خاطرات ازدواج موقت زن سی ساله

از اولین باری بگویید که متعه را قبول کردید.

اولین بار، ۸-۷ ماه بعد از جدایی من بود این قضیه بود. همان احساس نیاز به بودن یک نفر که با خواهرم و یکی از دوستانم در موردش صحبت کردیم و هر دو در این فکر بودند که اگر مورد خوبی بود، ما را با هم آشنا کنند. یکی دو مورد حتی خواهرم معرفی کرد که صحبت کردیم و من به دلایلی نپذیرفتم. مثلاً یکی شان اصلاً از نظر اعتقادی به من نمی خورد؛ حتی اگر می‌گفتیم که الان بی محرمیت با هم رابطه داشته باشیم، برای این فرد مهم نبود!

ـ شما گفته بودید که کسانی معرفی شوند؟

بله؛ من به خواهرم گفته بودم که نیاز دارم، هم به لحاظ روحی و هم به لحاظ جسمی که کسی کنارم باشد. بعدتر دوستم هم کسی را معرفی کرد. بعد از مدتی که از آشنایی ما گذشت، من خودم پیشنهاد دادم که محرم بشویم. آدم بسیار با اخلاقی بود؛ تمایل و موقعیت این رابطه را هم داشت. این اولین بار بود.

ـ یعنی موقعیت این فرد چطور بود؟

نزدیک سی سال داشت و تا آن زمان همیشه تنها بود. نیاز متقابل به این ارتباط را داشت.

ـ چطور شد به این موافقت رسیدید که خود شما پیشنهاد دهنده بودید؟

شاید آن نگاه ترس‌آلود، دلیل چندم باشد و من دلایل دیگری داشتم که گفتم نه. آن زمان من تازه جدا شده بودم و اصلاً نمی‌ خواستم وارد یک رابطه جدید عاطفی بشوم. آن رابطه هم دقیقاً داشت عاطفی شروع می‌شد. آن آقا قبل از هر چیز به من ابراز علاقه می کرد.

ـ از سختی جدایی در صورت شروع عاطفی قضیه می ترسیدید؟

بله.در چنین حالتی معمولاً دلایل شروع یک رابطه منطقی نیست؛ احساس نیاز واقعی نیست. همه چیز درگیر احساسات لحظه ای هست که می آید و می‌رود و زود هم تمام می شود. تعهدی بر پایبندی نیست؛ چون دوست داشتن تعهدی نمی آورد برای فرد؛ اینکه می گوید من تو را دوست دارم، تعهد نمی آورد! و تنها زن را وابسته به یک محبت غیر واقعی می کند.

ـ طرف مقابل چرا داشت به این رابطه موقت تن می داد؟ مجرد بود یا متأهل؟

مجرد بود. نسبت به اطرافیان و دوستانش، خیلی کم درگیر رابطه با جنس مخالف شده بود. همین باعث شده بود که محجوب باشد. یک نگاه اخلاقی به موضوع داشت؛ می‌گفت من عذاب وجدان می‌گیرم که با دختری ارتباط داشته باشم و نخواهم که با او ازدواج کنم. ولی چنین مشکلی را با شرایط من نداشت و می‌گفت تو شرایط محرمیت موقت را داری و من و تو می‌توانیم محرم شویم.

ـ این آقا شرایط ازدواج دائم را نداشت؟

خودش این طور می‌گفت که ندارد.

ـ نگران قضاوت بقیه نبودید؟

اوایل به خانواده نگفتم؛ ولی بعد از مدتی گفتم. برخوردها بد بود. هنوز هم این موضوع حل نشده.مادرم بعد از مدتی که موضوع را گفتم، خیلی راحت و منطقی به من حق داد و کنار من بود. ولی اعضای دیگر خانواده این طور نبودند.

ـ بار اول زمان محرمیت چه مدتی بود؟

حدود یک سال و نیم با هم بودیم. حالا قطع می شد و مدتی فاصله می افتاد و باز صیغه می خواندیم. بعد از آن یک سال و نیم هم این طور نبود که مرا رها کند؛ هنوز هم خبر می‌گیرد و گاهی مشکلی داشتم، می آید کمک من.

ـ چرا قطع شد؟

وابستگی ایجاد شده بود و ترس از اتفاقاتی که این وابستگی ایجاد می‌کرد. مادر آن شخص متوجه ارتباط پسرش با یک زن مطلقه شده بود و ترس و نگرانی خود را دائما به ما منتقل می‌کرد.بیشتر من به خاطر حرفی که مادرش زده بود خودم را کنار کشیدم. گفته بود از زن های بیوه باید بترسی و این نگاه خیلی آزاردهنده بود.

ـ در این مدت یک سال و نیم، خواستگار نداشتید برای ازدواج دائم؟

داشتم.

ـ احساس عذاب وجدان نمی کردید؟

چرا خب؛ خواستگاری داشتم که جدی هم شد. در مراحل اولیه که داشتیم آشنا می شدیم، من در دوران عده ی محرمیت موقتم بودم. یعنی خواستگار که آمد و قرار شد من فکر کنم، صیغه را باطل کردیم. من در این دوران که از طرفی دوره عده عقد موقتم با آن آقا بود و از طرفی با این خواستگارم به طور جدی حرف می زدم، دائماً با خودم درگیر بودم.

ـ به خواستگار قضیه ی این محرمیت موقت را نگفته بودید؟

نه؛ ظرفیت پذیرش این موضوع نیست. ازدواج مخفیانه ممنوع است ، زمانی رسید که من مجبور شدم قضیه را بیان کنم. رفت و آمد خانوادگی بود و همه گفتند که با هم محرم شوید و از طرفی من شرعاً نمی توانستم! من مجبور شدم که قضیه را با خواستگارم مطرح کنم و همین امر، آغازی بود بر اینکه یک بی اعتمادی و بی محبتی پیش بیاید. از محبت آن آقا به من کاسته شد. این موضوع به هم خورد و یکی از دلایل اصلی اش هم همین قضیه بود.

وقتی من موضوع را گفتم، مثالی زد که هر وقت من به آن فکر می‌کنم، برایم خیلی تلخ است. روایتی از پیامبر نقل کرد با این مضمون که اگر مرد مسلمانی با یک زن فاحشه ازدواج کند و باعث اصلاح او شود… این مثال را درباره من زد! وحشتناک بود. این باعث شد که اولین برخورد منفی بین ما پیش بیاید. من گفتم اگر شما دارید یک شرایط کاملاً حلال را با همچین شرایطی قیاس می کنید، سکوت می کنم و شما را به همان دین و پیامبری که از آن حرف می زنید، وا می گذارم. سعی کرد توجیه کند؛ ولی این توجیه ها هیچ ‌وقت فایده نداشت. هنوز هم سعی می کنم به آن مثال که به شدت آزار دهنده بود فکر نکنم.

این یکی از آسیب های بزرگ عقد موقت هست. ممکن هست گاهی از یک دختر باکره پرسیده شود که تا به حال کسی را دوست داشتی؛ ولی وقتی خانم مطلقه یا بیوه ای قرار هست ازدواج کند و از او می پرسند آیا با کسی بودی یا نه، منظورشان این هست که آیا تا به حال محرم موقت کسی بودی! این طور وقت ها دروغ گفتن خیلی سخت است و گفتن حقیقت سخت تر از آن! چون شما وقتی حقیقت را می گویی باید یک عمر برای خودت نگاه ها و حرف های تلخ و آزار دهنده را بخری در حالی که کار اشتباهی انجام نداده ای!

فقط همین بیوه یا مطلقه بودن یک سری سختی ها دارد؛ چه رسد به اینکه بگویی من در این مدت با کسی دیگر بودم!حتی اگر این رابطه حلال باشد. همان خواستگاری که گفتم، نگاهش یک نگاه کاملاً منفی بود. با اینکه فرد کاملا مذهبی ای هم بود.

ـ این نگاه، نگاه شرعی نیست؛ نگاه عرفی ست…

نگاه عرفی هست؛ ولی این آقا و کسان دیگر آن را با شرع مخلوط می کنند. خیلی وقت ها می گویند تقوا داشته باشید و تنهایی و عواقبش را تحمل کنید؛ متعه برای شرایط خیلی خاص است. من این را قبول دارم که برای شرایط خیلی خاص است، مثلاً دختر باکره تا وقتی از سن ازدواج نگذشته، شرایطش با مطلقه یا بیوه متفاوت است. اما اینکه بگوییم تقوا داشته باشید و این هم یک جور امتحان است و تحمل کنید، درست نیست. گاهی پیامدهای این تنها ماندن برای یک زن جبران ناپذیر است. اما متاسفانه این نگاه های بسته که با استدلال های اخلاقی توجیه اش می کنند وجود دارد.

ـ فرد مطلقه یا بیوه این امکان را ندارد که گزینه هایی مثل خود را بیابد و با واسطه پیشنهاد ازدواج دائم بدهد که نخواهد سراغ متعه و آسیب هایش برود؟

این هم می شود، ولی باز ریسک هست. به خاطر نگاهی که در جامعه ما نسبت به بحث خواستگاری خانم از آقا وجود دارد. وقتی خانم پیشنهاد می دهد، آقا پایش را عقب می کشد. خانم هایی که شرایط خاص دارند، حتی گاهی یک ابراز علاقه ی ساده هم نمی توانند بکنند. برای دخترها هم سخت هست، اما برای خانم بیوه یا مطلقه قضیه ناممکن هست تقریباً؛ انگار محکوم هستند به یک سری چیزها. نگاه عرفی جامعه محکوم شان کرده، اصلاً نگاه شرعی این‌گونه نیست.

ـ آسیب هایی که مدّ نظرتان هست، چیست؟

یکی از آسیب های متعه، این هست که چون دائم نیست و تحت شرایطی اتفاق می افتد، بعد از یک مدتی گاهی کوتاه، گاهی طولانی آن آقا می رود؛ و هیچ تضمینی وجود ندارد که آن خانم بعد از آن رابطه ازدواج دائم کند و چون یک مدت رابطه ای را تجربه کرده، تحمل این تنهایی دوباره خیلی سخت تر است. بعد برای جبرانش مجدداً با کسی دیگر وارد یک رابطه ای می شوند، بعد آن تمام می‌شود و یکی دیگر و … عملاً این قضیه تبدیل می‌شود به یک خودکشی تدریجی. در حالی که این موضوع برای مرد اینگونه نیست؛ مرد می تواند در آن ِ واحد با چند نفر باشد و حتی در تمام طول زندگی اش اینگونه باشد. مردها کمتر خسارت روحی به شان وارد می‌شود. بعد هم آقایی که تجربه متعه دارد، اگر هنگام ازدواج دائم آن را مطرح کند، چندان منفی تلقی نمی شود؛ حتی برخی نگاه مثبت دارند که چه جوان خوبی بوده که نیازش را از راه شرعی بر طرف کرده و سراغ گناه نرفته است. اما یک خانم نمی تواند اینگونه باشد؛ خانم در چنین روابطی محکوم است و در جامعه ی ما عرف نیست که خانم ها از این نیازشان حرف بزنند. عرف نیست که بماند؛ اصلاً نگاه منفی هست.

ـ این آسیب ها برای زمانی هست که فرد موضوع را به خواستگارش بگوید؛ اگر نگوید، چطور؟

وقتی سؤال می شود، چاره ای جز گفتن نیست. از طرفی وقتی گفته نمی شود، یک ترسی همیشه با آدم هست که اگر رابطه یا رابطه هایی را که من در آن بودم، یکی اش را این آقا متوجه شود، چه می شود!

ـ مهریه چه در نظر می گرفتید؟

از یک شاخه گل تا یک مبلغی پول.

ـ با تمام شدن زمان متعه، احساس خلاء عاطفی پیش نمی آید؟

طبیعتاً پیش می آید. در همان دوران هم با فکر کردن به اینکه «یک روزی تمام می شود»، این احساس پیش می آید. این حس موقت بودن، آزار دهنده است؛ خصوصاً اگر رابطه خوبی باشد.

اینکه آدم همسر موقت مردی شود که همسر دارد، اصلاً جالب نیست؛ و اصلا نمیدانم چرا مردان به داشتن همسر دوم گرایش پیدا می‌کنند؟ مگر اینکه آن آقا واقعاً دلیل قانع کننده ای داشته باشد یا اینکه شرایط مالی اش را داشته باشد و شرایط دیگر را؛ طوری که وقت گذراندن با همسر دوم به زندگی اول آسیبی وارد نکند. در غیر این صورت جالب نیست کسی که همسر دارد، سراغ متعه برود.

