج موقت رعایت شود.

عدم لزوم فحص از عده  ى زن

۵۷۵. مردى زنى را به عقد موقّت خود درمى  آورد. در بین مباشرت با آن زن شکّ مى  کند که آیا او از زنانى است که زیاد صیغه مى  شود و عدّه نگه نمى  دارد یا نه؟، آیا تحقیق واجب است؟

ج. واجب نیست.

ثبت ازدواج موقت

۵۷۶. آیا در ازدواج موقت نیازى به ثبت آن در محضر رسمى مى باشد؟

ج. شرعا لازم نیست.

صیغه زن بدون اجازه از همسر

۵۷۷. اگر مردى به همسرش دسترسى نداشته باشد، آیا بدون اجازه او مى  تواند زنى را صیغه کند؟

ج. بله، مى  تواند.

ازدواج موقت مرد با داشتن همسر دایم

۵۷۸. آیا مرد با داشتن همسر دایم، مى  تواند ازدواج موقت کند؟ رضایت و اجازه همسر دایمى او چه نقشى دارد؟

ج. مى  تواند و نیازى به اجازه  ى همسر دایمى ندارد.

ازدواج موقت براى کسى که طواف نساء را انجام نداده است

۵۷۹. کسى که طواف نساء و نماز آن را به جا نیاورده، آیا مى  تواند ازدواج موقت کند؟

ج. خیر، نمى  تواند.

فرزند حاصل از ازدواج موقت

۵۸۰. فرزندى که از ازدواج موقت متولد مى  شود مربوط به پدر است یا مادر؟

ج. مربوط به هر دو است.

۵۸۱. آیا این مطلب صحیح است که مسؤولیت طفل حاصل از نزدیکى در زمان ازدواج موقت با مرد نمى  باشد؟

ج. خیر، صحیح نیست.

زنا در ایام عقد موقت

۵۸۲. در ازدواج هاى موقت، که گاهى شوهر براى مدتى طولانى مفقود مى  شود، اگر زن در این مدت مرتکب زنا شود، آیا بر شوهرش حرام ابدى مى  شود؟

ج. خیر، حرام نمى  شود.

فریب مرد در ازدواج

۵۸۳. زنانى که شناخته شده هستند که فقط براى گرفتن مهریه ازدواج مى  کنند و بعد از گرفتن آن از شوهر جدا مى  شوند، اگر کسى عالم یا جاهل به این موضوع با آن ها ازدواج کند و این بلا بر سر او آید، آیا مى  تواند از دادن مهریه خوددارى کند یا خیر؟

ج. خیر، باید مهریه را بدهد؛ ولى در موقت تا مدت تمام نشده، حق استمتاع دارد و در دایم، طلاق به دست شوهر است و اگر ادعاى تدلیس در بین است، به حاکم شرع مراجعه مى  شود.

انکار طفل در عقد موقت

۵۸۴. شخصى زن جوانى را متعه کرده و با اقرار خود مواقعه نیز انجام شده و زن مزبور پس از آن حامله شده است و طفل را به مرد متمتّع نسبت مى  دهد ولى مرد منکر الحاق ولد به خود مى  باشد. آیا قسم به نفى ولد از طرف مرد در این صورت مشروعیّت دارد؟

ج. اگر معلوم نباشد که به مجرد احتمال یا گمان نفى کرده، به نفى ولدِ شوهر، ولد منتفى مى  شود ظاهرا، اگرچه نفى براى او بدون علم تکلیفا جایز نیست؛ اگرچه عزل نماید یا ظنّ به انتفا داشته باشد یا زن را متهمه بداند، و على اى حال در عقد انقطاعى لعان نیست.

نفى فرزند در ازدواج موقت

۵۸۵. فرزندى که در ازدواج موقت حاصل مى  شود، اگر زن آن را به مرد نسبت دهد، مرد مى  تواند آن را از خود نفى کند؟ اگر اقرار به مباشرت داشته باشد، نفى ولد چه حکمى دارد؟

ج. خیر، اگر علم به نفى ندارد نمى  تواند نفى ولد کند و با علامات مفیده  ى ظن به انتفا، محکوم به لحوق است به واسطه  ى فراش، و در صورت نفى زوج، ولد بدون لعان از او منتفى است.

عدم اطلاع از وضعیت شوهر در عقد موقت

۵۸۶. تکلیف زنانى که براى چند سال به ازدواج موقت مردى در مى  آیند؛ ولى بعد از مدتى دیگر، از آن مرد خبرى نمى  شود، چه مى  باشد؟

ج. باید صبر کنند تا مدت عقدشان تمام شود.

اطاعت زن از مرد در عقد موقت

۵۸۷. در ازدواج موقت، حدود اطاعت زن از شوهر، شامل چه مواردى مى  باشد؟

ج. در استمتاعات باید تمکین کند.

تبدیل عقد موقّت به دایم

۵۸۸. هر گاه زنى را یک ساله متعه کرده پس از شش ماه مى  خواهد او را به عقد دایم درآورد، وظیفه چیست؟

ج. آن شش ماه دیگر را ببخشد، بعد او را عقد کند.

بخشش نصف مدّت

۵۸۹. در عقد موقّت، شوهر نصف مدّت را مى  بخشد. آیا مهر هم تقسیط مى  شود یا همه ى مهریه را باید بپردازد؟

ج. اگر قبل از دخول باشد، نصف مهر و اگر بعد از دخول باشد، تمام مهر را باید بپردازد.

اختلاف مرجع دختر و پسر در عقد موقت

۵۹۰. اگر مردى دخترى را بدون اذن پدر به عقد موقت خود درآورد، در صورتى که مرجع تقلید آن دختر چنین عقدى را باطل مى  داند، آیا محرمیت مادر دختر و دیگر احکام ازدواج بر آن مترتب مى  شود؟

ج. هر کدام از مرد و زن و مادر او یا غیر او، به فتواى مرجع تقلید خود عمل کنند.

