بایگانی دسته: نکته ها

تفاوت ازدواج دائم و موقت

برخی از وجوه اشتراک آن دو عبارتند از:

۱)در هر دو ، مادر زن و دختر زن به مرد محرم و حرام می گردد . همچنین پدر شوهر و پسر او به زن .

۲)ازدواج زن شوهردار ( خواه متعه ، خواه دائم ) با مرد دیگری حرام است .

۳)زنا با زن شوهردار ( چه متعه ، چه دائم ) موجب حرمت ابدی  می شود .

۴)لازم است پس از جدایی در هر دو ( دائم و موقت ) ، زن عده نگهدارد .

۵)در هر دو نوع ، مرد نمی تواند به طور همزمان با دو خواهر ازدواج کند .

۶)خواستگاری از زوجه موقت همانند زوجه دائم حرام است.

عمده تفاوتهای عقد موقت با دائم عبارتند از:

۱)زن در عقد موقّت نفقه و ارث ندارد، ولى جمعى از فقها گفته اند این در صورتى است که شرط نفقه و ارث نکنند و اگر شرط کنند باید بر طبق آن عمل شود.

۲) زن در عقد موقّت آزاد است که کارى در خارج خانه براى خود انتخاب کند و اجازه همسر براى او شرط نیست مادام که مزاحم حقّ شوهر نباشد، ولى در عقد دائم بدون توافق این امر جایز نیست.

 ۳)در عقد موقت بر مرد لازم نیست شب ها نزد همسر موقّت خود باشدبرخلاف عقد دائم.

۴)در عقد موقت پایان مدّت به منزله طلاق است و بلافاصله زن باید عدّه نگه دارد، (هرگاه آمیزش صورت گرفته باشد)برخلاف  عقد دائم .

۵) عدّه عقد دائم سه بارعادت ماهیانه دیدن است که با دیدن مرحله سوّم عدّه تمام مى شود، ولى عدّه عقد موقّت دوبار بیشتر نیست.

۶)عدم وجود مهریه در ازدواج موقت موجب بطلان عقد است ولی در ازدواج دائم اجباری به مهرنیست و فقط مهرالمثل تعیین می شود.

۷)در ازدواج دائم هیچکدام از زوجین بدون جلب رضایت دیگری حق ندارد از بچه دار شدن جلوگیری کند ولی در ازدواج موقت جلب رضایت دیگری ضرورتی ندارد .فرزند حاصل ازازدواج موقت همانند فرزند حاصل از ازدواج دائم است.

برای بر هم زدن ازدواج دائم طلاق نیاز است اما در ازدواج موقت با پایان مدت زمان عقد پیمان عقد باطل می شود حتی شوهر می تواند همه یا بخشی از مدت زمان را به زن ببخشد واز هم جدا شوند

۸)در ازدواج دائم تعیین محل مسکن با شوهر است اما در ازدواج موقت ملاک قرارداد بین زن وشوهر است و اگر قراردادی نداشته باشند زن اجباری به ماندن در محل معین شده توسط شوهر را ندارد.

۹)در ازدواج دائم بر زن واجب است از همسرش تمکین کند ولی در ازدواج موقت الزامی نیست در ضمن در ازدواج موقت هر دو طرف می توانند زمان مراودات خود را از قبل تعیین کنند.

۱۰)در ازدواج دائم مرد حق ندارد بیش از چهار زن دائمی داشته باشد اما در ازدواج موقت می تواند تعداد زن بیشتری اختیار کند.

۱۱)برای بر هم زدن ازدواج دائم طلاق نیاز است اما در ازدواج موقت با پایان مدت زمان عقد پیمان عقد باطل می شود حتی شوهر می تواند همه یا بخشی از مدت زمان را به زن ببخشد واز هم جدا شوند.

۱۲)در ازدواج دائم با ایجاد سه بار فسخ نیاز به محلل پیدا می شود و فرد نمی تواند با همسر قبلی اش ازدواج کند اما در ازدواج موقت تعدد عقد ایرادی ندارد و محلل نمی خواهد.

۱۳)در ازدواج دائم «مسلمان» نمى تواند با «غیر مسلمان» ازدواج کند، ولى ازدواج موقت مرد مسلمان با زن غیر مسلمانى که از اهل کتاب است (مانند مسیحى و یهودى) مانعى ندارد.

میتوان گفت ازدواج موقت از جهات متعدّد و مۆثری با ازدواج دائم تفاوت دارد و زن و مرد آزادی عمل بیشتری دارند. اساساً خداوند حکیم این حکم را تشریع فرموده تا افرادی که شرایط زندگی دائمی را ندارند، دچار آلودگی و گناه نشوند و از طریق مشروع نیاز طبیعی و جنسی خود را تأمین کنند.

بدیهی است که ما با این خصوصیات طرفدار این قانون هستیم ـ چنان که در دین الهی بیکم و کاست وارد شده است ـ اینکه بعضی مردان و زنان از این قانون سوء استفاده میکنند، ربطی به قانون ندارد.

لغو این قانون، جلو آن سوء استفادهها را نمیگیرد، تنها شکل آنها را عوض میکند. به علاوه با نبود قانون، در حقیقت جواز هرگونه عملی صادر میشود.

