بایگانی دسته: نکته ها

چرا متاهل ها از ازدواج ناراضی اند؟

 پیدا کردن زوج هایی که از زندگی مشترک شان راضی نیستند اما تحت هر شرایطی به زندگی ادامه داده و زیر بار جدایی نمی روند کار دشواری نیست. افسردگی،خشم پنهان،ناامیدی و بی انگیزه بودن، از ویژگی های بارز آنهایی است که در این زندگی ها دست و پا می زنند.

 واقعا چرا خیلی از افراد از زندگی مشترک شان راضی نیستند و احساس شادی نمی کنند؟ این زوج ها حتما دلایلی برای عدم رضایت از زندگی مشترک شان دارند و اینکه چرا چنین وضعیتی را ادامه می دهند.

این سوالی است که به سختی می توان به آن جواب داد. بررسی هایی که انجام شده نشان می دهد در میان تمام دلایلی که برای این مشکل می توان ارائه داد، ارتباط ناموثر، صداقت نداشتن و خیانت پررنگ تر از سایر علت ها به چشم می خورند.

اگر بعد از گذشت چند سال از ازدواج تان احساس فرسودگی و دلزدگی می کنید، به احتمال زیاد تلاشی برای کمک به ازداوج تان و احساس شادی از رابطه تان نکرده اید. یک رابطه ی مادام العمر و واقعا رضایت بخش، مراحلی دارد که باید طی شود. اینکه بعد از ازدواج، دو نفر باقی عمرشان را به خوبی و خوشی محض بگذرانند فقط و فقط در افسانه هاست!

نداشتن ارتباط عاطفی کافی، عدم رضایت کافی از رابطه جنسی، توجه کافی به همدیگر نداشتن و وقت گفتگوهای دونفره نداشتن، هم سایر دلایلی بودند که در نظر سنجی ها عنوان شدند.

با هم مروری داریم بر دیگر عواملی که موجب عدم رضایت از زندگی زناشویی می شوند و متداول هم هستند:

پس رفت به جای پیشرفت بعد از ازدواج

مسائل مالی و انتظارات برآورده نشده یکی از دلایلی است که مخصوصا در کشورهای توسعه نیافته بسیار به چشم می خورد. بحران های مالی باعث کم رنگ شدن آرامش و امنیت شده و روی روابط و مدیریت رفتارها اثر می گذارد. بسیار طبیعی است که طعمه های اصلی چنین شرایط استرس برانگیزی، بنیان خانواده هاست.

وضعیت اقتصادی، افزایش بار مالی، قسط و قرض‌ و کاهش درآمد از جمله دلایلی است که مردان متاهل را از ازدواج پشیمان کرده است.

کاربری نوشته است: من ده سال پیش ازدواج کردم و زود هم پشیمون شدم قبل از ازدواج درآمد خوب بنز صفر احترام داشتم چند نفری هم دورم نون می خوردند بعد از ازدواج زود پشیمون شدم به خاطر بچم تحمل کردم لطمه نخوره الان کار درستی ندارم ماشین و پولامو زنم گرفت چیزی تو دستم نمونده الان دیگه تحملشو ندارم خونمو میفروشم مهرشو بدم طلاقش بدم همشون مثل همند چیزایی که یه عمر و خونه باباش نمیدید یه شبه صاحب شد چه حرفهایی میزد الان همه زندگیم شده مالش و … نکنید جوونا زیر بار مهر سنگین نرین شرط کنید اموالتون مال مرده پشتوانه مرده اگه اومد قبول کرد میخواد زندگی کنه خودتو میخواد اگه نه که میخواد بکنه ازت و سواری بگیره و پشیمون میشی.

کاربر دیگری به اسم حسین نوشته است: ای کسانی که تصمیم دارید ازدواج کنید یا در شرف ازدواج هستید، بدانید و آگاه باشید، تمام عمرتان را صرف قسط و بدبختی خواهید کرد. جامعه امروز ما جامعه ای نیست که دیگه بشه توش “عاشق واقعی” پیدا کرد. همه چی تصنعی و ریا. یه سلامی هم بکنم به مسئولین که واقعا جامعه خوبی ساختند. داریم به نقطه ای میرسیم که دخترها و پسرها دارن از هم متنفر میشند.

ازدواج یک اتفاق ذاتی و فطری نیست، چون در نهاد بشر چنین چیزی در حالت عادی موجود نیست که بخواهد تمام عمرش را به کسی پیوند بخورد و راهی هم جز این نداشته باشد. معیارها و هنجارهای اجتماعی و فرهنگی، ازدواج را مقوله ای کاملا فطری جلوه می دهند در صورتیکه در واقعیت، فقط عده ی خاصی از افراد و شخصیت های بخصوصی در حالت عادی قادرند ازدواجی کاملا مفید و رضایتبخش دارا باشند و بقیه باید با تلاش و فراگرفتن مهارت های لازم تا حدودی به این رضایت برسند.

عده ی زیادی از افراد هم معیارهای نامفهوم و غیرمنطقی برای ازدواج دارند و بنابراین اساس رابطه شان از همان اول سُست و سطحی است، مثلا علاقه ی مشترک به یک سریال، طرفدار یک گروه موسیقی مشترک بودن یا چیزهایی از این دست!

تعداد زیادی از ازدواج های سفید هم با شکست و عدم رضایت مواجه می شوند چون طرفین مهارت حفظ و رابطه را ندارند، نه اینکه مناسب هم نباشند یا مشکل بزرگی وجود داشته باشد.

بعضی ها تصور درستی از خودشان ندارند یا خودشان را به خوبی نمی شناسند و بنابراین قبل از ازدواج نمی توانند جواب های درستی به پرسش های طرف مقابل بدهند که حتی ممکن است سوال های بسیار مفیدی باشد، در نتیجه شناخت درست و مناسبی بوجود نمی آید.

اگر نگاه تان به رابطه ی زناشویی به عنوان نتیجه ی نهایی یک هدف باشد، نه شروع فرصت های نوین، فکر می کنید بتوانید بعدا به جایی برسید که از رابطه تان احساس رضایت کنید؟

شما باید بتوانید بعد از ازدواج هویت خودتان را حفظ کنید و هویت همسرتان را هم بپذیرید. لازمه ی ازدواج، توافق و سازش است؛ اما همزمان باید حد و حدود خودتان را هم بشناسید و به اندازه کافی احساس راحتی کنید تا بتوانید خودِ واقعی تان بمانید و به طرف مقابل تان هم اجازه دهید اینچنین باشد. بله، کار سختی است و نیاز به تمرین دارد!

شاید کلیشه ای به نظر برسد اما واقعیت این است که اگر هر دو طرف، قبل از ازدواج رابطه ی خوبی با خودشان دارا باشند و از نیازها و علاقه مندی ها و شخصیت خودشان به درستی آگاه باشند، احتمال اینکه زندگی مشترک خوب و رضایتبخشی در پیش بگیرند بسیار بیشتر است. اگر برای احساس خوب و کامل بودن به دیگری وابسته باشید، زمانی که او نتواند انتظارات شما را برآورده کند، از او عصبانی و نارضی خواهید شد، در صورتیکه این، مشکل خود ِ شماست نه فرد مقابل!

در هر رابطه ای، شیوه ی برقراری ارتباط موثر، عامل بزرگی است که اگر با مشکلات مالی، استرس، خیانت و هر نوع اتفاق منفی دیگری همراه شود می تواند یک ازدواج را عمیقا با یاس و شکست روبرو کند.

موارد بسیار زیادی وجود دارد که زن یا مرد سعی دارد طرف مقابلش را تغییر دهد و به معیارهایی که خودش از یک «همسر ایده آل» دارد نزدیک کند و انگار قبل از ازدواج، ابدا به تیپ شخصیتی فرد مقابلش که حالا برای او ناخوشایند است توجهی نداشته!