منبع: سایت آیت الله بهجت، بخش استفتائات

همچنین برای همسریابی ازدواج موقت سایت معتبر حافظون پیشنهاد می گردد.

احکام ازدواج موقت و نحوه جاری شدن صیغه

۱. در ازدواج موقت، رضایت طرفین و خواندن صیغه کافی است و نوشتن و شاهد گرفتن لازم نیست.

۲. خود زن و مرد می‌توانند صیغه عقد را بخوانند. ابتدا مدت عقد (از یک ساعت تا چند سال) و میزان مهر (مثلاً از هزار تومان تا …) را معین کنند و بعد صیغه عقد را بخوانند.

در «صیغه عقد» ابتدا زن می‌گوید:

«زَوَّجتُکَ نَفْسی فی المُدَّهِ الْمَعْلوُمَه عَلَی الْمَهْرِ الْمَعْلوُم» (خودم را به تو تزویج کردم برای مدت معین با مهر معین)

بعد مرد می‌گوید:

«قَبِلْتُ» (قبول کردم)

تبصره: اگر خود مرد و زن نتوانند صیغه را به عربی صحیح بخوانند به هر لفظی که صیغه را بخوانند صحیح است. اما باید لفظی را بگویند که معنی «زَوَّجْتُ و قَبِلْتُ» را بفهماند.

۳. عقد موقت طلاق ندارد بلکه جدا شدن زن و مرد بواسطه تمام شدن مدت عقد و یا بخشیدن مدت (مرد باقیمانده زمان عقد را به زن می‌بخشد) می‌باشد.

۴. اگر کسی زنی را به عقد خود درآورد، اگر چه نزدیکی نکرده باشد مادر آن زن به آن مرد محرم می‌شود و اگر نزدیکی کرده باشد، اگر آن زن از مرد دیگری دختر داشته باشد دختر آن زن نیز به آن مرد محرم می‌شود و مرد هرگز نمی‌تواند با آن دختر ازدواج کند.

۵. تعریف عدّه: مدت زمانی را که زن نمی‌تواند با مرد دیگری ازدواج کند عدَه می‌گویند. این مدت پس از طلاق (در عقد دائم) و یا اتمام مدت زمان (در عقد موقت) و یا فوت شوهر شروع می‌شود.

۶. عدَه عقد موقت دیدن دوبار عادت ماهیانه زنان است. عدَه عقد دائم از زمان طلاق، دیدن سه بار عادت ماهیانه است. عدّه وفات شوهر، چهارماه و ده روز است اگر چه زن یائسه یا متعه باشد.

۷. زن یائسه (زن غیرسیدی است که سنش بالاتر از پنجاه سال یا سیده‌ای که سنش بالاتر از شصت سال باشد) عدّه طلاق و عدّه اتمام عقد موقت ندارد.

۸.    اگر مردی زنی را که در عدّه دیگری است برای خود عقد کند آن زن بر او حرام می‌شود.

در سایت همسریابی حافظون شما میتوانید با متقاضیان صیغه و ازدواج موقت آشنا شوید.

صیغه موقت یا متعه چیست؟

صیغه موقت به معنای (ازدواج موقت ) است.صیغه موقت به این معنی است که زن و مردی که با هم ازدواج موقت می کنند، فقط تا زمانی که مدت عقد تمام نشده ، با هم زن و شوهرند . بعد از تمام شدن مدت دیگر زن و شوهر نیستند ،مثلا اگر برای مدت ده روز ازدواج کرده باشند، بعد از ده روز دیگر نسبت به هم محرم نیستند. در ازدواج موقت یا همان صیغه موقت رضایت زن و مرد و خوانده شدن عقد و مشخص کردن مهریه و مدت لازم است.اگر دختر باکره باشد، به نظر بیش تر مراجع معظم تقلید باید از پدرش رضایت بگیرد.

شاید اینها سوالات بسیاری از شما عزیزان باشد آیا عقد یا صیغه موقت باید دارای شرایط خاص باشد ؟

آیا نیاز به عاقد دارد؟

آیا باید با الفاظ خاصی خوانده شود ؟

آیا در صیغه موقت حتما باید مدت در آن قید شود یا خیر؟

از این جهت بر آن شدیم تا مطالبی  در این رابطه برایتان بیان کنیم.

 

طبق ماده ۱۰۶۲قانون‌ مدنی‌: “نکاح‌ واقع‌ می‌شود به‌ ایجاب‌ و قبول‌ به‌ الفاظی‌ که‌ صریحا دلالت‌ بر قصد ازدواج‌ نماید.”

ازدواج‌ موقت‌ (صیغه موقت) که‌ رابطه‌ زوجیت‌ بین‌ زن‌ و مرد در مدت‌ معین‌ است‌ به‌ وسیله‌ عقد محقق‌ می‌گردد و چون‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ یکی‌ از عقود است‌ باید علاوه‌ بر شرایط عمومی‌ برای‌ صحت‌ عقد، دارای‌ شرایط مخصوص‌ به‌ خود نیزباشد.

 

قصد انشاء در ازدواج‌ موقت‌:

قصد و رضای‌ زوجین‌ در صیغه موقت از شرایط صحت‌ عقد است‌. لذا مرد یا زن‌ یا وکیل‌ آن‌ها که‌ صیغه‌ عقد موقت‌ را می‌خواند باید قصد انشاء داشته‌ باشد یعنی‌ اگر خود مرد و زن‌ صیغه‌ را می‌خوانند، زن‌ به‌ گفتن‌ “زوجتک‌نفسی‌” قصدش‌ این‌ باشد که‌ خود را زن‌ او قرار دهد و مرد به‌ گفتن‌ “قبلت‌ التزویج‌” زن‌ بودن‌ او را برای‌ خود قبول‌ نماید و اگر وکیل‌ مرد و زن‌ صیغه‌ را می‌خواند، به‌ گفتن‌ “زوجت‌ و قبلت‌” قصدش‌ این‌ باشد که‌ مرد و زنی‌ را که‌ او را وکیل‌کرده‌ است‌، زن‌ و شوهر شوند.