مشکل جهل و عدم تربیت صحیح افراد را با تعویض قانون نمیتوان حل کرد.

تفاوت ازدواج موقت که از یکساعت تا چندین سال را میتواند دربربگیرد با زنا و رابطه نامشروع و آزاد هر مرد با هر زن این است که در عقد موقت، مسۆولیت همسرداری، اجرای صیغه ازدواج، ایجاد محرمیت بین بعضی از افراد، تعیین مهر و بار آن بر دوش مرد، محدودیت ازدواج با برخی افراد و در بعضی ایام، تکلیف عدّه برای زنان بین نه سال تا دوران یائسگی و آرامش روانی و جسمی به‎دلیل استفاده از راه مشروع وجود دارد که آن را از زنا ممتاز و جدا میکند. نکاح مدت دار راهی است که خداوند مقرّر فرموده و جواز شرعی دارد و انسان باید همواره در راه مجاز و سالم حرکت کند.

ازدواج موقت چیست؟

بر اساس آیه شریفه «فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَریضَهً» (نساء، ۲۴) ازدواج متعه تشریع شده است.

ازدواج در اسلام دو نوع می باشد.۱- ازدواج دائم ۲- ازدواج موقت(متعه). ازدواج موقت در اسلام یک ازدواج شرعی است و مثل ازدواج دائم، دارای خطبه عقد، مهریه و عده طلاق است.

در هر دو ازدواج، فرزندان، متعلق به والدین می باشد. در هر دو ازدواج طلاق مطرح است. ولی طلاق در ازدواج موقت به تمام شدن زمان عقد و یا بخشیدن زمان باقی مانده توسط شوهر، می باشد و طلاق، در عقد دائم به اجرای صیغه طلاق و حضور دو شاهد عادل است. تنها تفاوت ازدواج موقت با دائم در این است که بر مرد، نفقه زن(تهیه خوراک، پوشاک و مسکن) واجب نیست. در ازدواج موقت، بعد از تمام شدن زمان ازدواج و یا بخشیدن بقیه زمان توسط مرد، زن باید ۴۵ روز عده نگهدارد تا بتواند با مرد دیگری ازدواج نماید.

ازدواج موقت برای کسانی تشریع شده است که ازدواج دائم  برایشان میسور نیست. یا زنی که شوهرش فوت کرده و با وجود داشتن چند بچه یتیم، امکان رها کردن فرزندان و ازدواج دائم را ندارد؛ و جهت کنترل غریزه جنسی ازدواج موقت می کند.

نکته ای که باید مراعات شود این است که اگر زنی به عقد موقت درآمد و با تمام شدن زمان عقد، از همسرش جدا شد؛ اگر عده نگه ندارد؛ ازدواج با ایشان در حکم زنا است. زنانی که پولی می گیرند و بدون خواندن خطبه عقد با کسی رابطه جنسی برقرار می کنند؛ زناکار محسوب می شوند. همچنین زنانی که خطبه عقد می خوانند و بعد از تمام شدن مدت ازدواج، بدون این که عده ۴۵ روزه نگهدارند، به عقد مرد دیگری در می آیند این هم در حکم زنا است.

لذا صیغه موقت برای زنی که قبلا شوهر کرده و طلاق گرفته و یا شوهرش فوت کرده است؛ در  صورتی درست است که زمان عده وفات و یا عده طلاق او تمام شده باشد. بر اساس آموزه های دین مبین اسلام ، زن نمی تواند هر روز به عقد یک مرد درآید؛ چه در عقد دائم و چه در عقد موقت. ولی زنی که یائسه شده(از سن عادت گذشته و عادت ماهانه نمی بیند) برای ازدواج(چه دائم و چه موقت) نیاز به گذشت عده ندارد. ازدواج موقت با زنی صحیح است که اگر قبلا به عقد موقت مردی درآمده، عده اش که ۴۵ روز است بگذرد تا بتواند به عقد موقت مرد دیگری درآید. زن در هنگام عقد دائم و موقت، نباید در عده طلاق باشد.

 