ازدواج موقت بهترین راه نجات و قرب به خداست

مسلماً ازدواج موقّت از طریق سایت حافظون می ‏تواند مقدارى از مشکلات جنسى جوانان را حل نماید؛ ولى چنانچه این کار بدون اتخاذ تدابیر و قانونمندی هاى لازم صورت پذیرد، بی ‏شک عوارض نامطلوب بهداشتى و روحى براى جامعه در بر خواهد داشت. مسلماً شرایط ازدواج موقت از نظر هزینه و نیازهاى دیگر، همانند ازدواج دائم نیست و طبیعتاً براى اکثر جوانان قابل دسترسى خواهد بود. ولى متاسفانه در حال حاضر چنین زمینه‏ هایى وجود ندارد. در هر صورت تقوا و عفاف در مواردى که ارضاى غریزه جنسى از راه‏هاى مشروع میسّرنیست، ازدواج موقت بهترین راه نجات و قرب به خداست. ضمناً براى شرایط ازدواج موقت سن معینى شرط نیست ولى بهتر است زودتر از ۱۸ سالگى نباشد.

ازدواج موقت و متعه از نگاه دین برای کسانی تشریع شده است که ازدواج دائم  برایشان میسور نیست. یا زنی که شوهرش فوت کرده و با وجود داشتن چند بچه یتیم، امکان رها کردن فرزندان و ازدواج دائم را ندارد؛ و جهت کنترل غریزه جنسی ازدواج موقت می کند.
نکته ای که باید مراعات شود این است که اگر زنی به عقد موقت درآمد و با تمام شدن زمان عقد، از همسرش جدا شد؛ اگر عده نگه ندارد؛ ازدواج با ایشان در حکم زنا است. زنانی که پولی می گیرند و بدون خواندن خطبه عقد با کسی رابطه جنسی برقرار می کنند؛ زناکار محسوب می شوند. همچنین زنانی که خطبه عقد می خوانند و بعد از تمام شدن مدت ازدواج، بدون این که عده ۴۵ روزه نگهدارند، به عقد مرد دیگری در می آیند این هم در حکم زنا است.

 

واقعیت هایی درباره خیانت که باید زوجین بدانند

خیانت یک پدیده تک عاملی نیست بلکه یک فرایند چند مرحله است و باید به خوبی سبب شناسی شود و نکته مهم آن است که قبل وقوع باید با استفاده از راهکارهای مختلف پیشگیری شود؛ آموزش مهارت‌های زندگی مثل خودشناسی، قدرت تصمیم گیری و…، مرزشناسی در ازدواج موقت، آشنایی مناسب در ازدواج و توجه به علاقه مندی به عنوان پیش شرط مهم انتخاب، همسر را از عشق و اقتدار سیراب کردن،  اولویت زندگی همسر باشد نه کار نه تفریح نه دوست، ارتقا حمایتگری از همسر را، داشتن گوش شنوای خوبی برای حرف‌های همسر، دقت به روابط خود و چارچوب و خط قرمزها، تعهد در همه زمینه‌ها، به تعویق انداختن نیازها و خودکنترلی بیشتری در زندگی.

عوامل تاثیرگذار در خیانت بین زوجین

یکی از عوامل اصلی خیانت، روابط زن و شوهر است. زمانی که بین همسران، روابط زناشویی خوبی حاکم نباشد، این احتمال وجود دارد فرد به همسر خود خیانت کند.

اختلالات جنسی که به مرور زمان برای برخی به‌وجود می‌آید و مشکلات شخصیتی باعث می‌شود فرد نتواند به همسر خود محبت کند و فقدان محبت، عاطفه و روابط گرم و صمیمی باعث این خیانت‌ها می‌شود. همسرانی که به هر دلیلی از محبت و توجه مرد زندگی خود محروم باشند، معمولاً وقتی مورد وسوسه و اغوای شخص دیگری قرار می‌گیرند ممکن است دچار انحراف شوند.

یکی دیگر از عواملی که در بروز خیانت موثر هست؛ سن افراد میباشد. افراد بین هجده تا سی‌سال تقریباً دوبرابر افراد بالای پنجاه‌سال احتمال رابطه خارج از ازدواج دارند.

نگرش آسان‌گیر و علاقه زیاد به رابطه جنسی با میزان رابطه خارج از ازدواج همبستگی دارد. شرایط زندگی و کاری نیز نقش مهمی در رابطه خارج از ازدواج دارد.

 گمنامی موجود در سفرها، جمعیت و گمنامی موجود در شهرهای بزرگ نیز به احتمال ایجاد این گونه روابط اضافه می‌کنند. افرادی که روابط ضعیفی با دوستان، اقوام و آشنایان برقرار می‌کنند یا از فعالیت‌ها و تعهدات مذهبی کم‌رنگی برخوردارند، بیشتر احتمال خیانت به تعهد ازدواج را دارند. همچنین احتمال بی‌وفایی در افرادی که تحصیلات عالیه دارند، در مقایسه با افرادی که از تحصیلات عالیه برخوردار نیستند، بسیار بیشتر است.

پژوهش ها تاثیر عوامل دیگری را بر روابط خیانت بررسی کرده‌اند که عبارت‌اند از: تعداد فرزندان، طلاق قبلی، رضایت پیش از ازدواج، آمادگی برای ازدواج، داشتن دوستانی که روابط خارج از زناشویی داشته‌اند و گذشته اجتماعی.

 چرا زن ها خیانت می کنند

بررسی ها در رابطه با خیانت خانم ها نشان داده است، در واقع آنها می‌خواهند از رابطه‌ای که حس می‌کنند به دامشان انداخته است نجات پیدا کنند. گاهی زنان با مردی زندگی می‌کنند که در ظاهر بسیار خوب به نظر می‌رسد اما در باطن فردی کنترل‌کننده یا اعصاب‌خرد‌کن است یا نیازهای عاطفی آنها را برآورده نمی‌کند. 

 ممکن است زنانی که با چنین افرادی در رابطه هستند تلاش‌هایی برای تغییر و بهبود وضعیت شریک زندگی‌شان انجام دهند؛ برای نمونه به روان‌شناس مراجعه کنند یا بارها با شریک زندگی‌شان این مشکل را در میان بگذارند و از او بخواهند تغییر کند. این زنان بعد از اینکه می‌دیدند تلاش‌هایشان نتیجه‌ای ندارد، برای فرار از این موقعیت به رابطه خارج از ازدواج روی می‌آوردند.

اغلب این‌گونه زنان مشکلی دارند که در روان‌شناسی به آن «دلبستگی ناایمن» گفته می‌شود. آنها احساس ناامنی می‌کنند و برای اطمینان از اینکه آسیب احساسی نمی‌بینند و در امان هستند، به‌دنبال دریافت توجه از فرد دیگری می‌گردند؛ برای نمونه، وقتی در خانه دعوا می‌کنند یا همسرشان آنها را تهدید می‌کند یا به‌ هر دلیلی احساس ناامنی به آنها القا می‌شود، برای جبران این حس به‌دنبال فردی می‌گردند که قدرشان را بداند و به آنها توجه کند.

روابط عاطفی خارج از ازدواج به شدت در حال گسترش هستند

در عصر مدرن، خیانت عاطفی در مقایسه با خیانت جنسی رشد بسیار بیشتری داشته است. بر اساس مطالعه ای که توسط موسسه درمان ازدواج و خانواده ایالات متحده صورت گرفته، در حدود ۴۵ درصد از مردان و ۳۵ درصد از زنان شرکت کننده در تحقیق اعتراف کرده اند که دارای روابط عاطفی (و نه جنسی) خارج از ازدواج هستند. این اعداد بسیار بیشتر از ۲۰ درصد افرادی است که تصدیق کرده اند دارای روابط جنسی خارج از ازدواج هستند.

بخوانید قبل از اینکه قلب خود را به یک مرد متاهل بدهید

تعریف رابطه عاطفی بسیار دشوار است اما اگر احتمال می دهید شریک زندگی شما دارای یک رابطه عاطفی خارج از ازدواج است، نشانه های واضحی دال بر این امر وجود دارد که باید به آن ها توجه کنید. برای مثال وقتی که بحث و درگیری لفظی بین شما شکل می گیرد، شریک زندگی تان به سرعت از اتمام رابطه صحبت می کند. یا وقتی که در مورد رابطه و دوستی او با شخص دیگری صحبت می کنید، حالت دفاعی به خود گرفته یا سعی در طفره رفتن دارد.

تکلیف مهریه در خصوص خیانت در ازدواج

گاهی اوقات مرد‌ها برای اینکه در هنگام طلاق مهریه همسر خود را پرداخت نکنند ممکن است در مواردی سعی کنند وی را به خیانت در ازدواج متهم کنند یا حتی به عمد شرایطی را برای خیانت همسر خود فراهم کنند به خیال اینکه در صورت محکومیت همسرشان به خیانت در ازدواج از پرداخت مهریه معاف می‌شوند.

اما باید بدانید که اثبات خیانت زن در ازدواج هیچ تاثیری بر مهریه و حقوق مالی وی ندارد بنابراین حتی در فرضی که مرد بتواند ثابت کند که همسر او رابطه خارج از ازدواج اعم از رابطه نامشروع یا جنسی داشته از پرداخت مهریه معاف نخواهد شد در واقع در صورت اثبات جرم علیه زن او بسته به جرم ارتکابی به مجازات مقرر قانونی محکوم می‌شود، اما این محکومیت تاثیری در حقوق مالی او از جمله مهریه نخواهد داشت.

تن فروشی زنان، شغل یا آسیب اجتماعی؟

تعریف تن فروشی و شیوۀ مواجهه با آن، بسته به زمینه های اجتماعی، فرهنگی و قانونی در کشورهای مختلف متفاوت است. در ایران، تن فروشی را می شود به شکل هر مبادله جنسی تعریف کرد که برای عرضه کننده با لذت جنسی و احساسی همراه نیست؛ یعنی زنی بدون رعایت ضوابط قانونی و شرعی و به شکل حرفه، امرار معاش و کسب درآمد، در برابر دریافت پول یا کالا خدمات جنسی مربوط به تن خود را به دیگران ارائه می دهد.

تن فروشی از جمله مسائل اجتماعی است که دلیل و زمینه های آن پیچیده اند و بیشتر فقر، محرومیت، ناچاری و اعتیاد، از انگیزه های قوی آن محسوب میشوند؛ به طوری که براستای یافته های پژوهشی شکل اغلب تنفروشی بر انگیزه های فقر در سمت عرضه و ناکامی در سمت تقاضا است.

تن فروشی ازجمله موضوعاتی است که در بسیاری از جوامع، براساس هنجارهای عرفی و قانونی با آن برخورد و درصورت جرم انگاری با متخلفان آن برخورد میشود؛ هرچند جوامعی نیز از دیرباز وجود دارند که در آنها تن فروشی زنان، امری پذیرفته شده و قانونی است. با کمی تأمل در فرایند بررسی این پدیده، مشخص می شود اقدام به تن فروشی و راهکارهای زنان، برحسب پایگاه اجتماعی، موقعیت و وضعیت آنها متفاوت است؛ به طوریکه آنان، ادبیات متفاوتی را از این تجربه خلق و تالش می کنند تا با روشهای آموخته یا تجربه شده، از شدت آسیبهای خود بکاهند و به مقاصد احتمالی نیز دست یابند.

مهمترین عوامل موثر در شیوع تن فروشی

ازنظر صاحب نظران حوزۀ اجتماعی، دلیل مختلفی برای تبیین دلیل تن فروشی زنان بیان شده است و میشود؛ مواردی چون اختلالات روانی، زمینه های خانوادگی، فقر و تأمین نشدن نیازمندیهای معیشتی و مواردی نظیر آن را از آن جمله دانست.

همچنین، مطابق نتایج برخی پژوهشها رابطه معناداری بین بی خانمانی و ویژگی های اجتماعی و جمعیتی زنان روسپی مثل فقر و فروپاشی خانواده وجود دارد.

طیق تحقیقات به عمل آمده مسئولیت تامین مخارج چند نفر در زمان تن فروشی، مهمترین دلیل و دارای بیشترین فراوانی در میان زنان تن فروش بوده است. پس از آن سابقه بازداشت و جرم پدر (اکثر افرادی که توسط والدین مجبور به تن فروشی می‌شوند در این گروه قرار دارند)، وضعیت تاهل (نوع رابطه با همسر در شروع تن فروشی بی‌تاثیر نبوده است) و همچنین حضور در بین دوستان تن فروش و معاشرت با افرادی که اقدام به تن فروشی کرده‌اند در آخرین رتبه علل ابتلا به این پدیده بوده است.