بنابراین‌ اگر زن‌ و مرد راضی‌ به‌ عقد صیغه موقت نباشند یا اینکه‌ یکی‌ از طرفین‌، مورد اجبار و اکراه‌ قرار گرفته‌ باشد و یا آنکه‌ بدون‌ قصد انشاء، مثلا به‌ لحاظ شوخی‌ صیغه‌ را جاری‌ نماید، این‌ شرط که‌ از صحت‌ ازدواج‌ موقت‌است‌ رعایت‌ نشده‌ و باطل‌ می‌باشد.

در نتیجه‌ اگر زن‌ یا مردی‌ را اجبار به‌ ازدواج‌ موقت‌ با دیگری‌ نمایند که‌ شخص‌ مکره‌ بدون‌ اراده‌، مجبور به‌ پذیرش‌ ازدواج‌ است‌ این‌ ازدواج‌ یا صیغه موقت صحیح‌ نمی‌باشد.

 

الفاظ در ازدواج‌ یا صیغه موقت‌:

در ازدواج‌ یا صیغه موقت تنها اراده‌ و رضایت‌ زن‌ و مرد برای‌ تحقق‌ عقد کافی‌ نیست‌ بلکه‌ باید از الفاظی‌ استفاده‌ کرد که‌ قصد طرفین‌ را مبنی‌ بر ازدواج‌ یا صیغه موقت برساند. بنابراین‌ معاطات‌ در عقد ازدواج‌ موقت‌ پذیرفته‌ نشده‌ است‌.

در اینکه‌ خواندن‌ صیغه‌ ازدواج‌ موقت‌ با چه‌ زبان‌ و الفاظی‌ باشد کافی‌ است‌ که‌ لفظ فارسی‌ باشد و لفظ عربی‌ ضرورت‌ ندارد و صیغه‌ خاص‌ نیز ضرورت‌ ندارد، بلکه‌ همین‌ مقدار که‌ الفاظ، قصد ازدواج‌ موقت‌ را برساند کافی‌است.

 ایجاب‌ و قبول‌:

ایجاب‌ عبارت‌ است‌ از اعلام‌ قصد ازدواج‌ “موقت” گوینده‌ با مخاطب‌ خود. قبول‌ عبارت‌ از اعلام‌ پذیرش‌ آن‌ امر است‌. ایجاب‌ عموما از طرف‌ زن‌ و قبول‌ از طرف‌ مرد می‌باشد.

توالی‌ ایجاب‌ و قبول‌:

برای‌ اینکه‌ اراده‌ هر دو طرف‌ در نظر عرف‌ مربوط به‌ هم‌ باشد و فاصله‌ بین‌ ایجاب‌ و قبول‌ امکان‌ توافق‌ واقعی‌ زوجین‌ را بر هم‌ نزند، در ماده‌ ۱۰۶۵ قانون‌ مدنی‌ تصریح‌ شده‌ است‌ که‌:

“توالی‌ عرفی‌ ایجاب‌ و قبول‌ شرط صحت‌ عقد است‌.”

یعنی‌ قبول‌ باید در زمانی‌ گفته‌ شود که‌ عرف‌ آن‌ را متوالی‌ و مربوط به‌ ایجاب‌ بداند.

ایجاب‌ و قبول‌ توسط ولی‌ در ازدواج‌ موقت‌:

ماده‌ ۱۰۶۳ قانون‌ مدنی‌: “ایجاب‌ و قبول‌ ممکن‌ است‌ از طرف‌ خود مرد و زن‌ صادر شود و یا از طرف‌ اشخاصی‌ که‌ قانونا حق‌ عقد دارند.”

با توجه‌ به‌ ماده‌ ۱۰۷۱ قانون‌ مدنی‌، به‌ نظر می‌رسد منظور از “اشخاصی‌ که‌ قانونا حق‌ عقد دارند” موردی‌ است‌ که‌ ازدواج‌ یا صیغه موقت توسط ولی‌ انجام‌ می‌گیرد و این‌ ماده‌ نمی‌خواهد مورد وکالت‌ را بیان‌ دارد.“تعیین‌ زن‌ و شوهر به‌ نحوی‌ که‌ برای‌ هیچ‌ یک‌ از طرفین‌ در شخص‌ طرف‌ دیگر شبهه‌ نباشد شرط صحت‌ نکاح‌ است‌.”

شرایط عاقد در ازدواج یا صیغه موقت:

ماده‌ ۱۰۶۴ قانون‌ مدنی‌: “عاقد باید عاقل‌ و بالغ‌ و قاصد باشد.”

عاقد به‌ کسی‌ گفته‌ می‌شود که‌ صیغه‌ عقد ازدواج‌ را جاری‌ می‌سازد و کسی‌ که‌ صیغه‌ را جاری‌ می‌سازد باید دارای‌ سه‌ ویژگی‌ باشد:

قسمت‌ الف‌ ـ عاقل‌ باشد: کسی‌ که‌ صیغه‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را جاری‌ می‌سازد باید عاقل‌ باشد، پس‌ اگر شخص‌ دیوانه‌، صیغه‌ عقد را جاری‌ سازد عقد باطل‌ است‌.