ازدواج موقت و شرع

مشروعیت ازدواج موقت:
قرآن کریم در آیه‌۲۴ نساء به مسلمانان فرمان داده است که مهر زنانى را که از آنان استمتاع مى‌کنند بپردازند: «فَمَا استَمتَعتُم بِهِ مِنهُنَّ فَـاتوهُنَّ اُجورَهُنَّ». در این‌که مراد از استمتاع چیست، سه‌احتمال وجود دارد: ازدواج دائم، مطلق تلذذ از همسر، و ازدواج موقت. از این سه احتمال، احتمال نخست درست نیست; زیرا اولاً کلمه استمتاع، هرگاه مطلق و بدون قرینه باشد در ازدواج دائم ظهور ندارد. ثانیاً اگر مراد زنان دائم باشند لازمه‌اش این است که به مجرد عقد، پرداخت همه مهر واجب باشد; زیرا این آیه مى‌گوید: «فَـاتوهُنَّ اُجورَهُنَّ= مهر آنان را پرداخت کنید»; حال آن که در ازدواج دائم پرداخت همه مهر به مجرد عقد واجب نیست; بلکه ازدواج موقت چنین است; هم‌چنین مقصود، مطلق تلذذ جنسى از همسر نیز نیست; زیرا لازمه این احتمال این است که بر همسرانى که با زنان خود آمیزش نکرده و لذتى نبرده‌اند، پرداخت مهر واجب نباشد; در‌حالى‌که اگر مرد از همسر دائم خود، پیش از آمیزش جدا شود، باید نیمى از مهر را پرداخت کند. بنابراین، احتمال سوم، یعنى ازدواج موقت متعین مى‌گردد. افزون بر این، جمعى از صحابه و تابعان، مانند ابن‌عباس، ابى‌بن کعب، سعیدبن جبیر و سدّى، آیه را این‌گونه قرائت کرده‌اند: «فَمَا استَمتَعتُم بِهِ مِنهُنَّ اِلى اَجَل مُّسَمًّى» ; یعنى اگر از زنان تا مدت معینى بهره‌بردید; که در این صورت دلالت آیه در ازدواج موقت صریح خواهد بود. البته افزودن «الى أجل مسمّى» را باید حمل بر بیان و تفسیر آیه کرد; زیرا قرائت اهل بیت(علیهم السلام)و عموم مسلمانان برخلاف آن است. اکثر اهل سنت و اجماع امامیه نیز دلالت آیه فوق را بر ازدواج موقت پذیرفته‌اند. قرآن در ادامه آیه مى‌گوید: اگر طرفین عقد مقدار مهر را پس از توافق، کم و زیاد کنند، مانعى ندارد: «ولا‌جُناحَ عَلَیکُم فیما تَراضَیتُم بِهِ مِن بَعدِ الفَریضَهِ». (نساء/۴، ۲۴) برخى مراد از مهر مذکور را مهر ازدواج دائم دانسته‌اند; اما امامیه و برخى از اهل‌سنت آن را به ازدواج موقت مربوط دانسته و گفته‌اند: مانعى ندارد که پس از انقضاى مدت و با‌عقدى جدید مرد مهر را و زن مدت را افزایش‌دهد.
دلیل دیگر بر مشروعیت متعه روایات‌است. از ابن‌مسعود نقل شده که با پیامبر در جنگ‌ها شرکت داشتیم; در‌حالى‌که همسرانمان را به‌همراه نداشتیم. به پیامبر(صلى الله علیه وآله)عرض کردیم: آیا مى‌توانیم خود را اخصاء (اخته) کنیم؟ پیامبر ما را از این کار منع کرده، به ما اجازه دادند تا در مقابل دادن جامه‌اى (به عنوان مهر) زنان را تا مدتى معین متعه کنیم; سپس آن حضرت این آیه را تلاوت‌کرد که مى‌گوید: چیزهایى را که خداوند حلال کرده بر خود حرام نکنید: «لا تُحَرِّموا طَیِّبـتِ ما اَحَلَّ اللّهُ لَکُم». (مائده/۵‌، ۸۷) در روایتى دیگر از سَبْره جُهَنى نقل شده که پیامبر‌اکرم(صلى الله علیه وآله)در سال فتح مکه یا حجه‌الوداع به‌مسلمانان اجازه دادند تا زنان را متعه کنند. در‌پى این عمل، سَبْره گوید: با یکى دیگر از مسلمانان به این عمل اقدام کردیم. در حدیثى دیگر جابربن عبداللّه و سلمه‌بن اکوع گویند: روزى منادى رسول‌خدا بر ما وارد شد و گفت: پیامبر(صلى الله علیه وآله)به شما اجازه داده است که زنان را متعه کنید.
افزون بر سنت پیامبر(صلى الله علیه وآله)روایات متعددى از صحابه که حکایت از جواز این عمل دارد نیز نقل شده است; چنان‌که عمران‌بن حصین گوید: آیه متعه در کتاب خدا نازل شد و ما در عهد پیامبر(صلى الله علیه وآله)به آن عمل مى‌کردیم و آن حضرت تا زمان وفات خویش از آن نهى نکرد. از جابربن‌عبداللّه نقل‌شده: ما در عهد پیامبر و ابوبکر با مقدارى خرما و آرد زنان را متعه مى‌کردیم، تا این‌که عمر از آن نهى کرد. از صحابه افرادى دیگر، مانند: اسماء دختر ابوبکر، ابن‌مسعود، ابن‌عباس، معاویه‌بن‌ابى‌سفیان، عمروبن حریث، ابوسعید خدرى و سلمه‌بن اکوع و برخى تابعان هم‌چون طاوس، عطاء، سعیدبن جبیر، مجاهد، سدّى و حکمه‌بن‌عتیبه و دیگران ازدواج موقت را روا‌دانسته‌اند. سخن معروف عمر: «دو متعه در عهد پیامبر(صلى الله علیه وآله)روا و جایز بود; ولى من از آن دو‌نهى کرده، مرتکبان آن را مجازات مى‌کنم: یکى‌متعه زنان و دیگرى متعه حج نیز بر مشروعیت این امر دلالت دارد.
از اهل بیت(علیهم السلام) نیز در مشروعیت ازدواج موقت روایات فراوانى نقل شده است; از‌جمله از على(علیه السلام)روایت شده که اگر عمر از متعه نهى نمى‌کرد، جز انسان شقى مرتکب زنا نمى‌شد. از امام باقر(علیه السلام)درباره متعه سؤال شد. آن حضرت فرمود: خداوند متعه را در کتاب خود و سنت پیامبرش حلال کرده است و تا قیامت حلال خواهد بود. در روایتى دیگر امام صادق(علیه السلام)درباره آیه‌۲ فاطر/۳۵ که مى‌گوید: خداوند درى را که بر روى بندگان بگشاید کسى را یاراى بستن آن نیست: «ما یَفتَحِ اللّهُ لِلنّاسِ مِن رَحمَه فَلا‌مُمسِکَ لَها» فرمود: متعه از این قبیل است.