گاهی فقط کافیست یک چیزهایی اصلاح شود تا هر دو نفر، شاد و راضی باشند و واقعا نیازی به تغییر و تحولات اساسی که قطعا هم بی نتیجه و فرساینده است نمی باشد. نباید توقع داشته باشید «ازدواج» به خودی خود باعث شادی تان شود، بلکه این شما هستید که باید مهارت وارد کردن شادی به رابطه تان را داشته باشید.

حالا چرا افراد به رابطه ای که از آن راضی نیستند ادامه می دهند؟!

عده ای از افراد با وجود اینکه از رابطه ی زناشویی شان ابدا رضایت ندارند اما انتخاب می کنند که همچنان ادامه دهند. واقعا چرا؟

باز هم دلایل متعددی وجود دارد که هر کدام توجیهات خاص خودشان را دارند. برای عده ای از افراد، با اینکه پایان دادن به رابطه، لازم و بهترین راه حل است اما چون ابدا تحمل چنین اتفاقی را ندارند، ادامه می دهند و حتی می گویند: من بدبختم و این را می دانم و با بدبختی ام خو گرفته ام و این را به بدبختی ِ تنها بودن ترجیح می دهم.

و اما سایر دلایلی که بعضی ها با وجود اینکه می دانند انتخاب غیرعاقلانه ای است اما به زندگی نامناسب شان ادمه می دهند:

۱. جدایی هزینه دارد و گران تمام می شود

البته این دلیلی است که بیشتر برای آقایان مطرح می شود؛ به عقیده ی این جور افراد، اگر توان مالی پرداخت مهریه یا بخشی از آن را داشتند قطعا جدایی را انتخاب می کردند. بنابراین برای این دسته از افراد، ماندن و ادامه ی زندگی، بسیار مقرون به صرفه تر است!

گاهی هم نداشتن توان پرداخت هزینه های جدایی ،باعث می شود زوج ها به فکر راه حل بهتری بیفتند؛ آنها با یک حساب و کتاب ساده متوجه می شوند که پرداخت هزینه های چند جلسه مشاوره و رفع مسائل زندگی مشترک شان ولو نسبی، برای شان خیلی ارزان تر از جدایی و هزینه های جانبی آن تمام می شود.

۲. بخاطر بچه ها تحمل می کنند و تن به جدایی نمی دهند

هرچند واقعا معلوم نیست که آیا بچه ها از زندگی در کنار پدر و مادر افسرده و ناراضی نفعی می برند یا نه، اما در اغلب موارد ظاهرا این طور به نظر می رسد که چاره ی دیگری نیست. پدر و مادری که مدام در حال درگیری هستند و بچه ها هم ناچارا تماشاگران مضطرب این صحنه های ناخوشایند همیشگی اند، فضایی دردناک و متشنج که مطمئنا آرامش و امنیت یک زندگی سالم را ندارد.

در چنین محیطی که درگیری های کلامی و حتی فیزیکی جریان دارد، نمی توان ادعا کرد که تاثیری روی بچه ها ندارد. البته زندگی هایی که خالی از هرگونه شور و هیجان هستند و هیچ لذت و محبتی رد و بدل نمی شود هم زمینه ای برای رشد و بالندگی بچه ها فراهم نمی کنند. والدینی هستند که از عبارت «فقط بخاطر بچه ها» به عنوان بهانه ای برای تن به جدایی ندادن استفاده می کنند در حالیکه دلایل واقعی را باید در نیازها و ترس های خودشان جستجو کرد.

۳. عقیده دارند رابطه شان دیگر آنقدرها هم بد نیست که بخواهند تن به جدایی بدهند

خیلی از افراد به طلاق و جدایی به عنوان آخرین راه حل نگاه می کنند که باید به هر قیمتی شده از آن اجتناب کنند، بنابراین دلایلی را که شاید برای دیگران توجیه کننده ی جدایی باشد، تحمل می کنند و هم از نظر روحی و هم از نظر جسمی خودشان را عذاب می دهند. یعنی به طور کلی، معیار «خیلی هم بد نبودن» دلیلی است برای ادامه ی زندگی مشترک.

۴. باورشان این است که طلاق گرفتن و جدایی خجالت آور است و نمی توانند قبول کنند که شکست خورده اند

این بهانه ای است که زیاد شنیده می شود. برای بسیاری از افراد مخصوصا آنهایی که دوروبرشان را اقوام و دوستانی گرفته اند که ظاهرا زندگی رمانتیک و روابط موفق و بسیار خوبی دارند، طلاق گرفتن و جدایی واقعا شرم آور است.

همچنان عوامل دیگری که می تواند دلیل ادامه ی یک رابطه ی ناشاد باشد وجود دارد که یک یا هردو زوج را وادار به ماندن می کند. هرچند اولین اقدام عاقلانه ای که می توان برای درآمدن و تغییر شرایط نامطلوب انجام داد، مراجعه  به مشاور و درخواست کمک از اوست اما اگر بعد از طی این مراحل، نتیجه ی مناسبی بدست نیامد، چه بسیارند کسانی که انتخاب می کنند «حتما» در این زندگی ناموزون همیشگی بمانند و تن به جدایی در نمی دهند.

چرا مردان به داشتن همسر دوم گرایش پیدا می‌کنند؟

کارشناسان مهم‌ترین علل گرایش مردان به داشتن همسر دوم به ویژه در مردانی با موقعیت اقتصادی خوب را تنوع‌طلبی می‌دانند. البته مسائلی همچون نبود پیوند عاطفی قوی میان زوجین، سرد مزاجی خانم‌ها، نداشتن فرزند پسر هم از دیگر علل گرایش مردان به داشتن همسر دوم است.

هم چنین برخی از آقایان به علت ضعف در اعتماد به نفس به این سمت می‌روند که تمکن و توان مالی خود را به رخ بکشند. یکی از راه‌های به رخ کشیدن توانایی‌های فردی آنها این است که با اختیار کردن چند زن این احساس را برای خود به وجود بیاورند.

یکی دیگر از علل چند همسری نیاز به فرزند آوری است. ممکن است که فرد در ازدواج اول موفق به تولد فرزند نشود در نتیجه به دلیل دستیابی به فرزند همسر دوم اختیار می‌کند.

در مواردی هم برخی عوامل اجتماعی در چند همسری موثر هستند. به طور مثال، در جوامعی که درگیر جنگ می‌شوند و جنگ وجود دارد مردانی که توان مالی بیشتری دارند سعی می‌کنند زنانی که همسرانشان را در جنگ از دست داده‌اند را به عنوان همسر انتخاب کنند.

یک کارشناس ارشد روانشناسی در این رابطه گفته: خانم‌هایی که در زندگی به صورت افراط و تفریط عمل می‌کنند این نیاز را در مردان به وجود می‌آورند که مرد به سمت  دوهمسری و یا ازدواج موقت برود. خانواده باید مکانی آرام، گرم، عاطفی و مناسب برای زوجین و فرزندان باشد تا بخوبی همه بتوانند در کنار هم زندگی و رشد پیدا کنند. البته احساسات و هیجانات بیش از حد، گاهی اوقات مرد را به سمت دو همسری یا همسر صیغه ای گرایش می‌دهد که برخی از الگوهای تربیتی نیز در این امر می‌تواند تاثیرگذار باشد.

با اینکه برخی مراجع دینی اختیار کردن همسر دوم را حتی بصورت صیغه پسندیده و سنت پیغمر می‌دانند اما برخی از علمای فقهی اسلام در سطح جهانی با توجه به شرایط زندگی مدرن انسان بر این باور هستند که داشتن هم ‌زمان بیش از یک همسر بی‌عدالتی در حق زنان است.

شیخ احمد الطیّب امام ارشد مسجد الازهر و رئیس سابق دانشگاه الازهر مصر یکی از این افراد است. او در رابطه با چندهمسری مردان گفته: « کسانی که می‌گویند چند همسری باید وجود داشته باشد، همه در اشتباه‌اند. ما باید آیه‌های قرآن را مکمل بخوانیم.» به باور این روحانی، داشتن یک همسر قاعده است و چند همسری استثنای محدود. به گفته او در اسلام ازدواج همزمان محدود بوده و نیازمند برخورد عادلانه است. او همچنین گفته: اگر عدالت وجود نداشته باشد، داشتن بیش از یک همسر ممنوع است.