زنان تن فروش اغلب در سن ۲۰ سالگی برای اولین بار اقدام به تن فروشی کرده‌اند به طوری که زنانی که دارای ۵ سال سابقه کار هستند، در حدود ۲۵ سال سن قرار دارند.

واقعیت امروز جامعه در پیوند با تن‌فروشی

برای آگاهی از واقعیت امروز جامعه ایران در پیوند باتن‌فروشی زنان، باید دانست که براساس اسناد تاریخی، این معضل از دوران مادها در ایران وجود داشته است، و البته در طول دهه‌های گذشته، چه در دورانی که محله‌های ویژه تن‌فروشان در شهرها وجود داشت، و چه پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی که تقریبا همه خیابان‌ها محل ملاقات مردان با زنان تن‌فروش است، هیچ آمار دقیقی ارائه نشده است. تنها آماری که یک موسسه بررسی آسیب‌های اجتماعی زنان در سال ۱۳۹۵ منتشر کرده است، حکایت از آن دارد که بیش از ۱۰ هزار زن تن‌فروش فقط در تهران فعالیت دارند.

در فقه شیعه که قوانین جمهوری اسلامی ایران نیز برگرفته از آن است، مجازات‌های سنگینی برای تن‌فروشی و اصطلاحا «زنا» (یا رابطه جنسی بیرون از ازدواج دایم یا موقت) در نظر گرفته شده است. در عین حال، قوانینی نیز در فقه شیعه هست که براساس تحقیقات جامعه‌شناسان، تاثیر شدیدی در افزایش تن‌فروشی (یا وجهه قانونی دادن به آن) داشته است، یکی از آن قوانین،«صیغه» یا ازدواج موقت است. در صورتی که با خواندن مقاله هدف از ازدواج موقت را بخوانید، میتوانید با اهداف متعه آشنا شوید.

 اگرچه روحانیت شیعه مدعی است که «صیغه» از احکام صدر اسلام و سنت پیامبر است (اهل سنت صیغه را سنت پیامبر ‌نمی‌داند و با آن مخالف است)، اما  بسیاری از پژوهشگران معتقدند که این نوع ازدواج، قبل از اسلام نیز، و با نام‌های دیگری، در قبایل ساکن شبه‌جزیره عربستان رایج بوده است. 

 به هر حال، اغلب جامعه‌شناسان بر این عقیده‌اند که صیغه نه تنها یکی از علل آسیب‌های اجتماعی بر زنان است،‌ بلکه با وجهه قانونی و رسمی بخشیدن به تن‌فروشی، زمینه‌های سوءاستفاده افراد و نهادهای سودجو از زنان را نیز فراهم می‌کند. در دوران پیش از انقلاب نیز صیغه رواج داشت، اما از یک سو تا این حد گسترده نبود و تبلیغ و تطهیر نمی‌شد، و از سوی دیگر، «واسطه»ها تسلطی بر آن نداشتند. اما در دوران اخیر ماجرا به‌کلی شکل و ابعاد دیگری به‌خود گرفته است.

زنان خیابانی این روزها تبدیل به معضلی برای جامعه شده اند اما این معضل در قانون جرم محسوب نمی‌شود . زنان خیابانی بیمارانی هستند که باید برای آنها به دنبال درمان بود همانند اعتیاد که اصولا افراد معتاد مجرم نیستند بلکه بیمارند. برای درمان این زنان صرف برخورد قانونی هم شاید حلال این مشکل اجتماع نباشد. بلکه باید دنبال علل و ریشه‌های این معضل بود و با این ریشه‌یابی موضوع را مفصل پیگیری‌کرد.

زمانی که می‌گوییم حمایت از زنان خیابانی اتفاق بیفتد، این تنها به معنای نگاه حقوقی نیست و تمام بخش‌های مختلف جامعه مانند بخش اقتصاد، خانواده و صدا و سیما وظیفه دارند دوره تبدیل یک زن و دختر بی‌گناه را به یک روسپی بررسی کنند و هر کس به اندازه‌ای که بر عهده‌اش است، مسئولیت قبول کند.

امید است در دولت تدبیر اصولی از قانون اساسی که به حقوق زنان اختصاص داده شده است  به طور جدی پیگیری شود تا با کاهش عوامل روسپیگری یک گام در جهت مبارزه با این معضل اجتماعی  ( زنان خیابانی) برداشته شود .

بیشتر بخوانید: چرا مردان به داشتن همسر دوم گرایش پیدا می‌کنند؟

پشیمانی ۹۰ درصد زنان پس از طلاق

موضوع طلاق که این روز‌ها به عنوان یکی از مهم‌ترین آسیب‌های اجتماعی مطرح است اگر چه پیر و جوان نمی‌شناسد اما بیشتر از همه گروه‌های سنی برای دختران در سن ۲۴ تا ۲۵ و برای پسران در سن ۲۷ تا ۲۹ را درگیر کرده است. بنابراین در حال حاضر میانگین طلاق زیر ۲۵ سال است و به نظر می‌رسد همین موضوع نشانهٔ مهمی بر کشف علت بسیاری از طلاق‌ها و ندامت‌های پس از آن باشد این مسئله در در برخی از استان‌ها تا آن اندازه بغرنج شده که ۶۰ درصد زوجین را گرفتار کرده است. با این حال برای طلاق دلایل متفاوتی مطرح است که مهم‌ترین آن میل جنسی است و ۶۰ درصد طلاق‌ها را نیز شامل می‌شود.  

همانطور که می‌دانیم جدایی با آثار روحی بدی در ذهن طرفین همراه است که علل و نشانه‌های بروز آن در بین مردان و زنان متفاوت است .در این مقاله به بررسی برخی از دلایل پشیمانی بعد از طلاق پرداختیم و دیدیم که حس پشیمانی بعد از طلاق ممکن است منجر به مشکلات متعدد دیگر در زندگی فرد بشود. در برخی موارد، پشیمانی باعث می‌شود که زوجین به یکدیگر برگردند و بعد از بازگشت به یکدیگر سعی در عدم تکرار اشتباهات سابق را دارند ولی در دسته دیگر پشیمانی به خاطر دلایل مختلف نباید باعث تکرار اشتباه و ادامه رابطه‌ای که قبلا منجر به طلاق شده، شود. مطمئنا حس پشیمانی اجازه فکر کردن صحیح را در این واقع از انسان سلب می‌کند در نتیجه فرد به مشاوره با افراد مجرب نظیر روانشناسان مربوطه نیاز دارد تا با بررسی علل طلاق و علل پشیمانی بعد از طلاق فرد را در جهت تصمیم‌گیری درست یاری دهند.

 

بعد از طلاق پشیمان شده‌ام، چطور می‌توانم رابطه‌ام را ترمیم کنم؟

طلاق گرفتن یکی از سخت‌ترین تصمیم‌هایی است که فرد باید در مواجهه با یک زندگی شکنجه‌بار بگیرد. هرچقدر هم که همسران از زندگی مشترک خود ناراضی باشند، باز هم از خودشان می‌پرسند که آیا جدایی کار درستی است. متاسفانه فقط بعد از طلاق می‌توانید برداشت درستی از موقعیت‌تان داشته باشید و معمولاً به یاد آوردن آن کارهای عجولانه و حرف‌های نسنجیده تخم پشیمانی را در دلتان می‌کارد. اگر شما نیز چنین حسی دارید و می‌خواهید با همسرتان سازش کنید، هنوز هم راه‌هایی برای برقراری آرامش و ترمیم رابطه‌تان وجود دارد.

بخشی از این پشیمانی طبیعی است

شرایط طلاق هرچه که باشد، مواقعی پیش می‌آید که از قرار دادن خود و دیگران در این موقعیت زجرآور پشیمان می‌شوید. حتی اگر  شما مقصر اصلی طلاق نباشید، باز هم خودتان را با پرسیدن سوال‌های بی‌پایان آزار می‌دهید، از خودتان می‌پرسید که “آیا برای نجات زندگیمان کوتاهی کرده‌ام؟” و بعد این فکر حسرت‌بار ذهن‌تان را اشغال می‌کند که “ای کاش بیشتر تلاش کرده بودم.”

البته باید بدانید که پشیمانی بعد از طلاق تاحدی طبیعی و قابل درک است، ازآنجایی که طلاق درد طاقت‌فرسایی را به افراد بسیاری، شامل خودتان، همسر سابقتان و فرزندانتان، تحمیل می‌کند و چون طلاق وادارتان می‌کند که همه چیز را از صفر شروع کنید، بدیهی است که این حجم از فشار باعث شود از پا دربیابید. هر تصمیم سرنوشت‌سازی، حتی مثبت، موجب می‌شود که هر از گاه به عقب، به خصوص به آن روزهایی نگاه کنید که هیچ چیز طبق برنامه پیش نمی‌رفت.

 بهترین راه برای غلبه بر این احساسات زجرآور این است که به خودتان زمان بدهید، بسته به وضعیت روحی و شرایط زندگی مشترکتان ممکن است به چند ماه یا حتی چند سال فرصت نیاز داشته باشید. به خودتان فرصت سوگواری بدهید، تا با تخلیه کردن اندوه خود خشم و عصبانیت‌تان نیز تخلیه شود و با فراموش کردن گذشته بتوانید از نو شروع کنید.

چرخه را متوقف کنید

بعد از طلاق طبیعی است که سیلی از احساسات منفی، مانند شک، حسرت و احساس گناه به ذهنتان هجوم بیاورد. بنابراین زمانی که بذر شک و تردید در دلتان کاشته می‌شود و از خودتان می‌پرسید که آیا کوتاهی نکرده‌اید یا این که آیا می‌توانستید کار دیگری برای نجات زندگی‌تان انجام دهید، به زودی باید منتظر حس آزاردهنده پشیمانی نیز باشید.

 حسرت خوردن و فکر کردن به ای کاش‌ها و چه می‌شدها به تدریج به حس گناه می‌انجامد، خود را مقصر این فاجعه می‌دانید و خودتان را سرزنش می‌کنید که چرا بیشتر برای نجات زندگی‌تان تلاش نکرده‌اید؟ معلوم نیست که کی، اما دیر یا زود حتماً شکی کوچک در دلتان جوانه می‌زند که این چرخه مخرب افکار منفی را به راه می‌اندازد و در حس گناه و بدبختی غرقتان می‌کند.

 بهترین راه برای متوقف کردن حس پشیمانی این است که این چرخه را متوقف کنید و شک و تردیدهایتان را قبل از ریشه دواندن در نطفه خفه کنید. شک و دودلی‌تان را بشناسید، باور کنید که این شک‌ها در واقعیت ریشه ندارد، از توقعات غیرمنطقی از خودتان سرچشمه می‌گیرد یا دیگران آنها را در دلتان کاشته‌اند یا این که صرفاً به دلیل طبق برنامه پیش نرفتن زندگی‌تان دچار این دودلی‌ها شده‌اید.

 آزار دادن خودتان با این فکر که اگر کمتر چاق یا احمقیا فقیر بودید، زندگی‌تان نجات پیدا می‌کرد، جز تخریب روحیه خودتان فایده‌ای ندارد، به علاوه چنین فکرهایی مبتنی بر واقعیت نیست. ریشه‌یابی این شک‌ها و دودلی‌ها کمک می‌کند تا زنجیره این افکار منفی را قطع کنید و تغییرات مثبتی را در خودتان ایجاد کنید.

خودتان را ببخشید

بااین حال اگر شرایط به گونه‌ای بوده که شما در موضع قدرت بوده‌اید و می‌توانسته‌اید کارهایی برای نجات زندگی مشترکتان انجام بدهید، اما نداده‌اید، احساس پشیمانی بعد از طلاق شدیدتر هم خواهد شد. در این حالت باید راهی برای بخشیدن خودتان پیدا کنید. به خودتان بگویید که این اشتباهات عمدی یا سهوی که منجر به طلاقی شتابزده شده است، نتیجه ضعف یا ناآگاهی‌تان در آن زمان بوده است.

دلیل طلاق هر چه که بوده، اشتباه کرده‌اید و حال باید اشتباهتان را بپذیرید. به خاطر داشته باشید که انسان جایزالخطاست. تمام انسان‌ها بارها و بارها در طول زندگی خود مرتکب اشتباه می‌شوند، بعضی از این خطاها بزرگ و بعضی کوچک است، درهر حال به این اشتباه‌ها به چشم فرصتی برای یادگیری نگاه کنید، از آنها عبرت بگیرید و خودتان را با توجه به این درس‌های تلخ قوی‌تر و عاقل‌تر کنید.