ازدواج موقت و اجتماع

ازدواج موقت ضرورت اجتماعى:
از میان شرایع، اسلام برترین و کامل‌ترین شریعت الهى است که در آن به همه نیازهاى فطرى بشر توجه شده و براى رفع آن احکام و دستورات متعددى تشریع گردیده است. یکى از نیازها و غرایز بشر و شاید قوى‌ترین غریزه او، غریزه جنسى است و حکمت الهى و کامل بودن دین اقتضا مى‌کند که براى رفع آن، راه‌هاى مشروعى قرار داده شود. یکى از راه‌هاى رفع این نیاز ازدواج دائم است; لیکن بدیهى است که ازدواج دائم براى همه انسان‌ها از سن بلوغ میسر نیست و موانعى مانند: نداشتن بلوغ فکرى، امکانات اقتصادى، موقعیت اجتماعى و غیره وجود دارد که مانع تحقق این امر مى‌گردد و بر فرض امکان ازدواج دائم، بسیارى از افراد، به‌ویژه جوانان براثر مشکلات و محدودیت‌هاى ناشى از ازدواج دائم، از ازدواج دائم گریزان بوده، به آسانى به آن تن نمى‌دهند. افزون بر این، در برخى موارد براى مردان همسردار نیز امکان ارضاى غریزه جنسى فراهم نیست; مانند این‌که یکى از زوجین به سفرى طولانى رفته یا زن مریض باشد. بنابراین، ضرورت فردى و اجتماعى ایجاب مى‌کند که خداوند براى رفع نیاز بشر و جلوگیرى از سقوط انسان در دام فساد و فحشا راه دیگرى جز ازدواج دائم را تشریع کند. تشریع ازدواج موقت در اسلام در واقع پاسخى به همین نیاز فطرى انسان است. ازاین‌رو که ایجاد چنین راهى، از نیازهاى اساسى بشر و ضروریات هر جامعه است، برخى از غیر مسلمانان و حتى برخى مسلمانان که ازدواج موقت را حرام مى‌دانند، روش‌هایى، شبیه ازدواج موقت براى رفع نیاز انسان و حل معضلات اجتماعى ارائه کرده‌اند; از‌جمله راسل دانشمند معروف انگلیسى در کتاب زناشویى و اخلاق به راه حل یکى از قضات دادگاه جوانان اشاره کرده است که مى‌گوید: جوانان باید بتوانند در یک زناشویى جدید وارد شوند که با زناشویى معمولى (دائم) از سه جهت تفاوت دارد: ۱-طرفین قصد بچه‌دار شدن نداشته باشند; ۲-جدایى آن‌ها به آسانى صورت پذیرد; ۳-پس از طلاق، زن هیچ گونه حق نفقه‌اى نداشته باشد. راسل پس از ذکر این پیشنهاد مى‌نویسد: من گمان مى‌کنم اگر چنین امرى به تصویب قانون برسد گروه کثیرى از جوانان، از‌جمله دانش‌جویان دانشگاه‌ها به زندگى مشترک تن بدهند که این زندگى متضمن آزادى و رهایى از بسیارى از روابط جنسى پرهرج و مرج کنونى خواهد بود. گروهى از عالمان متأخر اهل سنت نیز به ضرورت ازدواجى ساده و کم تعهد پى‌برده و ازدواجى را به عنوان «ازدواج مِسیار» (ازدواجى که در دفاتر رسمى ثبت نمى‌شود، و در آن زوجه از برخى حقوق خود، مانند: حق نفقه، مسکن و حق قَسم (هم خوابگى) چشم‌پوشى مى‌کند) را مطرح کرده‌اند.
برخى بر ازدواج موقت ایراد گرفته، مى‌گویند: ازدواج موقت نوعى فحشا است که زن در برابر دریافت مقدارى پول، خود را مى‌فروشد و این با کرامت انسانى منافات دارد و گاه مى‌گویند: این نوع ازدواج موجب مى‌شود افراد بى‌سرپرست هم‌چون فرزندان نامشروع در جامعه پدید آیند. در پاسخ باید گفت: طرح این ایرادها بر اثر ناآشنایى با ماهیت ازدواج موقت است. ازدواج موقت داراى قوانین و مقرراتى، همانند ازدواج دائم است. در این نوع ازدواج برخلاف فحشا، زن حق ندارد در یک زمان خود را در اختیار چند مرد قرار دهد. پس از پایان مدت مانند ازدواج دائم زن باید عده نگه دارد و فرزند به وجود آمده همانند فرزند ازدواج دائم مورد حمایت قرار گرفته، از همه احکام فرزند، از‌جمله ارث برخوردار خواهد بود.
ایراد دیگر این است که ازدواج موقت سبب مى‌شود بسیارى افراد هوس‌باز از این قانون، سوء استفاده کرده، مرتکب فحشا و کار حرام شوند. در‌پاسخ گفته مى‌شود: از کدام قانون سوء استفاده نشده؟ آیا اگر کسى در زیارت خانه خدا مرتکب کارى حرام، مانند فروش مواد مخدر شد باید جلوى حج گرفته شود؟
در نهایت عده‌اى مى‌گویند: تجویز ازدواج موقت براى تأمین هوس‌رانى مردان است که در پاسخ باید گفت: هدف از تجویز ازدواج موقت هوس‌رانى نیست. از دیدگاه اسلام و همه ادیان آسمانى هوس‌رانى مذموم و مردود است; ازاین‌رو در روایات اسلامى مرد «ذوّاق» یعنى کسى که زنان رابراى کام‌جویى گرفته، سپس طلاق‌مى‌دهد، لعن و نفرین شده است; بلکه هدف، رفع نیاز غریزى بشر و جلوگیرى از گرفتار شدن انسان‌ها به فحشا و حرام است. مؤید این مطلب روایات اهل بیت(علیهم السلام) است که در آن مردان همسردار که مانعى براى ارضاى غریزه جنسى ندارند، از متعه کردن زنان منع شده‌اند