شیخ احمد الطیّب خواستار بازنگری وسیع در مورد مسائل مربوط زنان شده و تاکید کرده: زنان نیمی از جامعه را نمایندگی می‌کنند. اگر به آنان توجه نکنیم، مانند این است که تنها با یک پا راه برویم.

درست برعکس نظر امام ارشد مسجد الازهر مصر، «سمیع حاموده» یک روحانی از اسکندریه در صفحه فیس بوک نوشته است: چندهمسری و یا ازدواج موقت یک راه‌حل اجتماعی برای زنان بی‌شوهری است که “نداشتن همسر” احساس بدی به آنان می‌دهد.

در ایران نیز برخی از طلاب قم به چند همسری اعتقاد دارند. یکی از طلاب فعال در حوزه چندهمسری که خودش تک‌همسر است در رابطه با ترویج تعدد زوجات گفته:  در سفری که به یکی از مناطق محروم کرمان داشتیم متوجه شدیم که تعدادی از دختران از سن متعارف ازدواج در آن منطقه گذشته و به مجرد قطعی رسیده‌اند. طبق آمار رسمی آقای دکتر محزون از سازمان ثبت احوال تعداد دختران ۳۰ تا ۴۹ سال مجرد در کشور حدود ۹۰۰ هزارنفر است ولی پسران مجرد در این بازه سنی تنها ۳۲۰ هزار نفر است. این دختران شانس ازدواج برای همسر اول شدن کمی دارند. اما با جا افتادن فرهنگ تعدد زوجات می‌توانند ازدواج کنند. نتیجه طبیعی این آمار و وضعیت مطالعه میدانی ما این است که بهترین راهکار برای ازدواج پیردختران و یا بیوه‌ها و مطلقه‌ها رواج تعدد زوجات است.

این در حالیست که باتوجه به گزارش‌های رسمی دادگاه و حتی مشاورین و روانشناسان اجتماعی دلیل بسیاری از طلاق‌های امروزی گرایش مرد به زن دیگری و یا ازدواج مجدد و یا ازدواج موقت مرد است که زندگی را به مرحله بن‌بست کشانده‌است و زوجین تصمیم به جدایی از یکدیگر گرفته‌اند.

یک گروه اینترنتی که چند همسری را شایسته و درست می‌داند در ترویج این عمل نوشته‌اند: زنی که به مرد خود غیرت داشته باشد و مانع تعدد زوجات همسرش شود، خودخواه است. ما معتقدیم ریشه بسیاری از طلاقها همین بی‌توجهی به فرهنگ تعدد زوجات و بی‌توجهی به جامعه دختران و زنان مجرد هست. با مراجعه به دادگاه‌ها درمی یابید که بسیاری مردان ما در اثر دلباختگی به یک زن یا دختر دیگر دارند از همسر اولش جدا می‌شود، در حالیکه اگر فرهنگ تعدد زوجات جا می‌افتاد، او همسر اولش را رها نمیکرد، بلکه همسر دیگری به زندگانی‌اش اضافه می‌کرد.

در قوانین فعلی ایران و دیگر کشورهای مسلمان در برخی از کشورهای مسلمان از جمله تونس و ترکیه چندهمسری ممنوع است.

در مصر مردان متاهلی که خواستار ازدواج‌های متعدد هستند، باید همسران‌شان را در این مورد آگاه بسازند. براساس این قانون همچنین زنان حق دارند که یک سال پس از باخبر شدن این موضوع، درخواست طلاق کنند.

در ایران، اگرچه در فقه اسلامی محدودیتی بجز شرط عدالت برای ازدواج مجدد تا چهار همسر، برای مردان دیده نشده است اما در سال ۵۳ و با تصویب ماده ۱۶ قانون حمایت از خانواده، این موضوع به کلی دگرگون شد به طوریکه قانون، اصل را بر ممنوعیت ازدواج مجدد مردان قرار داده و مقرر کرده است که مرد نمی‌تواند با داشتن زن، همسر دوم اختیار کند مگر در موارد زیر:

رضایت همسر اول

عدم قدرت همسر اول به ایفای وظایف زناشویی

عدم تمکین زن از شوهر

ابتلاء زن به جنون یا امراض صعب‌العلاج

محکومیت زن به حبس بیش از شش ماه

ابتلاء زن به هر گونه اعتیاد مضر

ترک زندگی خانوادگی از طرف زن

عقیم بودن زن

غایب مفقودالاثر شدن زن

در بندهای دوم تا نهم این ماده قانونی، موضوعاتی مطرح شده که ازدواج مجدد مرد به واسطه آن طبیعی به نظر می‌رسد اما اگر زوجه مشکلی نداشته باشد، بیمار نباشد، محبوس و مجنون هم نباشد، بچه ‌دار هم شده باشد، در این صورت، تنها راه مرد برای ازدواج مجدد یا متعه اخذ رضایت همسر اول و کسب اجازه از دادگاه است.

البته احراز تحقق بندهای دوم تا نهم هم با دادگاه است و اگر دادگاه آن را احراز نکند، اجازه ازدواج مجدد را به مرد نخواهد داد.

باید بدانید پدر خانواده تکیه گاهی است که اگر فرو ریزد، نسلی را دچار مشکل می کند، بنابر این کسانی می توانند به تعدد زوجات اقدام کنند که قدرت جسمی، مالی و عقلی بالایی داشته باشند تا بتوانند بین زنان متعدد خود عدالت را رعایت کنند.

مردانی که برای ازدواج مناسب نیستند

در این مقاله در وبلاگ سایت ازدواج موقت حافظون قصد داریم شما را با ویژگی آقایانی که مناسب ازدواج نیستند و یا هنوز برای ازدواج آماده نشده اند، آشنا کنیم.

افرادی که هنوز برای ازدواج آماده نشده اند

مردهایی که حاضر نیستند استقلال خود را از دست بدهند

مردهایی به هیچ عنوان حاضر نیستند استقلال خود را که به این سختی حفظ کرده اند به این آسانی از دست بدهند. آنها دوست ندارند که کسی روال عادی زندگی آنها را مختل کند از فرزند خوششان نمی آید، هیچ گاه وعده ازدواج به کسی نمی دهند، بالای ۴۰ سال سن دارند و هیچ وقت با هیچ زنی زندگی نکرده اند. هیچ چیز نمی تواند این روحیه سفت و سخت را برهم بزند پس وقتتان را تلف نکنید تغییر دادن این مردها به این آسانی ها نیست و تقریبا غیرممکن است.

مردی که به تازگی از زن قبلی جدا شده است

 این همان مردی است که دوره نقاهت جدایی از همسر را پشت سر گذاشته است حال که زخم هایش بهبود یافته می خواهد جبران زمانی که از دست داده را بکند. یک ماشین اسپورت می خرد اگر موی سفید در سرش ببیند رنگ می کند و کمی هم به سر و وضع لباس هایش می رسد یعنی خود را برای آشنایی های جدید و یک زندگی جدید کاملا آماده می کند.

ازدواج موقت با مردی که تجربه تلخی از زندگی پیشین خود دارد ، باید با احتیاط بیشتری صورت گیرد. در جامعه امروز ازدواج یک دختر با مرد مطلقه به نسبت ازدواج یک پسر مجرد با زن مطلقه بهتر پذیرفته می شود و مردانی که طلاق می گیرند در مقایسه با زنان، با دست بازتری می توانند دوباره ازدواج کنند.

  • اولین نکات منفی این نوع ازدواج مقایسه میان همسر قبلی و فعلی است به صورتی ممکن است او نکات مثبت شما را کمتر ببیند.
  • یکی دیگر از نکات منفی این ازدواج ها این است که فرد مطلقه ممکن است ارتباط خود را به طور کلی با همسر قبلی خود قطع نکند و به صورت موازی با همسر سابق اش ارتباط خود را حفظ کند.
  • سومین نکته منفی این نوع ازدواج ها این است که در ذهن این فرد طلاق گرفتن آسان است و ممکن است با بروز مشکلی در زندگی مشترک او به طلاق فکر کند.