ارتباط صمیمانه‌ای با همسرتان برقرار کنید

یکی از مهم‌ترین راه‌های غلبه بر احساسات مخرب بعد از طلاق این است که رابطه‌ی دوستانه‌ای را با همسر سابقتان برقرار کنید. طلاق بدترین خصوصیت همسران را آشکار می‌کند و یک طلاق پرسروصدا با جنجال‌های فراوان و حرف‌های باورنکردنی همراه است. حتی اگر طلاقتان توافقی بوده باشد، برقراری یک رابطه صمیمانه با همسری که حالا برایتان غریبه شده است، فرایندی طولانی و دشوار است.

داشتن ارتباط موثر و گوش دادن به احساسات، اولویت‌ها و نظرات همدیگر بدون متهم کردن یکدیگر رمز موفقیت در ایجاد این رابطه است. شکل‌گیری این رابطه در صورت داشتن فرزند مهم‌تر هم می‌شود، چرا که ارتباط موثر شالوده‌ی مشارکت هم پدر و هم مادر در تربیت موفق فرزندان است که شاید، درد جدایی والدین را تاحدی تسکین بدهد.

برای سازش تلاش کنید

تلاش برای ترمیم آسیب‌های طلاق گاهی منجر به سازش و آشتی می‌شود. اگرچه آشتی کردن و ازدواج مجدد همسرانی که از هم جدا شده‌اند، غیرعادی نیست، اما اگر می‌خواهید تکه‌های شکسته‌ی رابطه‌تان را به هم بچسبانید، باید خودتان را برای سفری پیچیده و طولانی آماده کنید. هم شما و هم همسرتان پس از طلاق مدتی مجرد بوده‌اید و حال باید همه چیز را از نو شروع کنید.

بیشتر بخوانید: چرا مردان به داشتن همسر دوم گرایش پیدا می‌کنند؟

 در این بین آنچه آشتی کردن و ازدواج مجدد را بسیار سخت‌تر می‌کند، احساسات بیان نشده و مشکلات حل نشده‌ای است که از ازدواج قبلی باقی مانده است. تنها در صورتی می‌توانید دوباره در کنار یکدیگر زندگی کنید که هر دو طرف صادقانه و از صمیم قلب این پیوند دوباره را بخواهید و خودتان را برای ایجاد تغییراتی بزرگ آماده کنید.

علت بسیاری از طلاق‌ها جزئی و سطحی است

بر اساس بررسی‌های روان‌شناسان ترس زنان معمولا از طلاق به دلیل تبعاتی که برای آنها دارد بیشتر از مردان است و به همین دلیل بسیاری از آن‌ها پس از طلاق یا گرفتار مشکلات روحی و روانی می‌شوند و یا اینکه از روش‌های نامتعارف برای جبران کمبودهای عاطفی و یا روحی خود بهره جسته و یا مجبور می‌شود سطح توقعات خود را برای ازدواج دوم به شدت پایین بیاورند.

از طرفی بسیاری از طلاق‌ها به گفته مسئولان به دلایل جزئی و سطحی روی می‌دهد در حالی که مسائل و مشکلات زوجین پس از طلاق به مراتب بیشتر است. همین موضوع به اعتقاد کار‌شناسان دلیل محکمی بر این است که زنان مطلقه با قرار گرفتن در شرایط سخت پس از طلاق، دوران قبل از آن را با همه ی مشکلاتی که داشته‌اند ترجیح می‌دهد و یا برخی هم به این نتیجه می‌رسند گرفتاری‌هایی که پس از طلاق دارند به مراتب بیشتر از مشکلاتی است که قبلا داشته‌اند. 

طلاق‌ها مرحله ی سازش بین زن و مرد را طی نمی‌کنند

این روان‌شناس و استاد دانشگاه می‌گوید: دو نوع طلاق داریم یکی طلاق رجعی و دیگری طلاق دائم. در طلاق رجعی مرد حق دارد دوباره برگردد و به زندگی با زنش ادامه دهد. البته مدت زمانی که برای عده در نظر گرفته شده و قوانین شرعی و مدنی نیز این حق را به مرد داده‌اند تا بر این اساس بنیان خانواده محفوظ بماند. چرا که در دین اسلام هیچ چیز به اندازهٔ حفظ بنیان خانواده که محل آرامش فرد و شکل گیری بنای اخلاقی فکری و فرهنگی اوست، نیست. یک سوی دیگر قانون مدنی نیز به این پرداخته که اگر زن و مردی بخواهند از هم طلاق بگیرند و جدا شوند، خانواده‌ها واسطه شده و بین آن‌ها را به سازش ختم کنند اما طلاق‌های ما این مرحله ی سازش را طی نمی‌کند و در حالی که اجازه و امضای دادگاه لازم است، زن و مرد به دلیل عدم حل مشکلات به دادگاه رجوع کرده و برای جدایی توافق می‌کنند. 

ازدواج مخفیانه ممنوع است!

هدف از ازدواج علاوه بر تقویت جنبه های اخلاقی و تحکیم مبانی مذهبی، حفظ و تداوم نسل بشر است. بنابر این یکی از مسائل مهم در مسأله ازدواج اثبات آن است که بدین ترتیب راه هرگونه تردید و شک در وقوع ازدواج و انتساب فرزندان ناشی از آن به پدر و مادر شرعی آنها بسته شود. در این صورت بنیان خانواده محکم و استوار می گردد و نسل بشر از خطر اختلاط مصون می ماند. اما برخی از این امر سر باز زده، بدون تنظیم سند رسمی و گاه مخفیانه ازدواج می کنند. این اقدامات از چه اعتبار حقوقی برخوردار است؟

خداوند متعال در آیه سوم سوره شریفه نساء اگرچه اجازه داده است که مردان تا چهار همسر را با ازدواج دائم به عقد خود در بیاورند اما در ادامه می‌فرماید: «اما اگر مى‌ترسید عدالت را رعایت نکنید تنها به یک همسر اکتفا کنید.» این حکم الهی در متون شرعی و حقوقی اسلام هم آمده است و چند همسری اگرچه مجاز شناخته شده، ولی شرایطی برای آن در نظر گرفته شده است.

تا پیش از تصویب قانون حمایت از خانواده در سال ۱۳۴۶ منعی برای چند همسری مردان وجود نداشت اما برای اولین بار در ماده ۱۴ این قانون، با بررسی ازدواج موقت و متعه از نگاه دین ، ازدواج مجدد مردان منوط به اجازه دادگاه شد و دادگاه هم باید با تحقیق از زن فعلی مرد و احراز تمکن مالی و احراز اجرای عدالت بین همسران توسط وی، می‌توانست به مرد اجازه ازدواج مجدد دهد؛ البته ازدواج بدون اجازه دادگاه هم برای مرد می‌توانست مجازات در پی داشته باشد.

مردی که می‌خواهد مجدد ازدواج کند باید برای تجدید فراش، دادخواستی به طرفیت همسر اول خود تنظیم و در آن خطاب به دادگاه دلایل و علل تقاضای خود را بیان کند.

دادگاه نیز با تعیین وقت رسیدگی، یک نسخه از دادخواست را برای همسر اول ارسال می‌کند تا به آن پاسخ دهد یا برای جلسه دادگاه خود را آماده کند، پس از آن دادگاه با انجام اقدامات ضروری و تحقیق از زن اول و پس از احراز توانایی مالی مرد و اجرای عدالت بین همسران، به شوهر اجازه ازدواج مجدد می‌دهد و چنانچه مرد شرایط و اوضاع مالی مساعدی نداشته باشد و زن نیز حاضر به تمکین و ایفای وظایف زناشویی باشد با درخواست او مخالفت خواهد کرد.

بر اساس ماده ۵۶ قانون حمایت از خانواده، سردفتران ازدواج حق ندارند بدون اجازه دادگاه اقدام به ثبت ازدواج مجدد مرد کنند و بر این اساس، هر سردفتر رسمی که بدون اخذ گواهی، بدون اخذ اجازه نامه یا حکم صادرشده درمورد تجویز ازدواج مجدد یا برخلاف مقررات به ثبت ازدواج اقدام کند، به محرومیت و مجازات اسلامی از اشتغال به سردفتری محکوم می‌شود.

از آنجایی‌که ثبت رسمی ازدواج مجدد مردان، نیاز به اخذ مجوز دادگاه دارد، بسیاری از مردان ترجیح می‌دهند تا در خفا و دور از چشم همسر اول خود، همسر دوم را تنها عقد شرعی کنند.

در واقع مردان بدون ثبت رسمی ازدواج، تنها صیغه شرعی نکاح دائم را جاری می‌کنند تا از عواقب ثبت رسمی آن در امان باشند.

اگرچه مطابق با ماده ۴۹ قانون حمایت از خانواده، ثبت واقعه ازدواج الزامی است و چنانچه مردی بدون ثبت در دفاتر رسمی مبادرت به ازدواج دائم کند، به جزای نقدی بین ۸۰ تا ۱۸۰ میلیون ریال یا حبس بین ۹۱ روز تا شش ماه محکوم خواهد شد، اما بسیاری از مردان هم هستند که یا ازدواج خود را ثبت نمی‌کنند یا اقدام به ازدواج موقت می‌کنند تا دیگر مجبور به ثبت رسمی آن نباشند.

این در حالیست که بحث ازدواج موقت نیز از بحث‌های جدی فقهی و حقوقی است.با توجه به شرایطی که اکنون در ایران اسلامی در این ارتباط وجود دارد ازدواج موقت زنان یک ظلم به این قشر است. اغلب این ازدواج ها بدون در نظر گرفتن مرزشناسی درازدواج‌ موقت در هیچ جایی ثبت نمی‌شود و اگر زن در این ازدواج بچه دار و مرد از آن طفره رود هیچ جایگاهی برای دفاع از حقوق زن وجود ندارد.

راهکارهایی برای ازدواج موقت

در خصوص راهکارهایی برای معضلات این نوع ازدواج میتوان گفت: هر گونه اصلاح و افزایش سن ازدواج در ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی که هم اکنون در جریان است باید در برگیرنده صیغه محرمیت نیز باشد. اذعان به تغییر نگرش نسل جوان در اجتماع، عدم کارایی، نقش مخرب صیغه و تاثیر آن در کاهش نرخ ازدواج و دخیل بودن آن در افزایش درصد طلاق و جلوگیری از هم پاشیدگی کانون خانواده و بسترسازی برای تغییر نگرش جامعه به منقرض کردن هر گونه اشکالی از صیغه باید به تدریج انجام شود.

تصویب اصلاح قانون برای ثبت نکاح موقت و جرم انگاری علیه استنکاف کنندگان از این قانون،همچنین اجباری شدن ثبت نکاح تنها از طریق دفاتر ثبت ازدواج و طلاق و موظف کردن دفاتر ازدواج و طلاق به ثبت نام زنان خواهان صیغه در دفاتر مخصوص الکترونیکی و تهیه کارت هویت برای آنان باید الزامی شود.

همچنین قانون گذاری در زمینه نفقه و حق انحلال به نفع زنان در ازدواج موقت و حق طلاق برابر در صیغه، تصویب قانون تعیین دقیق سن ازدواج و صیغه محرمیت و افزایش این سن به ۱۸ سال برای دختران و پسران و جرم انگاری کیفری صیغه محرمیت در سنین کمتر از ۱۸ سالگی.

 تهیه کارت های سلامت و بهداشت برای زنان و مردانی که خواهان متعه هستند برای جلوگیری و گسترش بیمارهای جنسی و خودداری دفاتر ثبت ازدواج و طلاق از جاری کردن صیغه بدون رویت اوراق هویتی و برگه های بهداشتی و سلامت زنان و مردان . بستر سازی فرهنگی و اجتماعی به ویژه در جامعه روستایی در حومه شهرها و در مناطق فقیر نشین و استفاده از ظرفیت های محلی، سازمان های مردم نهاد و رهبران دینی و محلی لازم است.

برای ثبت واقعه ازدواج، طرفین باید مدرک هویت خود را ارائه دهند و زوجه اگر باکره باشد باید مدرکی دال بر رضایت پدر یا جد پدری یا گواهی فوت این دو را ارائه دهد. همچنین طرفین باید گواهینامه تندرستی از امراض مسریه مهم را ارائه دهند. زوجه باید گواهی واکسینه شدن در برابر بیماری کزاز را قبل از ازدواج ارائه دهد. اگر زوج خارجی باشد باید اجازه وزارت کشور دایر بر ازدواج زن ایرانی با مرد خارجی صادر شده باشد و اگر هر یک از زوج یا زوجه کارمند وزارت امور خارجه باشد باید اجازه ازدواج وی تسلیم شود.