فرق ازدواج موقت و زنا (رابطه نامشروع) چیست؟

فرق ازدواج موقت بازنا برخی از تفاوت‏هاى عقد موقت و زنا به شرح ذیل است:
۱. صیغه موقّت یک نوع ازدواج است؛ همان طور که ازدواج دائم نوع دیگرى از ازدواج است و هر دو شرایط و احکام خاص خود را دارد که از جمله آن ذکر صیغه عقد، مهریه و مدت است. اما زنا بدون توجه به این شرایط (مثل نخواندن صیغه عقد) کارى صورت مى‏گیرد.
۲. در ازدواج موقّت نسبت به دختر باکره، اجازه پدر و یا جد پدرى او لازم است (بنا به نظر برخی از مراجع)؛ در نتیجه این کار با اطلاع خانواده و به دور از احساسات و پنهان‏کارى‏ ها صورت مى‏ پذیرد.
۳. در ازدواج موقت، زن باید بعد از تمام شدن مدت عقد، عده (ومدت عده بستگی به موارد خاص دارد و حداقل از ۴۵ روز کمتر نیست) نگه دارد یعنی بعد از هر صیغه موقت باید مدت نسبتا تقریبا طولانی را از صیغه شدن خودداری کند؛ ولى در زنا این قانون وجود ندارد.
۵. در ازدواج موقت، مرد مسئولیت‏ پذیر است و توابع این ارتباط را از جهت فرزنددار شدن احتمالى مى‏پذیرد؛ در حالى که در عمل نامشروع این امر وجود ندارد.
۶. در ازدواج موقت «روابط» براساس «ضوابط» شکل مى‏گیرد و ارضاى جنسى به صورتى نظام‏ مند و قانونى، پاسخ داده مى‏شود، در حالى که در زنا ضابطه ‏اى وجود ندارد و غیرقانونى است.
۷. اعتبار زن در زنا از بین می رود و او به موجودی بی ارزش و در دسترس تبدیل می گردد در حالی که ازدواج موقت شرایط خاص را دارد که این شرایط موجب آبرومندی زن می گردد
۸. در زنا فرزند نا مشروع به وجود می آید ولی در صیغه فرزند حلال زاده است
۹. در زنا فرزندی اگر متولد شد والدین مسئولیت تربیت او را عهده دار نمی شود مگر اینکه او را نیز وسیله ای برای شهوت های بعدی خود قرار دهند درحالی که فرزند حاصل از صیغه در خانواده ای پاک قابل تربیت است
۱۰. احتمال بیمار بودن فرزند حاصل از زنا بیشتر از صیغه است
۱۱. در زنا چون احساس گناه وجود دارد پرده های حائل میان انسان وخداوند از بین می رود وانسان شقی می گردد در حالی که در ازدواج موقت چون این عمل مطابق با قوانین الهی است این خطر وجود ندارد
۱۲. صیغه چون محدودیت هائی دارد باعث جلوگیری از هم پاشیدگی خانواده می گردد در حالی که زنا بنیان خانواده را متزلزل می کند
بنابراین, همسریابی متعه (صیغه ) با زنا فرق های اساسی دارد. چون در زنا نه عده ای وجود دارد و نه از نظر شرعی طرفین حقی برگردن هم دارند و نیز اگر فرزندی از زنا متولد شد حرام زاده است و ارث نیز نمی برد. ولی متعه در حقیقت یک نوع ازدواج محدود است و دارای ضوابط و حقوق مشخص شده برای زوجین است . هم چنین در زمان عقد و یا عده , زن حق هیچ گونه مباشرتی یا ازدواج با شخص دیگر ندارد. پس ازدواج موقت مانند ازدواج دائم دارای عده – تعیین مهریه – اجرای عقد و صیغه – اذن پدر در صورت باکره بودن و بسیاری از شرایط دیگر است و حکم فرزندان متولد از این ازدواج نیز کاملا مشخص است فقط در زمان محدود می باشد.
ممکن است پرسیده شود آیا با یک جمله زن و مرد با هم حلال می شوند؟ در جواب می گوییم، بلی؛ در صورتی که شرایط موجود باشد و با قصد ازدواج موقت صیغه آن خوانده شود با هم حلال می شوند و این حکم تعبدی است که از طرف شارع مقدس این حلیت حاصل می شود. در سایر نظام های حقوقی نیز همین اعتبارات که در قالب عقود و ایقاعات و قرادادها صورت می پذیرد منشا اثر است.
البته عده‏ای این نوع ازدواج را راهی برای سوء استفاده دانسته‏اند. این عده همیشه پیرمرد پول داری را تصور می‏کنند که برای خوش‏گذرانی، دختری را صیغه می‏کند و بعد از ارضای شهواتش، او را رها می‏سازد، یا مرد زن‏داری که بی‏اعتنا به خانواده‏اش هر روز به دنبال یک زیبارویی است که بتواند او را اسیر کند و کام گیرد و…!! در جواب این عده همین بس که همه آزادی‏های قانونی و تأسیس‏های حقوقی، می‏توانند مورد سوء استفاده قرار گیرند برای مثال حق رانندگی ـ که یک حق مشروع و پسندیده‏ای است ـ از سوی عده‏ای به بدترین نحو مورد استفاده قرار می‏گیرد و حتی منجر به وارد آمدن خسارت جانی و مالی می‏شود. پس بدین ترتیب باید گفت: حق رانندگی امری مذموم و پلید است!؟ در حالی که چنین نیست. پس اگر عده‏ای از این نهاد حقوقی به جهت سوء استفاده بهره‏برداری کنند این امر خدشه‏ای به اصل آن وارد نمی‏کند؛ بلکه ایراد به خود این افراد یا گریزگاه‏های قانونی و… وارد است.
برخی دیگر با تشبیه نکاح منقطع به کرایه و اجاره، سعی دارند که وانمود کنند زنی که صیغه می‏شود، در واقع به اجاره زوج خویش درمی‏آید و این را خلاف شأن زن و سوء استفاده از او دانسته‏اند. در پاسخ گفتنی است آنچه خلاف شأن زن است، این است که زن همچون کالایی بدون هیچ حق و حقوقی و بدون هیچ ضابطه‏ای، مورد بهره‏ برداری جنسی قرار گیرد؛ یعنی، دقیقاً آنچه که در دنیای غرب اتفاق می‏افتد و یا آنچه که در نزد افراد لاابالی و بی‏بند و بار در مشرق زمین می‏گذرد! حال اینکه زن این چنین مورد سوء استفاده قرار گیرد، خلاف شأن زن است یا این که او به طور قانونی و مشروع با حفظ حقوقش به استمتاعاتش دسترسی یابد؟ به فرض که عقد نکاح منقطع در مواردی شبیه عقد اجاره باشد، آیا این دلیل می‏شود که این دو عقد یکی باشند؟ در حالی که می‏دانیم این دو عقد در خیلی از اوصافش با یکدیگر تفاوت دارند.