مردی که در مورد آینده‌ی رابطه‌ تان هیچ صحبتی نمی‌کند

این مورد کاملا واضح است. اگر مردی به‌هیچ‌وجه در مورد آینده و برنامه‌هایی که در ذهنش دارد با شما صحبت نمی‌کند، یعنی تمایلی به ازدواج موقت با شما ندارد. چنین مردی چون به هیچ‌چیز متعهد نیست، می‌تواند به زندگی باب‌ میلش ادامه دهد، بدون آنکه هیچ‌گونه احساس مسئولیتی در قبال شما داشته باشد. برای زنی که در آینده‌ی نزدیک به‌دنبال ازدواج است، این یک علامت هشدار جدی به‌حساب می‌آید. یک رابطه‌ی سالم باید شامل گفت‌وگوهای مستقیم و صادقانه در مورد اهداف و برنامه‌های آینده‌ی دو طرف باشد.

مردی که با زن‌های دیگر بیش‌ از حد گرم می‌گیرد

مردی که با زن‌های اطرافش بیش‌ازحد گرم می‌گیرد، به این زودی‌ها قصد ازدواج ندارد. دلیلش این است که اگر در مورد طرف مقابلش واقعا جدی بود، می‌توانست از این کار دست‌ بردارد و فقط با همان زن حرف بزند و شوخی کند. درحالی‌که شوخی و سرزندگی ایرادی ندارد اما مردی که در یک رابطه‌ی جدی است، نباید به‌هیچ‌وجه با زنان دیگر رفتاری گرم و صمیمانه داشته باشد. این یک علامت هشدار بزرگ است.

مردی که اعتیاد دارد

منظور از اعتیاد هر نوع اعتیاد است. از اعتیاد به مواد مخدر و مشروبات الکلی گرفته، تا اعتیاد به کار یا بازی های کامپیوتری.اگر پسر مورد نظرتان بیشتر از آن که در جهان واقعی با مشکلات بجنگد، در خانه سرش را با بازی‌های کامپیوتری گرم میکند، بهتر است خواستگاری را برای ادامه زندگی انتخاب کنید که بالغ تر از این یکی باشد. شکی در سرگرم کننده بودن بازی‌های کامپیوتری نیست، اما فردی که تمام روزش را به بازی کردن میگذراند، فرد سالمی نیست و نیاز به کمک دارد.اعتیاد باعث میشود فرد اولویت‌هایش در زندگی مشترک را از یاد ببرد. سرمایه‌های مالی خانواده را به راحتی به باد بدهد و نتواند مسئولیت‌هایش را به درستی انجام دهد. مرد معتاد به هیچ وجه مرد مناسبی برای ازدواج موقت نیست.

مرد رفیق باز

اینکه مرد زندگی شما دوستان صمیمی داشته باشد به طور کلی خوب است. اما اگر پسری همواره وقت زیادی را با دوستانش بگذراند، به طوری که وقت گذرانی با دوستانش را نسبت به همه چیز ترجیح دهد و آن‌ها در اولویت اول زندگیش قرار دهد، شما در زندگی مشترک مطمئنا با مشکل مواجه خواهید شد. زندگی با مرد رفیق باز بسیار مشکل است و ازدواج با او اصلا توصیه نمیشود.

مرد رفیق‌باز همیشه برنامه‌ای برای خوش گذراندن با دوستانش دارد و بودن در کنار رفقای گرمابه و گلستانش را به هر کار دیگری ترجیح میدهد. اگر با چنین مردی ازدواج کنید، وقتی در شرایط سخت نیاز دارید که همسرتان کنارتان باشد، او بیرون مشغول خوش گذراندن با رفقایش است. یک دوست پسر رفیق‌باز هیچگاه شما را در اولویت قرار نمیدهد و بعید است که این شرایط بعد از ازدواج تغییر کند. مردانی که رفقایشان را مقدم بر شریک زندگیشان میدانند، دوست خوبی برای رفقایشان خواهند بود، اما شوهر مناسبی نخواهند شد.

 مردی که در اغلب اوقات بدون شما بیرون می‌رود

برای یک زوج بسیار عادی است که زمان‌های مخصوص به خودشان را داشته باشند و در تمامی اوقات با هم نباشند، با این حال اگر طرف مقابل شما در اکثر مواقع به‌تنهایی بیرون می‌رود و از شما نمی خواهد که همراهی‌اش کنید، این می‌تواند یک علامت هشدار باشد. به‌علاوه یک مرد باید بخواهد شما را به دوستان و آشنایانش نشان دهد و با دوستان و اطرافیان شما نیز آشنا شود تا ببیند که آیا زوج مناسبی هستید یا خیر. اگر احساس می‌کنید که شما را پنهان می‌کند و دوست ندارد در جمع‌های دوستانه‌اش حاضر شوید، در اغلب موارد به این معناست که شما و این رابطه برای او چندان جدی نیستید. ممکن است در حال خیانت به شما باشد یا شاید اصلا علاقه‌ای به بودن در این رابطه ندارد.

مردی که هنوز کودک است

مردانی که رفتار‌های بچه گانه دارند، گزینه‌های خوبی برای شما نیستند. آیا شما دوست دارید که با یک بچه سروکله بزنید؟ اگر مردی که در مقابل تان است نمی‌تواند کاری که شما به او محول کرده اید را انجام دهد، رخت هایش را خودش بشوید و ۳ نوع غذای مختلف درست کند، بدانید که هنوز برای برقراری یک رابطه عاطفی، کوچک است. مردی که در زندگی واقعی اش کودک باشد، در رابطه اش با شما نیز کودکانه عمل خواهد کرد، بنابراین حواس تان باشد به چنین مردا‌هایی دل نبندید.

ازدواج موقت چگونه پایان می یابد؟

همانطور‌که می‌‍‍‍‍‍‌دانیم علاوه بر ازدواج دائم، ازدواج موقت هم که به صیغه معروف است، به رسمیت شناخته شده است. بعضی از مقررات عقد ازدواج موقت با ازدواج دائم فرق دارد؛ بطور نمونه، درازدواج موقت امکان طلاق وجود ندارد .


تفاوت ازدواج موقت با ازدواج دائم

  مهمترین  تفاوت در این است که ازدواج موقت همان‌طور که از نامش پیداست، موقت است و در زمان خوانده شدن عقد، یک مدت مشخص مثلا ۳ ماه برای آن تعیین می‌شود؛ طبق ماده ۱۰۷۶ قانون مدنی، مدت نکاح موقت باید کاملا معین شود. با گذشت زمان مشخص شده، مدت عقد موقت تمام می‌شود و زن و مرد مانند قبل به یکدیگر نامحرم می شوند. بنابراین اگر زن و مردی بعد از عقد موقت می‌خواهند به این رابطه ادامه دهند، لازم است مجدد صیغه جدیدی با مدت مشخص جدید خوانده شود.

اما اگر مدت عقد موقت طولانی‌تر مثلا پنج ساله است و در این بین زوج تمایل به ادامه رابطه نداشته باشند، همان‌طور که گفتیم امکان طلاق هم درازدواج موقت وجود ندارد. در این صورت چه می‌توان کرد؟
پاسخ اینجاست که شوهر می‌تواند در هر زمان در طول مدت عقد موقت، برای پایان دادن این رابطه زوجیت، مدت باقی مانده را به زن ببخشد و رابطه‌ای را که بین آن‌ها وجود دارد قطع کند.