بخوانید قبل از اینکه قلب خود را به یک مرد متاهل بدهید

شمار قابل توجهی از زنان هستند  که با مردان متاهل رابطه دارند. این رابطه میتواند عاطفی، تنها آنلاین ، از راه دور و رابطه نزدیک جنسی باشد. متاسفانه به خاطر رواج غلط  صیغه  یا همسر دوم در کشور ما، این مساله دچار انحراف شده و عمومیت بیشتری دارد. این زنان همگی از وضعیت خود ذله شده اند و امیدوار هستند که مرد رویاهایشان سرانجام به وعده خود (اگر اصلا داده باشد) عمل کند و همسرش را طلاق دهد! میخواهند او را برای همیشه برای خود داشته باشند.

اگر شما یکی از این زنان هستید، میخواهم با حرفهایم سیلی سختی به گوشتان بزنم! همانی که نیاز دارید: او هرگز همسرش را به خاطر شما ترک نخواهد کرد!

اگر عقل خود را بکار بیندازید و یک نگاه دقیق تر به علل خیانت مردان متاهل و فایده ای که شمای نوعی به او میرسانید،  بیندازید متوجه میشوید که من درست میگویم!  

سه دلیل روانشناسی رابطه با مرد متاهل:

او هرچه میخواهد  دارد!

برای چی باید همسر و فرزندان و خانه و زندگی مرتب خود را ترک کند؟ برای چی باید خودش را به دردسر بیندازد؟ شما او را ارضای جنسی می کنید،  در حالی که هیچ تعهدی به شما ندارد. بعد هم به خانه میرود و آنجا خدمات خانواده را دریافت میکند. ازین بهتر هم میشود؟! همسرش از او نگهداری میکند، غذایش مرتب، لباسهایش اطو کشیده، خانه اش تمیز، فرزندانش مراقبت شده، همگی منتظر ورود حضرت اجل هستند و در ضمن شما را هم که احتمالا از همسرش جوان تر، زیباتر، و جذاب تر هستید، برای لذت جویی به صورت زاپاس نگه داشته است. هرچه میخواهد دارد. چرا باید این موقعیت را از دست بدهد؟

طلاق یک فرایند دردناک و پر دردسر است!

فکرش را بکنید طلاق در همه کشورهای دنیا چه مصیبت عظیمی است! حتی در ایران که معروف است مرد هروقت دلش خواست میتواند همسرش را طلاق دهد، زهی خیال باطل! بله میتواند اینکار را بکند ولی به شرطی که حق و حقوق او را تمام و کمال به نرخ روز پرداخت کند. با این مهریه های عجیب و غریب رایج در ایران، چه کسی توانایی و تمایل اینکار را دارد؟ در کشورهای غربی که نگو و نپرس! چرا باید خود و خانواده اش را به این دردسر بیندازد؟ بچه هایش پریشان شوند، مجبور شود از خانه به آن گرمی و مرتبی برود؟ آبرو و حیثیت خانوادگیش را برباد دهد؟ نصف اموالش را طبق قانون غرب به همسرش دهد و احتمالا شلوار پایش را هم طبق قانون ایران بفروشد تا مهریه همسرش را بدهد؟ چرا؟؟؟

مطمئن باشید اگر میخواست تاکنون او را طلاق داده بود!

این حضرت اشرف اگر واقعا شما را بیشتر دوست داشت (آنطور که شاید ادعا کند)، تمام دردسرهای فوق الذکر را به جان می خرید و تا بحال همسرش را طلاق داده بود. اگر میخواست با شما زندگی کند، اگر آنقدر که فکر میکنید، دوست تان داشت، حتما تابحال اینکار را کرده بود! فکر کنید! اینکار را نکرده چون نمیخواهد بکند! به همین سادگی. حالا که فهمیده اید (امیدوارم) راهی که میروید به ترکستان است، چاره چیست؟  توصیه من به شما این است: یک اولتیماتوم صادر کنید و روی حرفتان بایستید! رگ گردنم را گرو میگذارم که آب از آب تکان نخواهد خورد! او دارد به همسرش، فرزندانش، و به شما همزمان خیانت می کند. چنین آدمی ارزش عشق و انرژی و وقت شما را ندارد.

تمام نیروی خود را جمع کنید؛ صاف توی چشمانش نگاه کنید و بگویید ” من دوستت دارم و میخوام با تو زندگی کنم، ولی دیگه حاضر به ادامه این وضعیت نیستم. دیگه نمیخوام ببینمت تا وقتی که ازون خونه بیای بیرون یه جایی برای خودت دست و پا کنی و لااقل تاییدیه دادخواست طلاقو به من نشون بدی. دیگه نمیخوام معشوقه پنهانی تو باشم. تنها وقتی میتونی منو ببینی که عکس دادخواست یا گواهی صدور طلاق رو به همراه آدرس خونه جدیدت برای من بفرستی. غیر ازین باشه دیگه منو نمیبینی و برای اینکار هم حداکثر سه ماه (یا هرچقدر عاقلانه است، لطفا به اندازه صبر ایوب نباشد!) فرصت داری و سر حرف خود بمانید.

در جایگاه معشوقه یک مرد متاهل،  شما هرگز خوشبخت نخواهید شد. هرگز او را به دست نخواهید آورد. عمرتان را به پای او تلف میکنید و عاقبتی مثل همسر صیغه ای شوهر آهو خانم خواهید داشت. در این میان شانس پیدا کردن یک همسر مناسب برای خود را در این انتظار بیهوده و رنج آور از دست میدهید. من زنانی را میشناسم که گاه پس از ده سال به این نتیجه رسیده اند و افسردگی گرفته اند.

چگونه رابطه با مرد متاهل را تمام کنیم؟

اگر در ارتباط با مرد متاهل هستید و تصمیم گرفته اید از او جدا شوید، نیاز دارید که اصولی و به دور از احساسات عمل کنید. می دانم که اتمام این رابطه چقدر برایتان می تواند سخت باشد. در ادامه راهکارهایی را ارائه داده ایم که می تواند سختی های آن را راحت تر کند.

صحبت و گفتگو را تمام کنید.

چرا تصمیم گرفتید رابطه با یک مرد متاهل را تمام کنید؟ حتی اگر نمی دانید که آیا تصمیم درستی گرفته اید یا خیر، با او گفتگو نکنید. او اگر نخواهد که از شما جدا شود، حتما شما را مجاب خواهد کرد که با وی ادامه دهید.

بسیاری از مردانی که ازدواج کرده اند، دلایل بسیار مشابهی برای اینکه چرا به همسرشان خیانت کرده اند و یا نمی توانند از او جدا شوند، دارند. به عنوان مثال، “من او را به خاطر فرزندانم طلاق نمی دهم”، “من دیگر او را دوست ندارم و این خیانت نیست”، یا “ما مدت زمان زیادی است که با هم نمی خوابیم “.

اگرچه ممکن است که در ابتدای رابطه با یک مرد متاهل این دلایل را باور داشته باشید، اما در طول زمان از شنیدن آنها خسته و ناامید می شوید. بنابراین صحبت و گفتگو نتیجه ای ندارد و او تنها زمان بیشتری را برای با شما بودن می خرد.

وقتتان را با خانواده و دوستانتان بگذرانید.

هنگامی که تصمیم به دل کندن از مرد متاهل گرفته اید، سعی کنید تنها نمانید. با دوستان و خانواده زمان بیشتری را سپری کنید. اگر شخص مورد اعتمادی در اطرافتان دارید، در این مورد با او حرف بزنید و احساستان را بیان کنید. اگر با کسی احساس راحتی ندارید می توانید افکار خود را بنویسید. ابراز و یا نوشتن احساسات به شما کمک می کند که زودتر می توانید از این رابطه خارج شوید.

بر نیازها و اولویت هایتان تمرکز کنید.

فعالیت خودتان را افزایش دهید. یک رژیم متعادل، ورزش و هشت تا نه ساعت خواب شبانه بسیار سودمند است. همچنین می توانید با یوگا یا مدیتیشن استرس خود را مدیریت کنید. با مراقبت خوب از خودتان از لحاظ جسمی و ذهنی، این بحران را زودتر طی خواهید کرد.

به جای صرف زمان برای فکر کردن به رابطه ای که گذشته، تمرکز خود را بر یک سرگرمی یا شور و شوق جدید و یا یادگیری یک مهارت بگذارید.

نگاهی به خود بیندازید

به کمک یک درمانگر یک نگاه عمیق به ساختارهای عاطفی، خواسته ها و نیازهای خود بیندازید. چرا با یک مرد متاهل رابطه دارید؟ ازین زندگی لذت میبرید؟ خودتان از تعهد گریزانید؟ براستی چرا؟ چه کسی از موقعیت شما لذت میبرد؟ تقریبا مطمئنم که یک درمانگر کارآزموده نقاط آسیب زای عواطف و شخصیت شما را کشف خواهد کرد و به شما کمک میکند که درمان شوید. یک نفر با سلامت روان هرگز خود را در چنین موقعیتی قرار نمیدهد.  خودتان را جمع کنید، معشوقه بودن در شان هیچ انسانی نیست. شما استحقاق یک زندگی معمولی با مردی را که فقط همسر شماست دارید.

شما لیاقت یک رابطه عاطفی سالم را دارید

در نهایت در نظر داشته باشید که رابطه یا دوستی با مرد متاهل، از جوانب گوناگون سالم و پایدار نخواهد بود. شما با هر شرایط فردی که داشته باشید لیاقت برقراری یک رابطه عاطفی سالم و شاد را دارید. رابطه ای که در آن تمامی توجه طرف مقابل به شما باشد و شما و نیازهای عاطفیتان اولویت اول قرار گیرد. رابطه ای که در آن بتوانید نقش اصلی را بازی کنید و اعتماد متقابل وجود داشته باشد و شأن و شخصیت شما به عنوان یک بانوی نجیب و پاکدامن حفظ شود. لیاقت شما بیشتر از یک رابطه ناسالم، جنبی و در حاشیه است.

وقتی در یک رابطه عاطفی با مرد متاهل قرار میگیرید، با مشکلات متعددی مواجه خواهید بود. شما هرگز اولویت اول او نخواهید بود، به مرور احساس تنهاییتان بیشتر خواهد شد و علاقه و هیجان رابطه به زودی فروکش خواهد کرد. ضمن اینکه احتمال زیادی وجود دارد دروغ، پنهان کاری و خیانت از سوی او در رابطه عاطفی با شما نیز تکرار شود.

برای دل کندن از عشق به یک مرد متاهل، لازم است قبل از هر چیز منطقی و واقع بین باشید. بهانه های او برای خیانت را نپذیرید و به یاد داشته باشید شما ناجی و پرستار عاطفی دیگران نیستید.خودتان را جای همسر او بگذارید و قبول کنید ارتباط همسر او با شما کار انسانی و اخلاقی نیست. سعی کنید بر اهداف بلند مدتتان تمرکز داشته باشید و واقع بینانه به سرانجام این رابطه فکر کنید. به یاد داشته باشید شما مطمئنا لیاقت یک رابطه عاطفی سالم را دارید.

چرا متاهل ها از ازدواج ناراضی اند؟

 پیدا کردن زوج هایی که از زندگی مشترک شان راضی نیستند اما تحت هر شرایطی به زندگی ادامه داده و زیر بار جدایی نمی روند کار دشواری نیست. افسردگی،خشم پنهان،ناامیدی و بی انگیزه بودن، از ویژگی های بارز آنهایی است که در این زندگی ها دست و پا می زنند.

 واقعا چرا خیلی از افراد از زندگی مشترک شان راضی نیستند و احساس شادی نمی کنند؟ این زوج ها حتما دلایلی برای عدم رضایت از زندگی مشترک شان دارند و اینکه چرا چنین وضعیتی را ادامه می دهند.

این سوالی است که به سختی می توان به آن جواب داد. بررسی هایی که انجام شده نشان می دهد در میان تمام دلایلی که برای این مشکل می توان ارائه داد، ارتباط ناموثر، صداقت نداشتن و خیانت پررنگ تر از سایر علت ها به چشم می خورند.

اگر بعد از گذشت چند سال از ازدواج تان احساس فرسودگی و دلزدگی می کنید، به احتمال زیاد تلاشی برای کمک به ازداوج تان و احساس شادی از رابطه تان نکرده اید. یک رابطه ی مادام العمر و واقعا رضایت بخش، مراحلی دارد که باید طی شود. اینکه بعد از ازدواج، دو نفر باقی عمرشان را به خوبی و خوشی محض بگذرانند فقط و فقط در افسانه هاست!