تست HIV برای ازدواج موقت

دلایل انجام دادن تست HIV چیست؟
بسیاری از کسانی که قصد دارند تست HIV انجام داده‌اند بی‌دلیل نگرانند چرا که:
اگر نتیجه تست منفی باشد (یعنی اینکه با HIV آلوده نیستند) می‌تواند باعث آرامش خیال شود. و اگر نتیجه تست مثبت شود کارهای بسیاری برای فائق آمدن با نتیجه مثبت تست HIV و مراقبت از سلامت می‌توان انجام داد. اگر نتیجه تست HIV شما مثبت باشد پزشک می‌تواند بدقت مراقب سلامت شما باشد. بسیاری از کسانی که تست HIV مثبت دارند سالها سالم باقی می‌مانند ولی اگر به سمت بیماری پیش بروید داروهای بسیاری بنام Antiretroviral وجود دارند که می‌تواند سرعت پیشرفت ویروس و بیماری را کم کنند و نگهدارنده سیستم ایمنی باشند همچنین داروهایی برای پیشگیری و درمان برخی بیماریهایی که افراد مبتلا به HIV به آن گرفتار می‌شوند را دریافت کنید. همچنین ممکن است تحت درمان با داروهای جدید در روشهای درمانی خود قرار بگیرید.
– اگر پزشک بداند که شما HIV مثبت هستید هنگامیکه به بیمارئی مبتلا می‌شوید با جدیت و دقت بیشتری علائم را پیگیری می‌کند.
– اگر بدانید که HIV مثبت هستید بیشتر مراقب خواهید بود تا دیگران آلوده نشوند بعنوان مثال رابطه جنسی ایمن داشتن (safe sex) و آگاه کردن شرکای جنسی قبلی خود.
– آگاه بودن به آلودگی با HIV ، ممکن است بر روی برخی تصمیمات آینده شما تأثیر گذار باشد ( مثلاً در مورد تشکیل خانواده ).