زن چگونه می‌تواند ازدواج موقت را پایان دهد؟

درصورتی‌که در عقد موقت، شرط شده باشد که زن از جانب مرد وکالت در بذل مدت دارد یا این‌که بعد از عقد، یک وکالتنامه تنظیم شود که به زن حق بذل مدت بدهد، در این صورت زن هم می‌تواند به این رابطه پایان دهد. اما اگر چنین شرطی نشده باشد و وکالت شوهر به زن منتفی باشد، اگر ادامه زندگی مشترک برای زوجه عقد موقت با دشواری و مشقت فراوان همراه باشد، زن می تواند به استناد وضعیت عسر و حرج و با ملاک ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی به دادگاه خانواده مراجعه نماید و دادگاه خانواده در صورت احراز عسر و حرج زن در ادامه زندگی زناشویی ازدواج موقت، حکم به الزام زوج به بذل باقی مانده مدت صادر خواهد کرد و اگر زوج به اراده از اجرای حکم امتناع کند، نماینده دادگاه نسبت به اجرای حکم صادره اقدام خواهد کرد.

در صورت ازدواج موقت، آیا از هتل های ایران می توان استفاده کرد؟

love-room-hotel

هتل های ایرانی در مورد پذیرش زوجینی که عقد موقت کرده اند رویه یکسانی ندارند؛ اما در اکثر هتل ها روال به این صورت است که اگر زوجین صیغه نامه با «مهر برجسته محضری» داشته باشند، مورد پذیرش قرار می گیرند.
از آنجایی که انواع مختلف صیغه نامه در کشور ما ارائه می شود و گاها عاقد فقط یک برگ کاغذ به زوجین ارائه می کند، قانونی ترین نوع صیغه، همان عقد ازدواج موقت محضری با مهر برجسته محضر است و این همان چیزی است که قریب به اتفاق هتلها آن را قبول می کنند.
ازدواج موقت در شناسنامه ثبت نمی شود و فقط دفترچه ای ارائه می شود که مهر برجسته محضر در آن وجود دارد و نشانگر قانونی بودن عقد است. در بعضی موارد که مهر برجسته نباشد هم امکان پذیرش وجود دارد اما هتل قبل از پذیرش از زوجین می خواهد به نزدیکترین اداره اماکن نیروی انتظامی مراجعه کرده و نامه جهت پذیرش دریافت کنند که البته کار بسیار ساده ای بوده و زیاد وقتگیر نیست.

در تهران چه هتل هایی صیغه نامه قبول می کنند؟

صیغه نامه

تعدادی از هتلهای تهران پذیرش مسافر با صیغه نامه دارند به شرطی که صیغه نامه دارای مهر برجسته محضری باشد. از جمله این هتلها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

«پارسیان آزادی»
«هتل استقلال»
«هتل فردوسی»
«هتل آساره»
«هتل هالی»
هتلهای فرودگاه امام خمینی یعنی «هتل ایبیس و هتل نووتل»
«هتل پاریز»

بیش از نیمی از زنان و مردان پس از ازدواج دچار مشکلات جنسی می شوند

اختلال جنسیحافظون: دکتر عفت السادات مرقاتی خویی با اشاره به اینکه احتمال اینکه زوجی در صورت مواجهه با مشکلات جنسی در زندگی شان به متخصص در حوزه جنسی مراجعه کنند امروزه افزایش پیدا کرده است اظهار کرد: دلیل آن نگاه بدون تعصب و جامع به موضوعات جنسی در جامعه می تواند باشد.

او در ادامه بیان کرد: لذا در جامعه زمان مراجعه را شاید همان دیدگاه ها، باورها و تعصبات نسبت به مسائل جنسی تعیین می کند. تعدادی از افراد معتقدند نباید برای کمک گرفتن راجع به مشکلات جنسی شان مراجعه کنند چون روابط جنسی را موضوعی بسیار خصوصی می دانند، عده ایی دیگر باور دارند که مشکل جنسی خودبخود حل می شود و آن را به فطرت جنسی و گذر زمان واگذار می کنند، برخی معتقدند باید با آن ساخت و هیچکس قادر به حل مشکل آنها نیست . باید بگویم همه این باورها به نوعی نادرست هستند!

این رفتار شناس جنسی گفت: البته دربعضی مواقع هم کارکنان و ارائه دهندگان خدمات بهداشتی-درمانی از طرح موضوع و کمک به مردم در مشکلات جنسی اجتناب می ورزند چون با موضوعات جنسی راحت نیستند؛ و از طرح موضوع به شدت معذب هستند؛ و یا از دانش و مهارت کافی در این زمینه برخوردار نیستند. از نظر آماری مطالعات نشان داده اند که شیوع مشکلات جنسی در طول زندگی زنان ۶۸ درصد و در زندگی مردان ۵۴ درصد است. پس نمی توان با توجه به این آمار زوجین ایرانی را استثناء و بدون مشکل جنسی در طول زندگی شان تصور کرد! طبیعی است که با افزایش سن فرد و افزایش طول زندگی زناشویی، و وقایع طول زندگی هر زوجی بر تعداد ،حدت و شدت مشکلات جنسی می افزاید.

دکتر مرقاتی خویی در ادامه تصریح کرد: نباید فراموش کنیم که زیربنای ازدواج و روابط بین فردی در آن ازدواج را عواطف، محبت، عشق، همراه و همدل بودن تعیین می کند نه رابطه جنسی تناسلی صرف! پس هر گاه زوجین متوجه افول و یا کاهش یکی از آن مبانی و عوامل شدند به احتمال بسیار زیاد باید منتظر بروز مشکلات جنسی از هر نوعش باشند. چون رابطه جنسی خوشایند و به عنوان عامل و ضامن روابط خوب و لذت بخش بین زوجین، تنها محصول و پیامد رابطه صمیمانه، نزدیک، عاطفی و عاشقانه بین زن و شوهر است. در این صورت است که حتی اگر یکی از زوجین مشکل ارگانیک جنسی پیدا کرد به گونه ایی که عملکرد مناسب نداشت، لطمه چندانی به بدنه ازدواج و استحکام آن نخواهد خورد.

او با تاکید بر اینکه مشکلات و اختلالات جنسی مانند انسانها هستند در اشکال، اندازه و انواع مختلف دیده می شوند گفت: مشکلات جنسی زوجین الزاما شبیه یکدیگر نیست. تجربه مشکل جنسی به معنای این نیست که آن فرد ایرادی دارد بلکه اتفاقی هست که میتواند در هر مرحله از زندگی فرد به دلیلی و حتی بعضا بدون دلیل اتفاق بیافتد. چون مردم یاد گرفته اند که مشکلی در ارگان های جنسی موجب اختلالات جنسی می شود تا زمانی که ارگان های جنسی مشکلی پیدا نکرده است مردم مشکلات دیگر را شناسایی نمی کنند و طبیعتا از مراجع ذی صلاح کمک نمی گیرند.

این رفتار شناس جنسی در ادامه افزود: خبر خوب این است که اگر مشکل جنسی فقط به مشکلات ارگانیک محدود باشد هم تشخیص و هم درمان آسانتر است. بطور مثال مشکلات نعوظ در مردان به راحتی تشخیص داده می شود و به دلیل شناخته شدن عوامل ایجاد کننده، درمانگر امیدوار است که بتواند بیمار را کمک کند. بنابر این به زوجین توصیه جدی می شود که: با بروز هر مشکل ارتباطی، حتما از نظر جنسی هم از مراجع ذی صلاح و متخصص در زمینه جنسی و ازدواج کمک بگیرند و احتمال اثرات معکوس روابط جنسی بد خود را بر ایجاد مشکل فعلی را ارزیابی کنند. زوجین حتما منتظر بروز مشکل جنسی و یا بدتر شدن آن نباشند. مانند دیگر ابعاد زندگی شان که برای ارتقاء و بهتر شدن آنها تلاش میکنند، در زمینه زندگی جنسی شان هم از مشاورین متخصص در این زمینه کمک بگیرند. فراموش نشود که پیشگیری بهتر از درمان است!

مرقاتی خویی در ادامه تصریح کرد: با بروز هرگونه نگرانی در باره پاسخ ها و عملکرد جنسی، حتما و سریعا به متخصص جنسی مراجعه کنند؛ چون بی توجهی به مشکلات عملکرد جنسی نه تنها درمان آن را در دراز مدت دشوار می سازد، بلکه تاثیر منفی آن بر اعتماد به نفس فرد و روابط بین فردی با همسرش موضوع را پیچیده تر و بغرنج می کند. اصرار دارم که زوجین با وجود مشکل جنسی از نوع عملکردی آن را ایرادی بر فرد تلقی نکنند وفرد را در بروز این مشکل مقصر جلوه ندهند و او را برای اختلال عملکردی سرزنش نکنند چرا که اختلال جنسی مانند دیگر بیماریها به دلایل بیولوژیکی بروز می کنند و خود فرد دخالتی ندارد.