 

قسمت‌ ب‌ ـ بالغ‌ باشد: کسی‌ که‌ صیغه‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را می‌خواند باید بالغ‌ باشد. به‌ استناد تبصره‌ ۱ ماده‌ ۱۲۱۰ قانون‌ مدنی‌ سن‌ بلوغ‌ در پسر پانزده‌ سال‌ تمام‌ قمری‌ و در دختر نه‌ سال‌ تمام‌ قمری‌ است‌. بنابراین‌ چنانچه‌ طفل‌صغیری‌ صیغه‌ را جاری‌ سازد عقد باطل‌ است‌.

 

قسمت‌ ج‌ ـ قاصد باشد: یعنی‌ قصدش‌ از جاری‌ کردن‌ صیغه‌ ازدواج‌ موقت‌ این‌ باشد که‌ در مدت‌ معین‌، پیمان‌ زناشویی‌ را منعقد می‌نماید. بنابراین‌ اگر شخصی‌ از روی‌ مزاح‌ و یا در حال‌ مستی‌، صیغه‌ عقد را جاری‌ سازد این‌ عقدباطل‌ است‌.

در نتیجه‌ کسی‌ که‌ صیغه‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را جاری‌ می‌نماید، چه‌ برای‌ خودش‌ چه‌ به‌ وکالت‌ از طرف‌ زوجین‌ یا از طرف‌ یکی‌ از زوجین‌ یا ولی‌ یکی‌ از زوجین‌، باید دارای‌ شرایط مذکور در ماده‌ ۱۰۶۴ باشد. لذا اگر دختر وپسری‌ که‌ نابالغ‌ هستند یا عاقل‌ نیستند و یا قصد نداشته‌ باشند، صیغه‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را جاری‌ نمایند، این‌ عقد باطل‌ است‌.

 

تعیین‌ زن‌ و شوهر در ازدواج‌ موقت‌:

ماده‌ ۱۰۶۷ قانون‌ مدنی‌: “تعیین‌ زن‌ و شوهر به‌ نحوی‌ که‌ برای‌ هیچ‌ یک‌ از طرفین‌ در شخص‌ طرف‌ دیگر شبهه‌ نباشد شرط صحت‌ نکاح‌ است‌.”

یکی‌ از شرایط صحت‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ تعیین‌ مرد و زن‌ است‌ به‌ نحوی‌ که‌ موجب‌ اشتباه‌ نشده‌ و کاملا معین‌ باشد. لذا چنانچه‌ وکیل‌ مرد و زن‌ و یا ولی‌ آن‌ها می‌خواهد صیغه‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را جاری‌ نماید، باید زن‌ و شوهررا در عقد، معین‌ نماید و این‌ ممکن‌ است‌ با بردن‌ اسم‌ آن‌ها و یا با اشاره‌ به‌ آن‌ها صورت‌ پذیرد به‌ طوری‌ که‌ برای‌ طرف‌ دیگر در عقد جای‌ هیچگونه‌ شک‌ و شبهه‌ای‌ باقی‌ نماند.

بنابراین‌ چنانچه‌ مردی‌ دارای‌ چند دختر باشد و به‌ مرد بگوید یکی‌ از دخترانم‌ را به‌ عقد تو درآوردم‌ به‌ لحاظ آنکه‌ معین‌ نیست‌ کدام‌ دختر را به‌ عقد مرد درمی‌آورد، این‌ عقد باطل‌ و بلااثر است‌.

تعلیق‌ در ازدواج‌ موقت‌:

ماده‌ ۱۰۶۸ قانون‌ مدنی‌: “تعلیق‌ در عقد، موجب‌ بطلان‌ است‌.”

تعلیق‌ در لغت‌ به‌ معنی‌ بلاتکلیف‌ نهادن‌ یک‌ کار است‌ به‌ طوری‌ که‌ نفیا و اثباتا تصمیمی‌ راجع‌ به‌ آن‌ نگرفته‌ باشد.مانند اینکه‌ مرد به‌ زن‌ بگوید تو را به‌ زوجیت‌ خود برگزیدم‌ اگر از سفربرگشتم‌ یا اینکه‌ زن‌ به‌ مرد بگوید خود را به‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ تو درآوردم‌ اگر فردا هوا آفتابی‌ باشد و ابر نباشد. در مثال‌های‌ فوق‌ چون‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ معلق‌ به‌ شرطی‌ است‌ که‌ مجهول‌ است‌ لذا صیغه موقت‌ باطل‌ است‌.

ماده‌ ۱۰۷۵ قانون‌ مدنی‌:‌“نکاح‌ وقتی‌ منقطع‌ است‌ که‌ برای‌ مدت‌ معینی‌ واقع‌‌شده‌باشد.”

 

نحوه‌ خواندن‌ صیغه‌ ازدواج‌ موقت‌:

‌ اول‌ ـ اگر زن‌ و مرد خودشان‌ صیغه‌ را بخوانند: اگر خود زن‌ و مرد بخواهند صیغه‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را بخوانند، بعد از آنکه‌ مدت‌ و مهر را معین‌ کردند چنانچه‌ زن‌ بگوید:

“زوجتک‌ نفسی‌ فی‌ المدته‌ المعلومه‌ علی‌ المهر المعلوم‌” )یعنی‌ ـ من‌ خودم‌ را به‌ همسری‌ تو در مدت‌ معین‌ و با مهر معین‌ درآوردم‌ (بعد بدون‌ فاصله‌ مرد بگوید: “قبلت‌”(قبول‌ کردم‌)صحیح‌ است‌.