چه کسی نیاز به انجام آزمایش HIV دارد ؟
در صورتی که شما سابقه انجام هر کدام از رفتارهای خطرناک زیر را داشته اید٬ نیاز به انجام آزمایش HIV دارید:
* استفاده از سوزن و سرنگ مشترک در اعتیاد تزریقی (‌حتی برای یک بار)
* ابتلاء به بیماری های آمیزشی (مثل سوزاک، سیفلیس، تبخال و زگیل تناسلی)
* با فرد آلوده به HIV تماس جنسی “حفاظت نشده” داشته اید.
* با فرد تزریق کننده مواد مخدر (حتی همسر) تماس جنسی “حفاظت نشده” داشته اید.
* با فرد دارای سابقه ابتلاء به بیماریهای آمیزشی تماس جنسی “حفاظت نشده” داشته اید.
* بدون اطلاع از سابقه ابتلاء فردی به بیماریهای آمیزشی تماس جنسی “حفاظت نشده” داشته اید.
* با فرد دارای سابقه روابط جنسی با مردان یا زنان دیگر تماس جنسی “حفاظت نشده” داشته اید.
* با فرد دارای سابقه روابط جنسی با نوع همجنس تماس جنسی “حفاظت نشده” داشته اید. (خصوصاً اگر رابطه بین دو مرد بوده و در این رابطه وی مفعول بوده باشد.)
* با فردی که در نواحی پر خطر زندگی می کند، تماس جنسی “حفاظت نشده” داشته اید. (مناطقی که در آن آمار میزان افراد آلوده به HIV زیاد می باشد. مثلاً بعضی کشورهای آفریقایی، کشورهای تازه استقلال یافته روسیه، افغانستان و کشورهای ناحیه خلیج فارس)
* استفاده از مشروبات الکلی و مواد مخدر قبل از تماس جنسی (تریاک، هروئین، قرص اکستاسی، حشیش، گرس و …. )
* سابقه تجاوز و سوء استفاده جنسی قرار گرفتن

پاسخ به برخی از شبهات درباره ازدواج موقت از زبان آیت الله مکارم شیرازی

ازدواج موقت یک ضرورت اجتماعى است و این یک قانون کلى و عمومى است که اگر به غرایز طبیعى انسان به صورت صـحـیحى پاسخ گفته نشود براى اشباع آنها متوجه طرق انحرافى خواهد شد، زیرا این حقیقت قابل انکار نیست که غرائز طبیعى را نمى توان از بین برد، و فرضا هم بتوانیم از بـیـن بـبـریـم ، چنین اقدامى عاقلانه نیست زیرا این کار یک نوع مبارزه با قانون آفرینش است .
بـنـابـر ایـن راه صـحـیـح آن اسـت کـه آنـهـا را از طـریـق مـعـقولى اشباع و از آنها در مسیر سازندگى بهره بردارى کنیم . ایـن مـوضـوع را نـیـز نمى توان انکار کرد که غریزه جنسى یکى از نیرومندترین غرایز انـسـانـى اسـت ، تـا آنـجـا کـه پـاره اى از روانـکـاوان آن را تـنـهـا غـریـزه اصیل انسان مى دانند و تمام غرایز دیگر را به آن باز مى گردانند.
اکنون این سؤال پیش مى آید که در بسیارى از شرایط و محیطها، افراد فراوانى در سنین خـاصـى قـادر بـه ازدواج دایـم نـیـسـتـنـد، یـا افـراد مـتـاءهـل در مسافرتهاى طولانى و یا ماءموریتها با مشکل عدم ارضاى غریزه جنسى روبرو مى شوند. ایـن مـوضـوع مـخـصـوصـا در عـصـر مـا کـه سـن ازدواج بـر اثـر طـولانـى شـدن دوره تحصیل و مسایل پیچیده اجتماعى بالا رفته ، و کمتر جوانى مى تواند در سنین پائین یعنى در داغـتـریـن دوران غـریـزه جـنـسـى اقـدام بـه ازدواج کـنـد، شکل حادترى به خود گرفته است .
با این وضع چه باید کرد؟ آیا باید مردم را به سرکوب کردن این غریزه (همانند رهبانها و راهبه ها) تشویق نمود؟ یا اینکه آنها را در برابر بى بندوبارى جنسى آزاد گذاشت ، و همان صحنه هاى زننده و ننگین کنونى را مجاز دانست ؟ و یا اینکه راه سومى را در پیش بگیریم که نه مشکلات ازدواج دایم را به بار آورد و نه آن بى بندوبارى جنسى را؟
خـلاصـه ایـنـکـه ازدواج دائم نـه در گـذشته و نه در امروز به تنهایى جوابگوى نیازمندیهاى جنسى همه طبقات مردم نبوده و نیست ، و ما بر سر دو راهى قرار داریم یا باید فـحـشـاء را مـجـاز بدانیم (همانطور که دنیاى مادى امروز عملا بر آن صحه گذارده و آنرا بـه رسـمـیت شناخته )، و یا طرح ازدواج موقت را بپذیریم ، معلوم نیست آنها که با ازدواج مـوقـت و فـحـشـاء مـخـالفـنـد چـه جـوابـى بـراى ایـن سـؤ ال فکر کرده اند؟! طـرح ازدواج مـوقـت ، نـه شـرایـط سـنـگـیـن ازدواج دایـم را دارد کـه بـا عدم تمکن مالى یا اشتغالات تحصیلى و مانند آن نسازد و نه زیانهاى فجایع جنسى و فحشاء را در بر دارد.
ایرادهایى که بر ازدواج موقت مى شود منتها در اینجا اشکالاتى مى شود که باید بطور فشرده به آنها پاسخ گفت :