او در آخرین توصیه خود به زوجین اظهار کرد: موضوع جدی این است که زوجین به محض بروز نارضایتی و اختلال در روابط کلی بین خودشان به افراد متخصص مراجعه کنند؛ چرا که روابط بین زوج و روابط جنسی حلقه و سیکلی را تشکیل می دهند که اشکال در هر قسمت این دایره می تواند زندگی زناشویی را با مشکل و چالش روبرو کند. برای مراجعه به مشاور یا درمانگر زوجین باید در رابطه با آن مشکل با یکدیگر صحبت کرده باشند، بدون مقصر جلوه دادن دیگری به مشکل جنسی به لنز و عینک مجزا نگاه کنند و سعی کنند راجع به علل و ریشه های به یک نتیجه مشترک برسند و سپس به همراه یکدیگر برای حل آن مشکل مراجعه کنند. فراموش نکنید هر مشکل جنسی در ازدواج دو سر طیف دارد زن و شوهر! بنابراین باید مشکلات جنسی به دست هر دو نفر حل شود.

دستگیری عوامل اخاذی به بهانه ازدواج موقت

اخاذی به بهانه ازدواج موقت

رئیس پلیس آگاهی غرب تهران از دستگیری اعضای باندی که با طعمه قراردادن یک زن به بهانه‌ ازدواج موقت افراد را به داخل منزلی در فردوسیه شهریار می‌کشاندند و از آنها اخاذی می‌کردند خبر داد.
به گزارش ایسکانیوز منصور خدادادی با اعلام این خبر گفت: فردی به پلیس آگاهی مراجعه کرد و گفت چند روز پیش با خانمی که خود را مطلقه معرفی کرده بود آشنا شده و برای آشنایی بیشتر با انگیزه ازدواج موقت با او به منزلش در فردوسیه می‌رود پس از ورود به منزل بلافاصله دو مرد وارد منزل شده و او را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند و از او فیلمبرداری کرده و پول و مدارکش را به سرقت می‌برند.
رئیس پلیس آگاهی غرب تهران با اشاره به اینکه ضاربان با تهدید شاکی از طریق تلفن در مقابل منتشر نکردن فیلم‌های او در فضای مجازی و پس دادن مدارکش مبلغ ۳۰ میلیون تومان پول نقد درخواست می‌کنند گفت: با استفاده از اقدامات فنی و پلیسی و بررسی دوربین مداربسته محیط اطراف محل وقوع جرم در نهایت سارقان مورد شناسایی قرار گرفتند و با قرار صوری جهت دریافت مبلغ درخواستی، طی یک عملیات ضربتی و غافلگیرانه دستگیر شدند.

خدادادی تاکید کرد: در بازجویی متهمه اعتراف کرد که به دلیل فقر شدید مالی و اعتیاد شدید همسرش به مواد مخدر با همدستی برادر و همسر خود از قبل اقدام به طرح و برنامه‌ریزی نقشه اخاذی می‌کردیم و با اغفال شاکی به بهانه ازدواج موقت، او را به داخل منزل کشانده و اخاذی می‌کردیم.
رییس پلیس آگاهی غرب استان تهران گفت: متهمان پس از تشکیل پرونده به مرجع قضایی تحویل داده شدند.

نکاتی درباره ازدواج موقت

بیوه‌شدن زن و چگونگی سپری‌کردن این ایام، خود تابع احکامی است که لازم است زنان، نسبت به آن آگاهی داشته باشند. از دست دادن همسر‌ یا طلاق، به معنای پایان یافتن رابطه زوجیت، اثرات وضعی و فقهی را برای زن به همراه دارد و زن موظف است به علل گوناگون، مدت زمانی را بدون رابطه زوجیت به‌سر برد تا بتواند ازدواج مجددی داشته باشد؛ این ایام را عده می‌نامند.

چه کسانی عده ندارد؟

به فتوای همه مراجع (حضرات آیات خمینی، مکارم‌شیرازی، زنجانی، سبحانی، مظاهری، بهجت، فاضل‌لنکرانی و…) زنی که از همسرش جدا شده است، اگر ۹ سالش تمام نشده باشد؛ و همچنین زن یائسه، عده ندارد.

بنابر قول حضرات آیات امام خمینی، مکارم‌شیرازی، سبحانی و مظاهری، عده نداشتن زن به این معناست که اگر چه شوهرش با او نزدیکی کرده باشد، بعد از طلاق می‌تواند فوراً شوهر کند.

از این بیان می‌توان دریافت زنی که شوهرش با او نزدیکی نکرده است نیز عده ندارد؛ چنان‌چه آیت‌الله زنجانی فرموده‌اند: اگر شوهر زنش را پیش از نزدیکی با او طلاق دهد، عده ندارد و زن می‌تواند بعد از طلاق فوراً شوهر کند.

آیت‌الله مکارم‌شیرازی، فلسفه عده را چنین بیان می‌کنند: «مسئله عده زنان، فلسفه‌های متعددى دارد و منحصر به مسئله انعقاد فرزند نیست؛ لذا در تمام مواردى که شرع گفته است، زن باید عده نگه‌دارد، هرچند عقیم و نازا باشد، یا رحم خود را برداشته باشد یا فرضاً چند سال است از شوهر خود جدا زندگى مى‌کند؛ در تمام این صورت‌ها باید عده نگهدارد.»

عده طلاق

امام‌ خمینی (ره) می‌فرمایند: زنی که ۹ سالش تمام شده و یائسه نیست، اگر شوهرش با او نزدیکی کند و طلاقش دهد، بعد از طلاق باید عده نگه دارد؛ یعنی بعد از آن‌که در پاکی طلاقش داد، به قدری صبر کند که دوباره حیض ببیند و پاک شود و همین‌که حیض سوم را دید، عده او تمام می‌شود و می‌تواند شوهر کند.

در حقیقت بنابر نظر حضرات آیات مکارم‌شیرازی، مظاهری، وحیدخراسانی، تبریزی، ملاک عده در طلاق، دو بار پاک‌شدن از حیض است و بار سوم که حیض دیده شد، عده به اتمام رسیده است.

اما ممکن است زن جزو کسانی باشد که حیض نمی‌بینند؛ در این شرایط حضرات آیات امام‌ خمینی، سیستانی، زنجانی، اراکی، صافی، وحیدخراسانی می‌فرمایند: زنی که حیض نمی‌بیند اگر در سن زن‌هایی باشد که حیض می‌بینند، چنان‌چه شوهرش بعد از نزدیکی‌کردن او را طلاق دهد، باید بعد از طلاق تا سه ماه عده نگه دارد.

و آیت‌الله مکارم‌شیرازی توضیح می‌دهند: منظور از سه ماه آن است که اگر اول ماه است، سه ماه تمام هلالی و اگر روز دیگری از ماه است مانند پنجم یا دهم، هنگامی‌که پنجم یا دهم ماه چهارم شود، عده او تمام است؛ مثلاً اگر پنجم ماه رجب او را طلاق گفته، پنجم ماه شوال عده او تمام است.

آن‌چه گذشت در مورد زن غیرباردار بود، اما اگر زنی باردار طلاق داده شود، آیت‌الله وحیدخراسانی می‌فرمایند: عده او تا زمانی‌که وضع حمل نماید، ادامه دارد؛ و این قول تمام مراجع است.

زن، در پایان زمان عقد موقت نیز، ملزم به نگهداشتن عده است. امام خمینی، حضرات آیات مکارم‌شیرازی، صافی‌گلپایگانی، تبریزی، سیستانی،‌ فاضل‌لنکرانی، وحیدخراسانی می‌فرمایند: عده عقد موقت برای زنی که عادت ماهانه می‌بیند، به مقدار دو حیض کامل است و اگر عادت نمی‌بیند، چهل و پنج روز تمام است.