‌ دوم‌ ـ اگر دیگری‌ را وکیل‌ کنند: اگر زن‌ و مرد، شخص‌ دیگری‌ را وکیل‌ کنند که‌ صیغه‌ ایجاب‌ و قبول‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را جاری‌ نماید، در این‌ صورت‌ اول‌ وکیل‌ زن‌ به‌ وکیل‌ مرد بگوید: “متعت‌ موکلتی‌ موکلک‌ فی‌ المدته‌المعلومه‌ علی‌ المهر المعلوم‌” (یعنی‌ موکله‌ خودم‌ را به‌ ازدواج‌ موکل‌ تو در مدت‌ معین‌ با مهر معین‌ درآوردم‌ )پس‌ بدون‌ فاصله‌ وکیل‌ مرد بگوید: “قبلت‌ لموکلی‌ هکذا” (یعنی‌ قبول‌ کردم‌ برای‌ موکل‌ خودم‌ همین‌ طور (صحیح‌ است‌

 

تعیین‌ مدت‌ در صیغه موقت‌:

ماده‌ ۱۰۷۵ قانون‌ مدنی‌:‌“نکاح‌ وقتی‌ منقطع‌ است‌ که‌ برای‌ مدت‌ معینی‌ واقع‌‌شده‌باشد.”

از مفهوم‌ ماده‌ مذکور به‌ دست‌ می‌آید که‌ اگر برای‌ صیغه موقت مدت‌ تعیین‌ نشده‌ باشد،عقد ازدواج‌ صحیح‌ است‌ و آن‌ به‌ عقد دائم‌ مبدل‌ می‌شود.

اما گفته‌ شده‌ دسته‌ دیگری‌ از فقهاء عظام‌ عقیده‌ دارند که‌ در صورت‌ عدم‌ ذکر مدت‌،عقد ازدواج‌ موقت‌ باطل‌ است‌ و مبدل‌ به‌ ازدواج‌ دائم‌ نمی‌شود زیرا در ازدواج‌ موقت‌ (صیغه موقت) تعیین‌ مدت‌ شرط است‌ پس‌ چنانچه‌ عقد فاقد این‌ شرط باشد باطل‌ است.

اگر چه‌ قانون‌ مدنی‌ در ماده‌ ۱۰۷۵ قول‌ مشهور فقهاء عظام‌ را پذیرفته‌ است‌ اما به‌ نظر می‌رسد قولی‌ که‌ نظر به‌ بطلان‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ در صورت‌ عدم‌ تعیین‌ مدت‌ دارد، صحیح‌ تر به‌ نظر می‌رسد.خصوصا اینکه‌ زن‌ و مرد اراده‌ خود را برای‌ صیغه موقت با آثار آن‌ در نظر داشته‌اند و حال‌ آنکه‌ در صورت‌ عدم‌ تعیین‌ مدت‌ و مبدل‌ شدن‌ ازدواج‌ موقت‌ به‌ ازدواج‌ دائم‌، موجب‌ ضرر به‌ زن‌ و مرد، خصوصا مرد می‌شود ماننداینکه‌ مجبور به‌ پرداخت‌ نفقه‌ می‌شود و نیز زن‌ از مرد و بالعکس‌ از همدیگر ارث‌ ببرند و منظور آن‌ها این‌ نبوده‌ است‌.

ماده‌ ۱۰۷۶ قانون‌ مدنی‌: “مدت‌ نکاح‌ منقطع‌ باید کاملا معین‌ شود.”

یعنی‌ باید مدت‌ طوری‌ باشد که‌ هیچگونه‌ ابهامی‌ نداشته‌ باشد و آغاز زمان‌ و آخر زمان‌ ازدواج‌ موقت‌ کاملا معین‌ باشد حتی‌ اگر مدت‌ کم‌ باشد مانند یک‌ روز یا یک‌ ساعت‌ و یا مدت‌ ازدواج‌ موقت‌ طولانی‌ باشد مانند سی‌ و چهل‌سال‌.

چنانچه‌ در ازدواج‌ موقت‌ (صیغه موقت)، مدت‌ ذکر شود اما اول‌ و آخر آن‌ معین‌ نشود مانند اینکه‌ مردی‌ زنی‌ را به‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ خود دربیاورد به‌ مدت‌ یک‌ سال‌ اما معلوم‌ نکند که‌ آغاز یک‌ سال‌ از چه‌ وقت‌ است‌، بیان‌ شده‌ که‌ ابتداء آن‌ اززمان‌ عقد محسوب‌ می‌گردد، زیرا اطلاق‌ عقد اقتضاء دارد که‌ مدت‌ بلافاصله‌ شروع‌ شود.

اما برخی‌ دیگر از حقوق‌دانان‌ اظهار می‌دارند “آغاز مدت‌ ازدواج‌ موقت‌، باید پیوسته‌ به‌ زمان‌ انعقاد عقد باشد و نباید جدای‌ از آن‌ باشد و به‌ نظر می‌رسد نظر اخیر صحیح‌ تر باشد.

ادعای رسانه های غربی؛ “زنان صیغه‌ای” در قبرستان شیخان قم حضور دارند!

به گزارش شیعه آنلاین، «امید رضایی» در مقاله ای تحت عنوان «آیا طلبه‌ها بیش از دیگران صیغه می‌کنند؟» که توسط خبرگزاری آلمانی “دویچه وله” منتشر شد، به مقوله ازدواج مؤقت پرداخته و اطلاعاتی را منتشر نموده که بسیاری از آن نادرست است و منبع این اطلاعات مشخص نیست. متن کامل این مقاله به شرح ذیل است:

ازدواج موقت در احکام شیعه “حلال” و گاه دارای “اجر و ثواب” دانسته می‌شود و شاید به همین دلیل نزد طلبه‌ها و روحانیون نسبت به دیگر گروه‌های اجتماعی محبوب‌تر است. گاه زنان هم برای “ثواب” به ازدواج موقت با طلبه‌ها تن می‌دهند.