۱ – گـاهـى مـى گـویـنـد چـه تـفـاوتـى مـیـان ازدواج مـوقـت و فـحـشـاء وجـود دارد؟ هـر دو ((خـودفروشى )) در برابر پرداختن مبلغى محسوب مى شوند و در حقیقت این نوع ازدواج نقابى است بر چهره فحشاء و آلودگیهاى جنسى ! تنها تفاوت آن دو در ذکر دو جمله ساده یعنى اجراى صیغه است.
پـاسـخ : آنـهـا که چنین مى گویند گویا اصلا از مفهوم ازدواج موقت آگاهى ندارند، زیرا ازدواج مـوقت تنها با گفتن دو جمله تمام نمى شود بلکه مقرراتى همانند ازدواج دایم دارد، یـعـنـى چنان زنى در تمام مدت ازدواج موقت ، منحصرا در اختیار این مرد باید باشد، و به هـنـگـامـى کـه مـدت پـایـان یـافـت بـایـد عـده نـگـاه دارد، یـعـنـى حداقل چهل و پنج روز باید از اقدام به هر گونه ازدواج با شخص دیگرى خوددارى کند، تـا اگـر از مـرد اول بـاردار شـده وضـع او روشـن گـردد، حـتـى اگـر بـا وسایل جلوگیرى اقدام به جلوگیرى از انعقاد نطفه کرده باز هم رعایت این مدت واجب است ، و اگر از او صـاحـب فرزندى شد باید همانند فرزند ازدواج دایم مورد حمایت او قرار گیرد و تمام احکام فرزند بر او جارى خواهد شد.
در حالى که در فحشاء هیچ یک از این شرایط و قیود وجود ندارد. آیا این دو را با یکدیگر هرگز مى توان مقایسه نمود؟ البـتـه ازدواج مـوقـت از نـظـر مساءله ارث (در میان زن و شوهر) <43> و نفقه و پاره اى از احکام دیگر تفاوتهائى با ازدواج دایم دارد ولى این تفاوتها هرگز آن را در ردیف فحشاء قرار نخواهد داد، و در هر حال شکلى از ازدواج است با مقررات ازدواج .

۲ – ازدواج مـوقـت سـبـب مـى شـود کـه بـعـضـى از افـراد هوسباز از این قانون سوء اسـتـفـاده کـرده و هـر نـوع فـحشاء را در پشت این پرده انجام دهند تا آنجا که افراد محترم هرگز تن به ازدواج موقت نمى دهند، و زنان با شخصیت از آن ابا دارند.
پـاسخ : سوء استفاده از کدام قانون در دنیا نشده است ؟ آیا باید جلو یک قانون فطرى و ضـرورت اجـتماعى را به خاطر سوء استفاده گرفت ؟ یا باید جلو سوء استفاده کنندگان را بگیریم ؟ اگـر فـرضـا عـده اى از زیـارت خـانـه خـدا سـوء اسـتـفاده کردند و در این سفر اقدام به فـروش مـواد مـخـدر کـردنـد آیـا بـایـد جـلو مـردم را از شـرکـت در این کنگره عظیم اسلامى بگیریم یا جلو سوء استفاده کنندگان را؟! و اگـر مـلاحـظـه مـى کـنـیـم کـه امـروز افراد محترم از این قانون اسلامى کراهت دارند، عیب قانون نیست ، بلکه عیب عمل کنندگان به قانون ، و یا صحیحتر، سوء استفاده کنندگان از آن اسـت ، اگـر در جـامـعـه امـروز هم ازدواج موقت به صورت سالم در آید و حکومت اسلامى تـحـت ضـوابـط و مـقـررات خـاص ، این موضوع را به طور صحیح پیاده کند هم جلو سوء استفاده ها گرفته خواهد شد و هم افراد محترم (به هنگام ضرورتهاى اجتماعى ) از آن کراهت نخواهند داشت .

۳ – مـى گـویـنـد ازدواج مـوقـت سـبـب مـى شـود که افراد بى سرپرست همچون فرزندان نامشروع تحویل به جامعه داده شود.
پـاسخ : از آنچه گفتیم جواب این ایراد کاملا روشن شد، زیرا فرزندان نامشروع از نظر قـانـونـى نه وابسته به پدرند و نه مادر، در حالى که فرزندان ازدواج موقت کمترین و کوچکترین تفاوتى با فرزندان ازدواج دایم حتى در میراث و سایر حقوق اجتماعى ندارند و گویا عدم توجه به این حقیقت سرچشمه اشکال فوق شده است .

منبع : تفسیر نمونه ذیل آیه ۲۴ سوره نساء

آغاز به کار دانشنامه ازدواج موقت حافظون

در این بخش می کوشیم، در کنار سایت اصلی حافظون، و به منظور بالابردن سطح آگاهی کاربران سایت، معارف مرتبط با ازدواج موقت را منتشر کنیم.

مقالات مفید، احکام شرعی، احادیث و روایات، روش های صحیح همسریابی و فایلهای صوتی و تصویری مفید، در این بخش منتشر خواهد شد.

همراهی شما عزیزان و بیان دیدگاه هایتان ما را در این مسیر، بیش از پیش یاری خواهد کرد.