عده وفات

وفات نیز عاملی است که باعث انقطاع زوجیت می‌شود. لذا زن با فوت همسر نیز باید عده نگاه دارد، اما مدت عده‌ای که لازم است زن برای فوت همسر نگاه دارد، با عده طلاق متفاوت است.

آنچه فقها می‌گویند آنست که زنی که شوهرش مرده است باید تا چهار ماه و ده روز عده نگه دارد؛ اگرچه یائسه یا صیغه باشد، یا شوهرش با او نزدیکی نکرده باشد. این قول همه مراجع اعم از امام خمینی (ره) و حضرات آیات وحیدخراسانی، تبریزی، سیستانی،‌ بهجت، مکارم‌شیرازی و فاضل‌لنکرانی و… است.

هم ایشان معتقدند در صورتی‌که زن باردار باشد،‌ مدت عده تا زمان وضع حمل او خواهد بود؛ ولی اگر پیش از گذشتن چهار ماه و ده روز، بچه‌اش به دنیا آید، باید تا چهار ماه و ده روز از مرگ شوهرش صبر کند.

همچنین بنابر نظر همین مراجع، اگر شوهر زن غایب یا در حکم غایب باشد، ابتدای عده وفات برای زن، از موقعی است که زن از مرگ شوهر مطلع شود؛ و آیت‌الله سیستانی تصریح می‌کنند: نه از زمان مرگ شوهر.

در عده وفات نکته‌ای که وجود دارد آنست که عده نگاه‌داشتن، تنها به معنای ازدواج‌نکردن نیست؛ بلکه مسائل دیگری نیز باید رعایت شود.

طبق نظر امام خمینی (ره) و حضرات آیات فاضل‌لنکرانی، سیستانی، سبحانی و مظاهری: زنی که در عده وفات است، حرام است که لباس الوان بپوشد و منظور از الوان در لسان فقها، لباس‌های زینتی و هر لباسی است که در عرف زینت محسوب می‌شود.

امام خمینی (ره) در ادامه بیان حرمت پوشیدن لباس الوان، سرمه‌کشیدن و کارهای دیگری را که زینت حساب می‌شود را نیز حرام دانسته‌اند.

اما حضرات آیات مکارم‌شیرازی و زنجانی تنها بر خودداری از انجام چنین اعمالی تأکید داشته‌اند و ذکری از حرمت به میان نیاورده‌اند.

نکات

در مورد این‌که زن زناکار نیز عده دارد یا خیر، فقها قایل به عدم لزوم نگاه‌داشتن عده‌اند؛ آیت‌الله مکارم‌شیرازی می‌فرمایند: هر نوع جدایی زن از مرد بعد از انجام عقد و دخول، عده دارد و در مورد زنا نیز احتیاط آن است که به اندازه یک‌بار عادت و پاک‌شدن، از نکاح خودداری کنند.

و در مورد عده زنی که داروی ضدحاملگی مصرف می‌کند یا رحم او برداشته شده است نیز فقها به اتفاق قائل به لزوم رعایت مدت زمان عده‌اند. آیت‌الله مکارم‌شیرازی در این زمینه می‌فرماید: «از مجموع ادله شرعیه استفاده می‌شود که نگه‌داشتن عده تنها به خاطر احتمال باردارى نیست، و این در واقع یکى از علل آن است؛ نه تنها علت و یکى از علل آن، حفظ حریم زوجیت است؛ به همین دلیل اگر شوهر یک سال در مسافرت باشد و زنش را طلاق دهد، همه مى‌گویند باید عده نگه دارد؛ درحالى‌که بعد از غیبت یک‌ساله، احتمال انعقاد ولد وجود ندارد. همچنین اگر شوهر در زندان باشد، یا بر اثر بیمارى گرفتار عنن گردد، و یقین پیدا کنیم که شوهر براى همیشه عقیم شده، در تمام این فروض، عده بر زن لازم است؛ درحالى‌که احتمال انعقاد نطفه وجود ندارد.»

ازدواج موقت در اسلام

ازدواج موقت در اسلام
دین اسلام در مورد ازدواج بسیار سفارش کرده است و ایات و احادیث فراوانی در باره ازدواج وجود دارد و همواره تشکیل خانواده و تامین مشروع نیاز جنسی در دین اسلام مهم و با ارزش بوده است.
ازدواج موقت یک نوع از ازدواج است که در مواقعی که امکان ازدواج دائم وجود ندارد توصیه شده است.
ازدواج موقت به تنهایی بقاء نسل و تشکیل خانواده و تامین نیاز جنسی را تضمین نمی کند همان طور که ازدواج دائم به تنهایی جوابگوی این مسائل نیست.
اسلام در درجه اول به ازدواج دائم سفارش می کند و تاکید دارد و در درجه بعد برای کسانی که شرایط برای ازدواج دائم را ندارند و نمی توانند خویشتن داری کنند ، ازدواج موقت را ارائه می کنند.
اسلام افرادی را که توانایی ازدواج دائم ندارند یا شرایط خاصی ( ۲ ) دارند را رها نکرده است و برای انها برنامه دارد. اسلام با ارائه ازدواج موقت هم نیاز جنسی و عاطفی مردان و زنان را تامیین می کند و هم راه های سو استفاده را از بین می برد.
در ازدواج موقت همانند ازدواج دائم مهریه در نظر گرفته شده است و بدون مهریه صیغه صحیح نیست. اسلام برای اثبات مهر و علاقه مرد به زن ، تعیین می کند که مرد بخشی از مال خود را به زن پیشکش و هدیه کند. این مهر محک خوبی برای علاقه واقعی مرد به زن است.
مرد بیشتر نیازمند جسم زن و نیروی جنسی اوست و اما زن بیشتر ابراز علاقه و محبت از سوی مرد را ترجیح می دهد و این بر اساس فطرت طبیعی زن و مرد است و می بینید که اسلام با چه ظرافتی به این نکته توجه کرده است ، مرد که بیشتر طالب جسم زن است باید بخشی از مال خود را بدهد تا جسم را بدست اورد و زن ان هدیه را می گیرد تا مهر و محبت مرد را حس کند.
در ازدواج موقت ، زن اجازه دارد مدتی را برای ازدواج تعیین کند اما بعد از صیغه نمی تواند این مدت را کم کند و فقط مرد در صورت تمایل می تواند تمام یا بخشی از ان را به زن ببخشد.
در ازدواج موقت مرد به زن همانند ازدواج دائم نفقه نمی دهد. ( گفته می شود نفقه دستمزدی است که مرد در ازای بچه داری و خانداری و شوهر داری و اداره زندگی به زن می دهد و در مورد ازدواج موقت چون اداره زندگی و بچه داری وجود ندارد نفقه لازم نیست )
زن و مرد از یک دیگر ارث نمی برند اما فرزندان ارث می برند.

می بینید که در ازدواج موقت و احکام ان عدالت و مساوات کاملا برقرار است.