“صیغه” یا “متعه” در فقه اسلامی، نام دیگر “ازدواج موقت” است و راه و رسمی است که بخشی از فقها و روحانیون برای “به گناه نیفتادن جوانان” تجویز می‌کنند.

در ازدواج موقت مدت ازدواج و مهریه از ابتدا باید مشخص باشد، اما آن چه باعث تسهیل فقهی این نوع ازدواج می‌شود، این است که در نظر تعدادی از مراجع شیعه، دختر جهت ازدواج موقت نیازی به “اذن پدر” ندارد.

ازدواج موقت در فقه شیعه “حلال” است. در سال‌های گذشته، حکومت ایران و متولیان فرهنگ رسمی تلاش زیادی برای جا انداختن این مسئله در میان مردم کرده‌اند. از جمله، مصطفی پورمحمدی، وزیر سابق کشور و وزیر کنونی دادگستری، در خرداد ۸۶ گفته بود: «ما نباید از ترویج ازدواج موقت جوانان در جامعه که حکم خدا می‌باشد، پروا داشته باشیم و این مسئله باید با جسارت در کشور ترویج شود.»

این اظهار نظر با واکنش‌های گسترده مخالفان و موافقان ترویج ازدواج موقت روبه‌رو شد. پیش از این نیز در دهه ۷۰، هاشمی رفسنجانی، رئیس‌جمهور وقت، بحث ترویج ازدواج موقت را پیش کشیده بود که با واکنش مخالفان، مسکوت ماند.

با وجود تمام تبلیغات، ازدواج موقت در فرهنگ عمومی مردم ایران همچنان مذموم است.

در این میان، گفته می‌شود طلبه‌ها و روحانیون جوان به ویژه در شهرهای مذهبی قم و مشهد، به این مسئله علاقه نشان می‌دهند. طلبه‌ها و روحانیون بنا به تجویز شرع و فرهنگ سنتی ایرانی، عموماً در سنین خیلی کم ازدواج می‌کنند، اما ظاهراً با وجود این، همچنان به ازدواج موقت، چه پیش از ازدواج دائم و چه خارج از رابطه با همسر دائم خود علاقه نشان می‌دهند.

در مسئله ازدواج موقت نیز مانند اکثر مسائل مربوط به سکس در ایران، آمار و ارقام دقیقی وجود ندارد و پژوهش خاصی انجام نشده است. به این ترتیب گفته‌ها و شنیده‌ها درباره این موضوع، چندان مستند نیستند و معمولاً حاصل مشاهدات شخصی هستند.

حکومت ایران روی این مسائل حساسیت خاصی دارد. به خصوص دادگاه ویژه روحانیت، با مسئله ازدواج موقت و صیغه در میان روحانیون و طلبه‌ها شدیدا برخورد می‌کند. برخوردی که البته مانع گرایش روحانیون و طلبه‌ها به این نوع رابطه نشده است.

در سال‌های گذشته شخصی به نام شیخ حسین وافی، تشکیلاتی شامل چند «خانه عفاف» در شهر قم اداره می‌کرد که در آن‌ها خدمات ازدواج موقت به طلبه‌ها ارائه می‌شد. در این خانه‌ها زنانی بودند که (بنا به شرطی که بین فقیهان شیعه «عدم دخول» نامیده می‌شود) می‌توانستند در یک روز در چارچوب ازدواج موقت با چند مرد رابطه داشته باشند.

این خانه‌های عفاف با حکم دادگاه ویژه روحانیت قم برچیده شدند و شیخ حسین وافی برای چند سال راهی زندان شد.

یک روحانی به دویچه‌وله می‌گوید: «از آن‌جا که جامعه کشش این مسئله را ندارد و از مقبولیت اجتماعی برخوردار نیست، و هم این‌که دادگاه ویژه روحانیت با این مسئله برخورد می‌کند، طلبه‌ها از علنی کردن این مسئله شدیداً پرهیز می‌کنند و در مورد آن اطلاعات نمی‌دهند.» او همچنین معتقد است در طول چهارده سالی که با طیف‌های مختلفی از طلبه‌ها ارتباط داشته، مسئله ازدواج موقت کم‌رنگ شده است.

رواج بیشتر در شهرهای مذهبی

روحانی دیگری که در شیراز تحصیل کرده، می‌گوید در یکی از قدیمی‌ترین حوزه‌های علمیه ایران که در گذشته دور نیز مرکز جهان اسلام بوده است، به نام «حوزه علمیه خان»، به دلیل نحوه مدیریتش در سال‌های گذشته، مسئله صیغه شدیدا رایج بوده است و طلبه‌های آن‌جا به این کار معروف بوده‌اند.

این روحانی جوان می‌گوید که “صیغه‌ کردن” در شهرهای قم و مشهد بسیار رایج است و حتی دفتر رسمی برای این کار وجود دارد و طلبه‌ها هم از این کار خیلی خوششان می‌آید و «از همان اوایل دست به صیغه‌شان خوب است».

وی می‌گوید وقتی به طلبه‌های این شهرها اعتراض می‌کرد، به او می‌گفتند «می‌خواهی حلال خدا را حرام کنی؟» به نظر این روحانی جوان، «قسم» و «طلاق» هم حلال است، اما مذموم. او می‌گوید: «صیغه حلالی است که فرد تا مجبور نشود نباید دست به آن بزند.»

او دلیل رواج این مسائل در قم را این می‌داند که روش مدیریت در حوزه‌های این شهر غلط است و طلبه‌ها به قصد نمره و نه به قصد یادگیری درس می‌خوانند و به این دلیل «می‌افتند توی این کارها.» وی می‌گوید طلبه‌هایی که در قم و مشهد برای خدا درس می‌خوانند، نه مقام و پول، در اکثریت نیستند.