نداشتن ارتباط عاطفی کافی، عدم رضایت کافی از رابطه جنسی، توجه کافی به همدیگر نداشتن و وقت گفتگوهای دونفره نداشتن، هم سایر دلایلی بودند که در نظر سنجی ها عنوان شدند.

با هم مروری داریم بر دیگر عواملی که موجب عدم رضایت از زندگی زناشویی می شوند و متداول هم هستند:

پس رفت به جای پیشرفت بعد از ازدواج

مسائل مالی و انتظارات برآورده نشده یکی از دلایلی است که مخصوصا در کشورهای توسعه نیافته بسیار به چشم می خورد. بحران های مالی باعث کم رنگ شدن آرامش و امنیت شده و روی روابط و مدیریت رفتارها اثر می گذارد. بسیار طبیعی است که طعمه های اصلی چنین شرایط استرس برانگیزی، بنیان خانواده هاست.

وضعیت اقتصادی، افزایش بار مالی، قسط و قرض‌ و کاهش درآمد از جمله دلایلی است که مردان متاهل را از ازدواج پشیمان کرده است.

کاربری نوشته است: من ده سال پیش ازدواج کردم و زود هم پشیمون شدم قبل از ازدواج درآمد خوب بنز صفر احترام داشتم چند نفری هم دورم نون می خوردند بعد از ازدواج زود پشیمون شدم به خاطر بچم تحمل کردم لطمه نخوره الان کار درستی ندارم ماشین و پولامو زنم گرفت چیزی تو دستم نمونده الان دیگه تحملشو ندارم خونمو میفروشم مهرشو بدم طلاقش بدم همشون مثل همند چیزایی که یه عمر و خونه باباش نمیدید یه شبه صاحب شد چه حرفهایی میزد الان همه زندگیم شده مالش و … نکنید جوونا زیر بار مهر سنگین نرین شرط کنید اموالتون مال مرده پشتوانه مرده اگه اومد قبول کرد میخواد زندگی کنه خودتو میخواد اگه نه که میخواد بکنه ازت و سواری بگیره و پشیمون میشی.

کاربر دیگری به اسم حسین نوشته است: ای کسانی که تصمیم دارید ازدواج کنید یا در شرف ازدواج هستید، بدانید و آگاه باشید، تمام عمرتان را صرف قسط و بدبختی خواهید کرد. جامعه امروز ما جامعه ای نیست که دیگه بشه توش “عاشق واقعی” پیدا کرد. همه چی تصنعی و ریا. یه سلامی هم بکنم به مسئولین که واقعا جامعه خوبی ساختند. داریم به نقطه ای میرسیم که دخترها و پسرها دارن از هم متنفر میشند.

ازدواج یک اتفاق ذاتی و فطری نیست، چون در نهاد بشر چنین چیزی در حالت عادی موجود نیست که بخواهد تمام عمرش را به کسی پیوند بخورد و راهی هم جز این نداشته باشد. معیارها و هنجارهای اجتماعی و فرهنگی، ازدواج را مقوله ای کاملا فطری جلوه می دهند در صورتیکه در واقعیت، فقط عده ی خاصی از افراد و شخصیت های بخصوصی در حالت عادی قادرند ازدواجی کاملا مفید و رضایتبخش دارا باشند و بقیه باید با تلاش و فراگرفتن مهارت های لازم تا حدودی به این رضایت برسند.

عده ی زیادی از افراد هم معیارهای نامفهوم و غیرمنطقی برای ازدواج دارند و بنابراین اساس رابطه شان از همان اول سُست و سطحی است، مثلا علاقه ی مشترک به یک سریال، طرفدار یک گروه موسیقی مشترک بودن یا چیزهایی از این دست!

تعداد زیادی از ازدواج های سفید هم با شکست و عدم رضایت مواجه می شوند چون طرفین مهارت حفظ و رابطه را ندارند، نه اینکه مناسب هم نباشند یا مشکل بزرگی وجود داشته باشد.

بعضی ها تصور درستی از خودشان ندارند یا خودشان را به خوبی نمی شناسند و بنابراین قبل از ازدواج نمی توانند جواب های درستی به پرسش های طرف مقابل بدهند که حتی ممکن است سوال های بسیار مفیدی باشد، در نتیجه شناخت درست و مناسبی بوجود نمی آید.

اگر نگاه تان به رابطه ی زناشویی به عنوان نتیجه ی نهایی یک هدف باشد، نه شروع فرصت های نوین، فکر می کنید بتوانید بعدا به جایی برسید که از رابطه تان احساس رضایت کنید؟

شما باید بتوانید بعد از ازدواج هویت خودتان را حفظ کنید و هویت همسرتان را هم بپذیرید. لازمه ی ازدواج، توافق و سازش است؛ اما همزمان باید حد و حدود خودتان را هم بشناسید و به اندازه کافی احساس راحتی کنید تا بتوانید خودِ واقعی تان بمانید و به طرف مقابل تان هم اجازه دهید اینچنین باشد. بله، کار سختی است و نیاز به تمرین دارد!

شاید کلیشه ای به نظر برسد اما واقعیت این است که اگر هر دو طرف، قبل از ازدواج رابطه ی خوبی با خودشان دارا باشند و از نیازها و علاقه مندی ها و شخصیت خودشان به درستی آگاه باشند، احتمال اینکه زندگی مشترک خوب و رضایتبخشی در پیش بگیرند بسیار بیشتر است. اگر برای احساس خوب و کامل بودن به دیگری وابسته باشید، زمانی که او نتواند انتظارات شما را برآورده کند، از او عصبانی و نارضی خواهید شد، در صورتیکه این، مشکل خود ِ شماست نه فرد مقابل!

در هر رابطه ای، شیوه ی برقراری ارتباط موثر، عامل بزرگی است که اگر با مشکلات مالی، استرس، خیانت و هر نوع اتفاق منفی دیگری همراه شود می تواند یک ازدواج را عمیقا با یاس و شکست روبرو کند.

موارد بسیار زیادی وجود دارد که زن یا مرد سعی دارد طرف مقابلش را تغییر دهد و به معیارهایی که خودش از یک «همسر ایده آل» دارد نزدیک کند و انگار قبل از ازدواج، ابدا به تیپ شخصیتی فرد مقابلش که حالا برای او ناخوشایند است توجهی نداشته!

گاهی فقط کافیست یک چیزهایی اصلاح شود تا هر دو نفر، شاد و راضی باشند و واقعا نیازی به تغییر و تحولات اساسی که قطعا هم بی نتیجه و فرساینده است نمی باشد. نباید توقع داشته باشید «ازدواج» به خودی خود باعث شادی تان شود، بلکه این شما هستید که باید مهارت وارد کردن شادی به رابطه تان را داشته باشید.

حالا چرا افراد به رابطه ای که از آن راضی نیستند ادامه می دهند؟!

عده ای از افراد با وجود اینکه از رابطه ی زناشویی شان ابدا رضایت ندارند اما انتخاب می کنند که همچنان ادامه دهند. واقعا چرا؟

باز هم دلایل متعددی وجود دارد که هر کدام توجیهات خاص خودشان را دارند. برای عده ای از افراد، با اینکه پایان دادن به رابطه، لازم و بهترین راه حل است اما چون ابدا تحمل چنین اتفاقی را ندارند، ادامه می دهند و حتی می گویند: من بدبختم و این را می دانم و با بدبختی ام خو گرفته ام و این را به بدبختی ِ تنها بودن ترجیح می دهم.

و اما سایر دلایلی که بعضی ها با وجود اینکه می دانند انتخاب غیرعاقلانه ای است اما به زندگی نامناسب شان ادمه می دهند:

۱. جدایی هزینه دارد و گران تمام می شود

البته این دلیلی است که بیشتر برای آقایان مطرح می شود؛ به عقیده ی این جور افراد، اگر توان مالی پرداخت مهریه یا بخشی از آن را داشتند قطعا جدایی را انتخاب می کردند. بنابراین برای این دسته از افراد، ماندن و ادامه ی زندگی، بسیار مقرون به صرفه تر است!

گاهی هم نداشتن توان پرداخت هزینه های جدایی ،باعث می شود زوج ها به فکر راه حل بهتری بیفتند؛ آنها با یک حساب و کتاب ساده متوجه می شوند که پرداخت هزینه های چند جلسه مشاوره و رفع مسائل زندگی مشترک شان ولو نسبی، برای شان خیلی ارزان تر از جدایی و هزینه های جانبی آن تمام می شود.

۲. بخاطر بچه ها تحمل می کنند و تن به جدایی نمی دهند

هرچند واقعا معلوم نیست که آیا بچه ها از زندگی در کنار پدر و مادر افسرده و ناراضی نفعی می برند یا نه، اما در اغلب موارد ظاهرا این طور به نظر می رسد که چاره ی دیگری نیست. پدر و مادری که مدام در حال درگیری هستند و بچه ها هم ناچارا تماشاگران مضطرب این صحنه های ناخوشایند همیشگی اند، فضایی دردناک و متشنج که مطمئنا آرامش و امنیت یک زندگی سالم را ندارد.

در چنین محیطی که درگیری های کلامی و حتی فیزیکی جریان دارد، نمی توان ادعا کرد که تاثیری روی بچه ها ندارد. البته زندگی هایی که خالی از هرگونه شور و هیجان هستند و هیچ لذت و محبتی رد و بدل نمی شود هم زمینه ای برای رشد و بالندگی بچه ها فراهم نمی کنند. والدینی هستند که از عبارت «فقط بخاطر بچه ها» به عنوان بهانه ای برای تن به جدایی ندادن استفاده می کنند در حالیکه دلایل واقعی را باید در نیازها و ترس های خودشان جستجو کرد.

۳. عقیده دارند رابطه شان دیگر آنقدرها هم بد نیست که بخواهند تن به جدایی بدهند

خیلی از افراد به طلاق و جدایی به عنوان آخرین راه حل نگاه می کنند که باید به هر قیمتی شده از آن اجتناب کنند، بنابراین دلایلی را که شاید برای دیگران توجیه کننده ی جدایی باشد، تحمل می کنند و هم از نظر روحی و هم از نظر جسمی خودشان را عذاب می دهند. یعنی به طور کلی، معیار «خیلی هم بد نبودن» دلیلی است برای ادامه ی زندگی مشترک.

۴. باورشان این است که طلاق گرفتن و جدایی خجالت آور است و نمی توانند قبول کنند که شکست خورده اند

این بهانه ای است که زیاد شنیده می شود. برای بسیاری از افراد مخصوصا آنهایی که دوروبرشان را اقوام و دوستانی گرفته اند که ظاهرا زندگی رمانتیک و روابط موفق و بسیار خوبی دارند، طلاق گرفتن و جدایی واقعا شرم آور است.

همچنان عوامل دیگری که می تواند دلیل ادامه ی یک رابطه ی ناشاد باشد وجود دارد که یک یا هردو زوج را وادار به ماندن می کند. هرچند اولین اقدام عاقلانه ای که می توان برای درآمدن و تغییر شرایط نامطلوب انجام داد، مراجعه  به مشاور و درخواست کمک از اوست اما اگر بعد از طی این مراحل، نتیجه ی مناسبی بدست نیامد، چه بسیارند کسانی که انتخاب می کنند «حتما» در این زندگی ناموزون همیشگی بمانند و تن به جدایی در نمی دهند.

چرا مردان به داشتن همسر دوم گرایش پیدا می‌کنند؟

کارشناسان مهم‌ترین علل گرایش مردان به داشتن همسر دوم به ویژه در مردانی با موقعیت اقتصادی خوب را تنوع‌طلبی می‌دانند. البته مسائلی همچون نبود پیوند عاطفی قوی میان زوجین، سرد مزاجی خانم‌ها، نداشتن فرزند پسر هم از دیگر علل گرایش مردان به داشتن همسر دوم است.

هم چنین برخی از آقایان به علت ضعف در اعتماد به نفس به این سمت می‌روند که تمکن و توان مالی خود را به رخ بکشند. یکی از راه‌های به رخ کشیدن توانایی‌های فردی آنها این است که با اختیار کردن چند زن این احساس را برای خود به وجود بیاورند.

یکی دیگر از علل چند همسری نیاز به فرزند آوری است. ممکن است که فرد در ازدواج اول موفق به تولد فرزند نشود در نتیجه به دلیل دستیابی به فرزند همسر دوم اختیار می‌کند.

در مواردی هم برخی عوامل اجتماعی در چند همسری موثر هستند. به طور مثال، در جوامعی که درگیر جنگ می‌شوند و جنگ وجود دارد مردانی که توان مالی بیشتری دارند سعی می‌کنند زنانی که همسرانشان را در جنگ از دست داده‌اند را به عنوان همسر انتخاب کنند.