ازدواج موقت و چند همسری
اگر با این دید نگاه شود که حکم ازدواج موقت به مردان اجازه داده است که به هر تعداد که بخواهند در ازای مهری و برای مدتی زن اختیار کنند ، این حکم در جهت تامین هوا و هوس مردان است. اما اگر به درستی به ان نگاه کنیم خواهیم دید که اسلام با این حکم به روابط زن و مرد سر و سامان داده است.
درست است که حکم ازدواج موقت به مردان اجازه تعدد زوجه را داده است ( البته مردان با ازدواج دائم نیز تا چهار زن می تواند داشته باشد ) اما حقیقت چیست ؟
ایا زنان در این حکم مورد ظلم قرار گرفته اند ؟
ایا این حکم فقط به نفع مردان است ؟
ایا این حکم یک جانبه است و حقوق زنان نادیده گرفته شده است ؟
ایا باید به زن ها هم ، اجازه تعدد زوج داده می شد ؟ ( چند شوهری )

چند شوهری
در ابتدا یک نگاه به سیستم جسمی و روحی زن و مرد خواهیم انداخت. مرد و زن تفاوت هایی در جسم و همچنین اخلاق و روحیات با یکدیگر دارند. از نظر جسمی تعدد زوج برای زن ها ناممکن است و مشکلاتی را به همراه دارد که کاملا واضح و مشخص است و نیاز به توضیح ندارد . در جوامع بشری باید روابط بین افراد مشخصی باشد و وضعیت فرزندان در یک جامعه و خانواده مشخص باشد، واضح است که در صورت رواج چند شوهری تنها کسی که بیشترین اسیب را خواهد دید شخص زن و فرزندان حاصل است.
در چند شوهری چطور باید فرزندان را تفکیک کرد؟ شاید امروزه با پیشرفت علم این کار ممکن و شدنی باشد اما تا زمان تولد فرزند ، تکلیف چیست ؟ چه کسی مسئولیت ان مادر و فرزند را تا زمان تولد به عهده می گیرد؟
در درجه بعدی ، فطرت و خصوصیت مردان به گونه ایی است که تمایل به چند شوهری ندارند و پذیرش ان برای مردان بسیار سخت است و هیچ گاه کانون خانواده با چند شوهری تشکیل نخواهد شد. حتی در طول تاریخ و در هیچ نقطه ایی از جهان شواهدی وجود ندارد که چند شوهری وجود داشته است و این خود نشان از عدم تمایل زن و مرد به چند شوهری است و نشان دهنده این موضوع که فطرت و غریزه زن و مرد با چند شوهری سازگار نیست و نخواهد شد.
به روشنی واضح است که در چند شوهری ، زن به شدت اسیب خواهد دید و تنها وسیله ی تامین هوس های مردان خواهد بود. با کمی دقت می توان دریافت این قیاس که اگر مردان اجازه چند همسری دارند به زنان هم باید اجازه چند شوهری داده شود یک مقایسه ابلحانه است و تنها طرفداران ان افراد هوس باز و دچار مشکلات روحی و اخلاقی هستند که با طرح برابری حقوق مرد و زن سعی در تامین مقاصد شوم خود دارند.

چند همسری
چند همسری در گذشته های دور و قبل از اسلام و در زمان اعراب جاهلیت و بین قوم یهود و همچنین ایرانیان در زمان ساسانیان وجود داشته است و این نشان دهنده این مطلب است که روحیات و فطرت زن و مرد تا حدودی با چند همسری منطبق است و امکان تشکیل خانواده و تولید نسل و تربیت فرزندان با چند همسری در تضاد نیست و از این رو دین اسلام چند همسری را منسوخ نکرده است و برای ان چارچوب و قاعده و قانون تعیین کرده است .

مطلبی را که می توان در توجیح چند همسری ذکر کرد بیشتر بودن جمعیت زنان نسبت به مردان است. (۳)
همواره در طول تاریخ و همچنین در این عصر جمعیت زنان بیشتر از مردان است . در ایران هم امار و ارقام همین موضوع را نشانن می دهد ،همچنین امارهایی که در مورد جوانان در سن ازدواج ارائه می شود نشان دهنده بیشتر بودن جمعیت دختران نسبت به پسران است که به شدت نگران کننده است.
با استناد به کثرت جمعیت زنان نسبت به مردان و این که همه زنان باید از حق داشتن همسر بهرمند شوند و این حق را داشته باشند که کانون خانواده را تجربه کنند و همچنین حق لذت بردن از غریزه جنسی را داشته باشند و این حقوق را حق مسلم زنان دانست باید برای این موضوع فکری کرد.
اگر طرفداران حقوق بشر و حقوق زنان بنا باشد از حقوق زنان دفاع کنند موظف اند از حقوق داشتن همسر ، تجربه زندگی ، داشتن فرزند ، تامین نیاز جنسی و … نیز دفاع کنند.
با کمی تامل خواهید دریافت که تنها راه احیای این حقوق زنان وضع قوانین است که هم پیوند خانواده و فرزندان و زناشویی را نابود نکند و هم تامین کننده این مشکل و حقوق زنان باشد و هم منطبق بر فطرت و روحیات زن و مرد باشد.مسلما بهترین و منطقی ترین حکم و قانون را دین اسلام ارائه می کند و ان ازدواج موقت و مجاز دانستن چند همسری است.

سخن اخر
امروز در جهان و حتی در کشور ما شاهد روابط ازاد و بدون قیدو بند دخترها و پسرها ، زن ها و مرد ها هستیم که نتایج وحشتناکی را به همراه دارد.
امروز دنیا شاهد فرزندان ناخواسته ای است که نتیجه هوس بازی مردان است ، شاهد سقط جنین ها است ، شاهد فرزندان بی پدر و مادر است ، شاهد خود فروشی و تن فروشی است ، شاهد سو استفاده جنسی از زنان است ، شاهد تجاوز جنسی است ، شاهد استفاده ابزاری از زن و جاذبه جنسی اوست ، شاهد فروپاشی کانون خانواده ها است ، شاهد نابودی عشق است ، شاهد نابودی مادر ، شاهد نابودی پدر ، شاهد نابودی زندگی است و تنها کاری که شاهدان می کنند دفاع کورکورانه از ازادی و حقوق زنان ، بیان ساده لوحانه برابری زن و مرد ، انتقادهای بی انصافانه از احکام اسلامی ، برداشت های غلط از ازدواج و احکام ان ، و در نهایت به اسم حمایت از زن و خانواده ، به اسم ازادی ، به اسم برابری ، تمام ارزش های زن و خانواده را نابود می کنند و به عنوان یک شاهد به ظاهر پردرد ، اراجیفی را ناله میکند و وجدان خود را اسوده کنند.

هدف اسلام از حکم ازدواج موقت رواج هوس بازی و چند همسری و ظلم به زن و حقوق او نیست. هدف اسلام دفاع از زن و حقوق اوست ، هدف حفظ ارزش زن و جلوگیری از تن فروشی او است ، هدف جلوگیری از بازیچه شدن زن است ، هدف عروسک نبودن زنان است ، هدف احیای مادر است ، هدف ارزش دادن به پدر است ، هدف پناه دادن به زن در کانون خانواده است ، هدف در قید و بند کردن، میل سرکش جنسی است ، هدف ازادی ، در کنار امنیت و احترام و ارزش زن است ، هدف جلوگیری از سقط جنین ها است ، هدف نبود فرزندان بی پدر است ، هدف رابطه ی انسانی زن و مرد است و …

و در پایان لازم به ذکر است
ازدواج موقت و چند همسری یک راهکار ، برای مواقع ضرورت و نیاز است و حکم یک پادزهر را دارد و برای سامان دادن به روابط زن و مرد و ثبات جامعه و خانواده است و هیچگاه نباید مورد سو استفاده قرار گیرد و یا جایگزینی برای ازدواج دائم و فرار مردان از تعهد زندگی و خانواده باشد. بلکه این نوع ازدواج باید یک ابزار کمکی برای تثبیت و تحکیم جامعه و خانواده باشد و به عقیده من امروز همان مواقع ضرورت و نیاز است که اگر از این ابزار به درستی و به موقع استفاده نشود ، پایه های خانواده و زندگی مشترک ان چنان ست و نابود خواهد شد که دیگر راه بازگشتی نخواهد بود. امروز اگر انسان ها به ارزش ها و احکام درست و واقعی اسلام بازگردند ، بشر و زندگی بشری از اسیب و نابودی مصون خواهد بود و اگر با اشتباهات و تعصبات و کج روی ها به این مسیر نامعلوم ادامه دهد ، بزودی بسیاری از ارزش ها و خانواده ها نابود خواهد شد.
بی شک عصر ما عصر نابودی ها است ، عصر نابودی ارزش ها ، انسان ها ، انسانیت ها ، عدالت ها ، مرد ها ، زن ها و … و شاید تنها راه نجات ، بازگشت به اسلام و حقیقت اسلام باشد