پیدا کردن «زنان صیغه‌ای»

گفته می‌شود زنانی که در ایران «زنان صیغه‌ای» خوانده می‌شوند، در شهر قم، در قبرستان شیخان و اطراف آن حضور چشمگیری دارند.

حیاط بزرگ مسجد امام حسن عسگری، صحن و اطراف حرم معصومه، خیابان ارم، گذر خان و اطراف مدرسه گلپایگانی دیگر جاهایی هستند که می‌توان «زنان صیغه‌ای» را پیدا کرد. این زنان در قالب دست‌فروش و «گدا» نیز حضور دارند.

همچنین گفته می‌شود بعضی طلبه‌ها شماره‌ تلفن‌های برخی از این زنان را دارند که آن را در اختیار دوستان خود قرار می‌دهند یا گاهی خود واسطه آشنایی زنان صیغه‌ای و دوستان‌شان می‌شوند.

حتی گفته می‌شود آرایشگاهی در شهر قم به مشتریان مطمئن خود شماره‌ تلفن ‌برخی از این زنان را می‌دهد و خودش طلبه‌ها را با زنان صیغه‌ای آشنا می‌کند. برخی روحانیون نیز بابت انجام «کار خیر» و «نجات جوانان از گناه» ممکن است زنان صیغه‌ای را به طلبه‌های جوان معرفی کنند.

پاداش و اجر اخروی در فقه شیعه

روایات و احادیث متعددی در خصوص اجر و پاداش اخروی برای «متعه» در میان شیعیان وجود دارد، اما غالب این روایات نامعتبر به نظر می‌رسند. هرچند که در نهایت برخی فقیهان شیعه به استناد سخنان باقی‌مانده از پیامبر اسلام و امامان شیعه، ازدواج موقت را دارای ثواب می‌دانند.

از جمله در حدیثی از محمد باقر، امام پنجم شیعیان، آمده است که اگر متعه «با نیت الهی» انجام شود، به تعداد موهای بدن از گناهان فرد بخشیده خواهد شد (کتاب “من لا یحضره الفقیه”).

به این دلیل حتی برخی «زنان صیغه‌ای»، هدف خود از این کار را، «ثواب آن» می‌دانند.

از سوی دیگر، گفته می‌شود همسران طلبه‌ها، به شدت با این موضوع مخالف هستند و گاهی آن را خیانت به خانواده می‌دانند. زنانی که خود طلبه هستند، ازدواج موقت را به شکلی تفسیر می‌کنند که به هیچ وجه با شرایط همسر خودشان سازگار نباشد.

گفته می‌شود در قم گاهی پیش آمده که ازدواج موقت طلبه‌ای افشا شده و موجب نفرت همسران دیگر طلبه‌ها از وی شده است.

آیا همه این حرف‌ها شایعه است؟

اما گروهی از روحانیون نظر کاملاً متفاوتی در مورد رواج ازدواج موقت در میان این قشر دارند. طلبه جوانی که در زنجان و قم تحصیل کرده، به دویچه‌وله می‌گوید: «شایعه همیشه بزرگ‌تر از واقعیت است. موضوع صیغه برای من هم مسئله بود، پیگیر آن شدم و نتیجه‌ای کاملا متفاوت از شنیده‌ها گرفتم: افراد متمول و بازاری، بسیار بیشتر از تصوری که نسبت به روحانیون وجود دارد، اهل صیغه هستند.» او معتقد است در میان طلبه‌ها عده بسیار کمی اهل ازدواج موقت هستند، آن هم به قصدی متفاوت از آن‌چه برای ازدواج موقت تصور می‌شود.

یک طلبه دیگر می‌گوید: «راستش فکر نمی‌کنم هیچ طلبه‌ای حاضر باشد از تجربه ازدواج موقت خود بگوید. هم به خاطر مسائل امنیتی و هم حریم خصوصی‌اش. چون طلبه‌ها زود ازدواج می‌کنند و هم اینکه وضعیت جامعه و کنترل حکومت فرق کرده، کمتر سراغ ازدواج موقت می‌روند. اگر هم بروند کمتر بروز می‌دهند.» او اضافه می‌کند که برخلاف تصورات و شایعات، مکان خاصی برای زنان صیغه‌ای در شهر قم سراغ ندارد.

در نهایت باید گفت در جامعه پر از شایعه ایران که گردش آزاد اطلاعات در آن وجود ندارد و حاکمیت اجازه تحقیق و پژوهش در خصوص چنین مواردی را نمی‌دهد، هیچ کدام از این مشاهدات، نشان‌دهنده تمام واقعیت نیستند، در عین این‌که هر کدام بخش‌هایی از واقعیت را روشن می‌کنند.