یک کارشناس ارشد روانشناسی در این رابطه گفته: خانم‌هایی که در زندگی به صورت افراط و تفریط عمل می‌کنند این نیاز را در مردان به وجود می‌آورند که مرد به سمت  دوهمسری و یا ازدواج موقت برود. خانواده باید مکانی آرام، گرم، عاطفی و مناسب برای زوجین و فرزندان باشد تا بخوبی همه بتوانند در کنار هم زندگی و رشد پیدا کنند. البته احساسات و هیجانات بیش از حد، گاهی اوقات مرد را به سمت دو همسری یا همسر صیغه ای گرایش می‌دهد که برخی از الگوهای تربیتی نیز در این امر می‌تواند تاثیرگذار باشد.

با اینکه برخی مراجع دینی اختیار کردن همسر دوم را حتی بصورت صیغه پسندیده و سنت پیغمر می‌دانند اما برخی از علمای فقهی اسلام در سطح جهانی با توجه به شرایط زندگی مدرن انسان بر این باور هستند که داشتن هم ‌زمان بیش از یک همسر بی‌عدالتی در حق زنان است.

شیخ احمد الطیّب امام ارشد مسجد الازهر و رئیس سابق دانشگاه الازهر مصر یکی از این افراد است. او در رابطه با چندهمسری مردان گفته: « کسانی که می‌گویند چند همسری باید وجود داشته باشد، همه در اشتباه‌اند. ما باید آیه‌های قرآن را مکمل بخوانیم.» به باور این روحانی، داشتن یک همسر قاعده است و چند همسری استثنای محدود. به گفته او در اسلام ازدواج همزمان محدود بوده و نیازمند برخورد عادلانه است. او همچنین گفته: اگر عدالت وجود نداشته باشد، داشتن بیش از یک همسر ممنوع است.

شیخ احمد الطیّب خواستار بازنگری وسیع در مورد مسائل مربوط زنان شده و تاکید کرده: زنان نیمی از جامعه را نمایندگی می‌کنند. اگر به آنان توجه نکنیم، مانند این است که تنها با یک پا راه برویم.

درست برعکس نظر امام ارشد مسجد الازهر مصر، «سمیع حاموده» یک روحانی از اسکندریه در صفحه فیس بوک نوشته است: چندهمسری و یا ازدواج موقت یک راه‌حل اجتماعی برای زنان بی‌شوهری است که “نداشتن همسر” احساس بدی به آنان می‌دهد.

در ایران نیز برخی از طلاب قم به چند همسری اعتقاد دارند. یکی از طلاب فعال در حوزه چندهمسری که خودش تک‌همسر است در رابطه با ترویج تعدد زوجات گفته:  در سفری که به یکی از مناطق محروم کرمان داشتیم متوجه شدیم که تعدادی از دختران از سن متعارف ازدواج در آن منطقه گذشته و به مجرد قطعی رسیده‌اند. طبق آمار رسمی آقای دکتر محزون از سازمان ثبت احوال تعداد دختران ۳۰ تا ۴۹ سال مجرد در کشور حدود ۹۰۰ هزارنفر است ولی پسران مجرد در این بازه سنی تنها ۳۲۰ هزار نفر است. این دختران شانس ازدواج برای همسر اول شدن کمی دارند. اما با جا افتادن فرهنگ تعدد زوجات می‌توانند ازدواج کنند. نتیجه طبیعی این آمار و وضعیت مطالعه میدانی ما این است که بهترین راهکار برای ازدواج پیردختران و یا بیوه‌ها و مطلقه‌ها رواج تعدد زوجات است.

این در حالیست که باتوجه به گزارش‌های رسمی دادگاه و حتی مشاورین و روانشناسان اجتماعی دلیل بسیاری از طلاق‌های امروزی گرایش مرد به زن دیگری و یا ازدواج مجدد و یا ازدواج موقت مرد است که زندگی را به مرحله بن‌بست کشانده‌است و زوجین تصمیم به جدایی از یکدیگر گرفته‌اند.

یک گروه اینترنتی که چند همسری را شایسته و درست می‌داند در ترویج این عمل نوشته‌اند: زنی که به مرد خود غیرت داشته باشد و مانع تعدد زوجات همسرش شود، خودخواه است. ما معتقدیم ریشه بسیاری از طلاقها همین بی‌توجهی به فرهنگ تعدد زوجات و بی‌توجهی به جامعه دختران و زنان مجرد هست. با مراجعه به دادگاه‌ها درمی یابید که بسیاری مردان ما در اثر دلباختگی به یک زن یا دختر دیگر دارند از همسر اولش جدا می‌شود، در حالیکه اگر فرهنگ تعدد زوجات جا می‌افتاد، او همسر اولش را رها نمیکرد، بلکه همسر دیگری به زندگانی‌اش اضافه می‌کرد.

در قوانین فعلی ایران و دیگر کشورهای مسلمان در برخی از کشورهای مسلمان از جمله تونس و ترکیه چندهمسری ممنوع است.

در مصر مردان متاهلی که خواستار ازدواج‌های متعدد هستند، باید همسران‌شان را در این مورد آگاه بسازند. براساس این قانون همچنین زنان حق دارند که یک سال پس از باخبر شدن این موضوع، درخواست طلاق کنند.

در ایران، اگرچه در فقه اسلامی محدودیتی بجز شرط عدالت برای ازدواج مجدد تا چهار همسر، برای مردان دیده نشده است اما در سال ۵۳ و با تصویب ماده ۱۶ قانون حمایت از خانواده، این موضوع به کلی دگرگون شد به طوریکه قانون، اصل را بر ممنوعیت ازدواج مجدد مردان قرار داده و مقرر کرده است که مرد نمی‌تواند با داشتن زن، همسر دوم اختیار کند مگر در موارد زیر:

رضایت همسر اول

عدم قدرت همسر اول به ایفای وظایف زناشویی

عدم تمکین زن از شوهر

ابتلاء زن به جنون یا امراض صعب‌العلاج

محکومیت زن به حبس بیش از شش ماه

ابتلاء زن به هر گونه اعتیاد مضر

ترک زندگی خانوادگی از طرف زن

عقیم بودن زن

غایب مفقودالاثر شدن زن

در بندهای دوم تا نهم این ماده قانونی، موضوعاتی مطرح شده که ازدواج مجدد مرد به واسطه آن طبیعی به نظر می‌رسد اما اگر زوجه مشکلی نداشته باشد، بیمار نباشد، محبوس و مجنون هم نباشد، بچه ‌دار هم شده باشد، در این صورت، تنها راه مرد برای ازدواج مجدد یا متعه اخذ رضایت همسر اول و کسب اجازه از دادگاه است.

البته احراز تحقق بندهای دوم تا نهم هم با دادگاه است و اگر دادگاه آن را احراز نکند، اجازه ازدواج مجدد را به مرد نخواهد داد.

باید بدانید پدر خانواده تکیه گاهی است که اگر فرو ریزد، نسلی را دچار مشکل می کند، بنابر این کسانی می توانند به تعدد زوجات اقدام کنند که قدرت جسمی، مالی و عقلی بالایی داشته باشند تا بتوانند بین زنان متعدد خود عدالت را رعایت کنند.

مردانی که برای ازدواج مناسب نیستند

در این مقاله در وبلاگ سایت ازدواج موقت حافظون قصد داریم شما را با ویژگی آقایانی که مناسب ازدواج نیستند و یا هنوز برای ازدواج آماده نشده اند، آشنا کنیم.

افرادی که هنوز برای ازدواج آماده نشده اند

مردهایی که حاضر نیستند استقلال خود را از دست بدهند

مردهایی به هیچ عنوان حاضر نیستند استقلال خود را که به این سختی حفظ کرده اند به این آسانی از دست بدهند. آنها دوست ندارند که کسی روال عادی زندگی آنها را مختل کند از فرزند خوششان نمی آید، هیچ گاه وعده ازدواج به کسی نمی دهند، بالای ۴۰ سال سن دارند و هیچ وقت با هیچ زنی زندگی نکرده اند. هیچ چیز نمی تواند این روحیه سفت و سخت را برهم بزند پس وقتتان را تلف نکنید تغییر دادن این مردها به این آسانی ها نیست و تقریبا غیرممکن است.

مردی که به تازگی از زن قبلی جدا شده است

 این همان مردی است که دوره نقاهت جدایی از همسر را پشت سر گذاشته است حال که زخم هایش بهبود یافته می خواهد جبران زمانی که از دست داده را بکند. یک ماشین اسپورت می خرد اگر موی سفید در سرش ببیند رنگ می کند و کمی هم به سر و وضع لباس هایش می رسد یعنی خود را برای آشنایی های جدید و یک زندگی جدید کاملا آماده می کند.

ازدواج موقت با مردی که تجربه تلخی از زندگی پیشین خود دارد ، باید با احتیاط بیشتری صورت گیرد. در جامعه امروز ازدواج یک دختر با مرد مطلقه به نسبت ازدواج یک پسر مجرد با زن مطلقه بهتر پذیرفته می شود و مردانی که طلاق می گیرند در مقایسه با زنان، با دست بازتری می توانند دوباره ازدواج کنند.

  • اولین نکات منفی این نوع ازدواج مقایسه میان همسر قبلی و فعلی است به صورتی ممکن است او نکات مثبت شما را کمتر ببیند.
  • یکی دیگر از نکات منفی این ازدواج ها این است که فرد مطلقه ممکن است ارتباط خود را به طور کلی با همسر قبلی خود قطع نکند و به صورت موازی با همسر سابق اش ارتباط خود را حفظ کند.
  • سومین نکته منفی این نوع ازدواج ها این است که در ذهن این فرد طلاق گرفتن آسان است و ممکن است با بروز مشکلی در زندگی مشترک او به طلاق فکر کند.

مردی که در مورد آینده‌ی رابطه‌ تان هیچ صحبتی نمی‌کند

این مورد کاملا واضح است. اگر مردی به‌هیچ‌وجه در مورد آینده و برنامه‌هایی که در ذهنش دارد با شما صحبت نمی‌کند، یعنی تمایلی به ازدواج موقت با شما ندارد. چنین مردی چون به هیچ‌چیز متعهد نیست، می‌تواند به زندگی باب‌ میلش ادامه دهد، بدون آنکه هیچ‌گونه احساس مسئولیتی در قبال شما داشته باشد. برای زنی که در آینده‌ی نزدیک به‌دنبال ازدواج است، این یک علامت هشدار جدی به‌حساب می‌آید. یک رابطه‌ی سالم باید شامل گفت‌وگوهای مستقیم و صادقانه در مورد اهداف و برنامه‌های آینده‌ی دو طرف باشد.

مردی که با زن‌های دیگر بیش‌ از حد گرم می‌گیرد

مردی که با زن‌های اطرافش بیش‌ازحد گرم می‌گیرد، به این زودی‌ها قصد ازدواج ندارد. دلیلش این است که اگر در مورد طرف مقابلش واقعا جدی بود، می‌توانست از این کار دست‌ بردارد و فقط با همان زن حرف بزند و شوخی کند. درحالی‌که شوخی و سرزندگی ایرادی ندارد اما مردی که در یک رابطه‌ی جدی است، نباید به‌هیچ‌وجه با زنان دیگر رفتاری گرم و صمیمانه داشته باشد. این یک علامت هشدار بزرگ است.

مردی که اعتیاد دارد

منظور از اعتیاد هر نوع اعتیاد است. از اعتیاد به مواد مخدر و مشروبات الکلی گرفته، تا اعتیاد به کار یا بازی های کامپیوتری.اگر پسر مورد نظرتان بیشتر از آن که در جهان واقعی با مشکلات بجنگد، در خانه سرش را با بازی‌های کامپیوتری گرم میکند، بهتر است خواستگاری را برای ادامه زندگی انتخاب کنید که بالغ تر از این یکی باشد. شکی در سرگرم کننده بودن بازی‌های کامپیوتری نیست، اما فردی که تمام روزش را به بازی کردن میگذراند، فرد سالمی نیست و نیاز به کمک دارد.اعتیاد باعث میشود فرد اولویت‌هایش در زندگی مشترک را از یاد ببرد. سرمایه‌های مالی خانواده را به راحتی به باد بدهد و نتواند مسئولیت‌هایش را به درستی انجام دهد. مرد معتاد به هیچ وجه مرد مناسبی برای ازدواج موقت نیست.

مرد رفیق باز

اینکه مرد زندگی شما دوستان صمیمی داشته باشد به طور کلی خوب است. اما اگر پسری همواره وقت زیادی را با دوستانش بگذراند، به طوری که وقت گذرانی با دوستانش را نسبت به همه چیز ترجیح دهد و آن‌ها در اولویت اول زندگیش قرار دهد، شما در زندگی مشترک مطمئنا با مشکل مواجه خواهید شد. زندگی با مرد رفیق باز بسیار مشکل است و ازدواج با او اصلا توصیه نمیشود.

مرد رفیق‌باز همیشه برنامه‌ای برای خوش گذراندن با دوستانش دارد و بودن در کنار رفقای گرمابه و گلستانش را به هر کار دیگری ترجیح میدهد. اگر با چنین مردی ازدواج کنید، وقتی در شرایط سخت نیاز دارید که همسرتان کنارتان باشد، او بیرون مشغول خوش گذراندن با رفقایش است. یک دوست پسر رفیق‌باز هیچگاه شما را در اولویت قرار نمیدهد و بعید است که این شرایط بعد از ازدواج تغییر کند. مردانی که رفقایشان را مقدم بر شریک زندگیشان میدانند، دوست خوبی برای رفقایشان خواهند بود، اما شوهر مناسبی نخواهند شد.

 مردی که در اغلب اوقات بدون شما بیرون می‌رود

برای یک زوج بسیار عادی است که زمان‌های مخصوص به خودشان را داشته باشند و در تمامی اوقات با هم نباشند، با این حال اگر طرف مقابل شما در اکثر مواقع به‌تنهایی بیرون می‌رود و از شما نمی خواهد که همراهی‌اش کنید، این می‌تواند یک علامت هشدار باشد. به‌علاوه یک مرد باید بخواهد شما را به دوستان و آشنایانش نشان دهد و با دوستان و اطرافیان شما نیز آشنا شود تا ببیند که آیا زوج مناسبی هستید یا خیر. اگر احساس می‌کنید که شما را پنهان می‌کند و دوست ندارد در جمع‌های دوستانه‌اش حاضر شوید، در اغلب موارد به این معناست که شما و این رابطه برای او چندان جدی نیستید. ممکن است در حال خیانت به شما باشد یا شاید اصلا علاقه‌ای به بودن در این رابطه ندارد.

مردی که هنوز کودک است

مردانی که رفتار‌های بچه گانه دارند، گزینه‌های خوبی برای شما نیستند. آیا شما دوست دارید که با یک بچه سروکله بزنید؟ اگر مردی که در مقابل تان است نمی‌تواند کاری که شما به او محول کرده اید را انجام دهد، رخت هایش را خودش بشوید و ۳ نوع غذای مختلف درست کند، بدانید که هنوز برای برقراری یک رابطه عاطفی، کوچک است. مردی که در زندگی واقعی اش کودک باشد، در رابطه اش با شما نیز کودکانه عمل خواهد کرد، بنابراین حواس تان باشد به چنین مردا‌هایی دل نبندید.

مرزشناسی در ازدواج موقت

آنگاه که انسان بر بال اندیشه می نشیند و با استمداد از خرد، این ارزشمندترین دستمایه حیات و سرمـایه نجـات، در بیکران افق معرفت به پرواز در می آید، عرصه معلومات را یکی پس از دیگری درمی نوردد تا بر مجهولات فایق آید و پیوسته از مشهودات و بدیهیات، اوّلیّات و مشهورات می گذرد تا به عرصه معقولات دست یازد.

همان گونه که طبیعت را به رغم کثرت، از وحدت و قانون مندی دقیق برخوردار می بیند، شریعت را نیز نظامی منطقی و مستدل، قرین اتقان و حکمت در عین پویایی و قدرت می یابد.
در این صورت، دیگر انسان نه در صـدد معاملـه و سودجــویی از مواهب طبیعت بر می آید تا به تباهی و غارت بپردازد،‌ و نه دین را دستاویز دنیا قرار می دهد، تا بر سر سفره کتمان و التباس حق، یا سطحی نگری و طمع ورزی نسبت به شریعت نشیند، و به غارت و چپاول احکام خدا دست یازد. و در بازار مطامع نفسانی غنایم دین و ودایع حق مبین را به ننگین بفروشد.


جای تردید نیست که تاریخ جوامع بشری پیوسته جولانگاه چهره هایی بوده که فرصت طلبی و خودبینی، آنان را تا بدان جا پیش برده که نه تنها سرمایه های حیاتی خود و دیگران را در معرض تجاوز و تعرض و مبادله قرار داده اند، بلکه ناجوانمردانه حکم خدا را نیز دستاویز رسیدن به مقاصد شوم خویش و قانون حق را به عنوان وسیله ای برای مطامع خود به کار بسته اند.


از سوی دیگر پیوسته عده ای که ظاهراً خود را حامی اصلاح و خیر اندیشی می پنداشتند،‌ با استمداد از روشهایی خاص در صدد مقابله و تغییر قانون برآمدند و به جای آنکه به اصلاح سود جویان و مفسدین بپـردازند و سوء استفاده ها را محکوم نمایند، به تبرئه انسانهای سودجو و محکومیت دین پرداختند.


امروز که دنیامداران سلطه گر در صددند تا کالای خویش را به عنوان بهترین جلوه های تمدن و تجدد عرضه نمایند؛حتی برای غلبه تئوریهای باطل خویش، به فرضیه پردازی و القاء‌ مکاتب علمی دست می زنند و در پس پرده «نظم نوین جهانی» و شعارهایی چون «جهانی شدن و فراگیری فرهنگ بین المللی» به نابودی همه ارزشهای دینی و ملی و فرهنگی ملل جهان کمر عناد می بندند؛ اگر تحفه و ارمغانی از غرب به سوی شرق سرازیر شود، قبله آمال می گردد ولو اینکه سرا پا ایراد و مفسده باشد؛ ولی اگر کالایی از نـوع میـراث شرقـی و ملـی، یا دینی و بومی ارائه شود؛ فوراً تختئه شده و مورد سرکوب قرار می گیرد‌، تا از دین و سنتهای ملی و اصیل چهره ای کریه و مخالف با تمدن و اهداف انسانی بسازند.


سرنوشت حکم متین «ازدواج موقت» در طول حیات اسلام،‌ همواره دستخوش چنین تحولاتی بوده، گاه تحریم و گاه مورد تردید و تعرض و گاه مورد حمایت و تأیید واقع گردیده است.
بعضی با طعن و تمسخر بدان تاختند و عده ای با سوء استفاده بدان پرداختند و در این میان بمانند سایر مسائل، فقط تبیین و تشریح جایگاه این حکم از سوی ائمه معصومین (ع) پرده های ابهام را برداشته و حقیقت قانونگذاری و جعل آن را ابراز داشته است. لذا در عین تثبیت و حمایت از حکم خدا، گاه نسبت به بعضی افراد آن را تحریم و در مواضعی خاص منعی جدی نموده اند و شرایط و مصادیق حکم را بدون ابهام بیان داشته اند.


بنابراین چاره اندیشی معتدل در روش تحقیق، ما را بر این می دارد که در طرح موضوعی چون «ازدواج موقت» که قابلیت طرح و ارزیابی را به لحاظ ابعاد و جایگاههای مختلف دارد، هرگز خلط، یا ایجاد ابهام در موضوعات نکنیم. از باب مثال، گاه ما به «ازدواج موقت» از دیدگاه شیعه نظر داریم، گاه منزلت تاریخی و سیاسی آن و یا علت تحریم خلیفه دوم مورد نظر ماست، گاه در مقام تفکیک مواضع تأکید از مواضع تحریم آن، حتی از سوی ائمه معصومین (ع) هستیم؛ گاه در مقام بیان نوع حکم، به عنوان حکم اولیه و یا ثانویه بر می آئیم، گاه در مقابله با ابتذال فرهنگ غرب و آزادی جنسی و عوارض آن، «متعه» را طرح می کنیم، گاه به عنوان یک راهکار اضطراری در حل معضل یک جوان، و گاه به پیشگیری از سوء استفاده حکم متعه و یا قانون آن، که هر کدام از این موارد جایگاه و راهکار خاص خود را دارد و تسری دادن یک راه حل از جایی به جای دیگر، و در تمامی این موضوعات از یک دریچه به مسأله «ازدواج موقت» نگریستن، خطاست. تأکید و یا تبیین در یک جهت نباید موجب تأیید در سایر جهات شود.


لذا انگیزه ما در این نوشتار، نه با هدف هدایت افکار و تشویق بر استقبال از آن؛ بدون توجه به مسائل جانبی، و نه نفی این حکم متین و متقن نسبت به جایگاه واقعیش و همراهی با مخالفین آن، بلکه از آن جهت که گاه طرح یک موضوع تبدیل به یک سوژه تبلیغاتی می شود، یا ابهام آن موجب سوء استفاده و یا دستاویزی برای انسانهای مغرض می گردد، لازم است در تبیین «ازدواج موقت»، از مناظر مختلف به دیده تحقیق نگریست و از هر گونه خلط و ابهام پیشگیری نمود.

آیا «متعه» راهکاری مناسب و فراگیر برای جوانان است؟

توجه اسلام در بعد مسئولیت پذیری جوان، تأکید بر استحکام خانواده،‌ توصیه به اولیاء نسبت به اقدام بر ازدواج دائم فرزندان، از بین نرفتن عوامل عفاف و حیا، به تأخیر نینداختن نکاح بواسطه نبود امکانات مادی، تلاش بر ایجاد ارتباط بر اساس تعهدی الهی و پایبندی بر میثاق ازدواج دائم،‌ جایگاه پرورش نسل سالم و رشید درسایه اصالت و قوام خانواده، توجه به توانایی‌ و نشاط جوانی در پدر و مادر و نقش آن نسبت به آتیه فرزندان و زندگی مشترک؛ صلابت و پویایی جامعه که در گرو قوام و سلامت خانوادهاست و موارد عدیده ای از این قبیل که در متون ما بسیار بر آن تأکید شده، قطعاً ما را بر این می دارد که در استمداد از جوان و حل مشکلات آنان با بصیرتی عمیق تر به این گونه مسائل بنیادی مربوط به خانواده و جامعه بپردازیم.


آنچه که نسبت به قانونگذاری در ادیان الهی و خصوصاً اسلام مطرح بوده، توجه به تمامی نیازها و ابعاد وجودی انسان و واقعیات زندگی او، در عین حفظ جایگاه ارزشی اش می باشد، و برهمین اساس نظام قانونگذاری به گونه ای بوده که بشر مسلط بر طبیعت، و عالم برون، در تسلط و تعدیل غرایز هم، بر درون خود مسلط باشد. نه آنکه تابع تمایلات و غرایز خویش گردد. و برهمین اساس در متون روایات اسلامی مرد یا زنی که دارای ذائقه هوسرانی است بشدت مذمت شده، لذا رسولخدا (ص) فرمود: «ان الله یبغض او یلعن کل ذواق من الرجال و کل ذواقه من النساء»[۴] خداوند عزوجل دشمن می دارد یا لعنت می کند مرد و زن هوسران را. برهمین اساس در ساماندهی و تعدیل غرایز به گونه ای راهکار می دهد که در عین تأمین و پاسخگویی به نیاز بشر، مراقب است تا حریم سایر ارزشها و قوانین از دست نرود، لذا در اصل تشریع، در مصلحت و حکمت ازدواج موقت هیچ تردیدی نیست، لیکن نه به عنوان ترویج هوسرانی و لاابالی گری با مجوز شرعی و القای یک راهکار شایع و اولیه و کلیدی برای رفع تمامی مشکلات، و فراگیر برای همه افراد و تمامی زمانها و مکانها؛ به گونه ای که اگر افراد جامعه دچار مشکل اقتصادی هستند بگوییم درمانش «متعه» است.


اگر آمار طلاق بالا می رود بگوییم چاره اش ترویج ازدواج موقت و فرار از زندگی دائم است.
حتی دلایل روانشناسی بیاوریم و بگوییم زن و مرد همیشه برای هم تازگی و تمایل جنسی متقابل ندارند و برای تنوع، «متعه» را تجویز کنیم.
در بعضی توجیحات بگوییم اگر غرب به پیشرفت دست زده به واسطه آزادی جنسی است، پس ما هم با استفاده از این حکم محدودیتها را بشکنیم. و نیز برای فرار از مسئولیت پذیری و تشکیل خانواده، جوانان را ترغیب به ازدواج موقت کنیم و مواردی دیگر از این قبیل تا هم دشمنان مغرض از آن بهره مند شوند و هم دوستان لاابالی و سودجو طرفی بربندند.

برگرفته از کتاب مرزشناسی در ازدواج موقت نوشته عزت السادات میرخانی