فرق ازدواج موقت و زنا (رابطه نامشروع) چیست؟

فرق ازدواج موقت بازنا برخی از تفاوت‏هاى عقد موقت و زنا به شرح ذیل است:
۱. صیغه موقّت یک نوع ازدواج است؛ همان طور که ازدواج دائم نوع دیگرى از ازدواج است و هر دو شرایط و احکام خاص خود را دارد که از جمله آن ذکر صیغه عقد، مهریه و مدت است. اما زنا بدون توجه به این شرایط (مثل نخواندن صیغه عقد) کارى صورت مى‏گیرد.
۲. در ازدواج موقّت نسبت به دختر باکره، اجازه پدر و یا جد پدرى او لازم است (بنا به نظر برخی از مراجع)؛ در نتیجه این کار با اطلاع خانواده و به دور از احساسات و پنهان‏کارى‏ ها صورت مى‏ پذیرد.
۳. در ازدواج موقت، زن باید بعد از تمام شدن مدت عقد، عده (ومدت عده بستگی به موارد خاص دارد و حداقل از ۴۵ روز کمتر نیست) نگه دارد یعنی بعد از هر صیغه موقت باید مدت نسبتا تقریبا طولانی را از صیغه شدن خودداری کند؛ ولى در زنا این قانون وجود ندارد.
۵. در ازدواج موقت، مرد مسئولیت‏ پذیر است و توابع این ارتباط را از جهت فرزنددار شدن احتمالى مى‏پذیرد؛ در حالى که در عمل نامشروع این امر وجود ندارد.
۶. در ازدواج موقت «روابط» براساس «ضوابط» شکل مى‏گیرد و ارضاى جنسى به صورتى نظام‏ مند و قانونى، پاسخ داده مى‏شود، در حالى که در زنا ضابطه ‏اى وجود ندارد و غیرقانونى است.
۷. اعتبار زن در زنا از بین می رود و او به موجودی بی ارزش و در دسترس تبدیل می گردد در حالی که ازدواج موقت شرایط خاص را دارد که این شرایط موجب آبرومندی زن می گردد
۸. در زنا فرزند نا مشروع به وجود می آید ولی در صیغه فرزند حلال زاده است
۹. در زنا فرزندی اگر متولد شد والدین مسئولیت تربیت او را عهده دار نمی شود مگر اینکه او را نیز وسیله ای برای شهوت های بعدی خود قرار دهند درحالی که فرزند حاصل از صیغه در خانواده ای پاک قابل تربیت است
۱۰. احتمال بیمار بودن فرزند حاصل از زنا بیشتر از صیغه است
۱۱. در زنا چون احساس گناه وجود دارد پرده های حائل میان انسان وخداوند از بین می رود وانسان شقی می گردد در حالی که در ازدواج موقت چون این عمل مطابق با قوانین الهی است این خطر وجود ندارد
۱۲. صیغه چون محدودیت هائی دارد باعث جلوگیری از هم پاشیدگی خانواده می گردد در حالی که زنا بنیان خانواده را متزلزل می کند
بنابراین, همسریابی متعه (صیغه ) با زنا فرق های اساسی دارد. چون در زنا نه عده ای وجود دارد و نه از نظر شرعی طرفین حقی برگردن هم دارند و نیز اگر فرزندی از زنا متولد شد حرام زاده است و ارث نیز نمی برد. ولی متعه در حقیقت یک نوع ازدواج محدود است و دارای ضوابط و حقوق مشخص شده برای زوجین است . هم چنین در زمان عقد و یا عده , زن حق هیچ گونه مباشرتی یا ازدواج با شخص دیگر ندارد. پس ازدواج موقت مانند ازدواج دائم دارای عده – تعیین مهریه – اجرای عقد و صیغه – اذن پدر در صورت باکره بودن و بسیاری از شرایط دیگر است و حکم فرزندان متولد از این ازدواج نیز کاملا مشخص است فقط در زمان محدود می باشد.
ممکن است پرسیده شود آیا با یک جمله زن و مرد با هم حلال می شوند؟ در جواب می گوییم، بلی؛ در صورتی که شرایط موجود باشد و با قصد ازدواج موقت صیغه آن خوانده شود با هم حلال می شوند و این حکم تعبدی است که از طرف شارع مقدس این حلیت حاصل می شود. در سایر نظام های حقوقی نیز همین اعتبارات که در قالب عقود و ایقاعات و قرادادها صورت می پذیرد منشا اثر است.
البته عده‏ای این نوع ازدواج را راهی برای سوء استفاده دانسته‏اند. این عده همیشه پیرمرد پول داری را تصور می‏کنند که برای خوش‏گذرانی، دختری را صیغه می‏کند و بعد از ارضای شهواتش، او را رها می‏سازد، یا مرد زن‏داری که بی‏اعتنا به خانواده‏اش هر روز به دنبال یک زیبارویی است که بتواند او را اسیر کند و کام گیرد و…!! در جواب این عده همین بس که همه آزادی‏های قانونی و تأسیس‏های حقوقی، می‏توانند مورد سوء استفاده قرار گیرند برای مثال حق رانندگی ـ که یک حق مشروع و پسندیده‏ای است ـ از سوی عده‏ای به بدترین نحو مورد استفاده قرار می‏گیرد و حتی منجر به وارد آمدن خسارت جانی و مالی می‏شود. پس بدین ترتیب باید گفت: حق رانندگی امری مذموم و پلید است!؟ در حالی که چنین نیست. پس اگر عده‏ای از این نهاد حقوقی به جهت سوء استفاده بهره‏برداری کنند این امر خدشه‏ای به اصل آن وارد نمی‏کند؛ بلکه ایراد به خود این افراد یا گریزگاه‏های قانونی و… وارد است.
برخی دیگر با تشبیه نکاح منقطع به کرایه و اجاره، سعی دارند که وانمود کنند زنی که صیغه می‏شود، در واقع به اجاره زوج خویش درمی‏آید و این را خلاف شأن زن و سوء استفاده از او دانسته‏اند. در پاسخ گفتنی است آنچه خلاف شأن زن است، این است که زن همچون کالایی بدون هیچ حق و حقوقی و بدون هیچ ضابطه‏ای، مورد بهره‏ برداری جنسی قرار گیرد؛ یعنی، دقیقاً آنچه که در دنیای غرب اتفاق می‏افتد و یا آنچه که در نزد افراد لاابالی و بی‏بند و بار در مشرق زمین می‏گذرد! حال اینکه زن این چنین مورد سوء استفاده قرار گیرد، خلاف شأن زن است یا این که او به طور قانونی و مشروع با حفظ حقوقش به استمتاعاتش دسترسی یابد؟ به فرض که عقد نکاح منقطع در مواردی شبیه عقد اجاره باشد، آیا این دلیل می‏شود که این دو عقد یکی باشند؟ در حالی که می‏دانیم این دو عقد در خیلی از اوصافش با یکدیگر تفاوت دارند.